آثار توبه واقعی

 

گناهان انسان هرچقدر هم که بزرگ و فراوان باشد، با توبة واقعی بخشیده می‌شود.

 مغفرت و رحمت الهی و آمرزش همة گناهان، در قرآن کریم به روشنی بیان شده و مورد تأکید قرار گرفته است :

«قُلْ یا عِبادِیَ الَّذینَ أَسْرَفُوا عَلی‏ أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ» [1]

بگو: اى بندگان من که بر خویشتن زیاده‏روى روا داشته‏اید، از رحمت خدا نومید مشوید. در حقیقت، خدا همة گناهان را مى‏آمرزد، که او خود آمرزنده مهربان است.

سیری در سیرة اهل بیت«علیهم السلام» و نگرشی به‌شیوة برخورد آن بزرگواران با گناه‌کارانِ نادم و پشیمان، به روشنی حاکی از بخشش و آمرزش گناهان انسان، پس از توبه است.

 روایات و حکایات فراوانی شاهد این ادّعا است:

به عنوان مثال، شخصی به نزد پیامبر اکرم«صل الله علیه و آله و سلم» آمد و گفت: زنی فرزند خود را کشته است، آیا راهی برای توبة او وجود دارد؟ پیامبر فرمودند: قسم به کسی که جان محمّد در دست او است، خداوند توبة او را قبول می‌کند و او را عفو می‌فرماید. سپس افزودند:

«إِنَّ بَابَ التَّوْبَةِ مَفْتُوحٌ مَا بَیْنَ الْمَشْرِقِ وَ الْمَغْرِبِ وَ إِنَّ التَّائِبَ مِنَ الذَّنْبِ کَمَنْ لَا ذَنْبَ لَه»[2]

باب توبه از بین مشرق تا مغرب گشاده است و کسی که از گناه توبه کند، مانند کسی است که گناهی ندارد.

امام صادق«علیه السلام» نیز در روایتی ‌فرمودند:

«إِذَا تَابَ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ تَوْبَةً نَصُوحاً أَحَبَّهُ اللَّهُ فَسَتَرَ عَلَیْهِ فِی الدُّنیَا وَ الْآخِرَة»

زمانى که بنده‏اى «توبه نصوح» کند، خداوند او را دوست داشته و عیبش را در دنیا و آخرت‏ مى‏پوشاند.

راوی می‌گوید: به آن حضرت عرض کردم چگونه خداوند عیوب بنده را مى‏پوشاند؟ فرمودند:

«یُنْسِی مَلَکَیْهِ مَا کَتَبَا عَلَیْهِ مِنَ الذُّنُوبِ وَ أَوْحَى إِلَى جَوَارِحِهِ اکْتُمِی عَلَیْهِ ذُنُوبَهُ وَ أَوْحَى إِلَى بِقَاعِ الْأَرْضِ اکْتُمِی عَلَیْهِ مَا کَانَ یَعْمَلُ عَلَیْکِ مِنَ الذُّنُوبِ فَیَلْقَی اللَّهَ حِینَ یَلْقَاهُ وَ لَیْسَ شَیْ‏ءٌ یَشْهَدُ عَلَیْهِ بِشَیْ‏ءٍ مِنَ الذُّنُوبِ» [3]

خداوند گناهانش را از یاد دو فرشته موکلش برده و به جوارحش وحى مى‏کند که گناهان او را بپوشانند و به قطعات زمین وحى مى‏کند، گناهانى که بر روى آنها انجام داده است پوشیده دارند، و لذا خداوند را در حالى در روز حساب ملاقات مى‏کند که چیزى بر علیه او در باره گناهان شهادت ندهد.

بنابراین هرچه گناه بزرگ و فراوان باشد، با توبه بخشیده می‌شود. پیش از این در توضیح این‌که پذیرش توبه هم هیچ شرطی ندارد،‌ آوردیم که قوم حضرت یونس«علیه السلام» با اینکه خداوند را نافرمانی کردند و یونس پیامبر«علیه السلام»  را اذیّت نمودند و موانع بسیاری برای رسالت وی فراهم آوردند، ولی همین که آثار عذاب الهی هویدا شد و آنان حقیقتاً توبه کردند، پذیرفته شد و موجب گردید که خداوند رحمان و رحیم، آن قوم را ببخشد و عذاب خوارکنندة دنیا را از آنان بردارد و تا زمان اجل طبیعی، به آنان مهلت و حیات مجدّد عطا فرماید.[4]

 


پی نوشت ها :

[1]. زمر / 53

2. جامع الأخبار، ص 88

3. الکافی، ج 2، ص 436

4. یونس /

 




خردسال ترین شهید دفاع مقدس

محمدحسین: به خدا خمینی را رها نکنید ا


در گلزار شهدای شهرستان میبد، روی قبر شهیدی که عکس وی بر پیشانی آن قرار دارد، نوشته شده است: خردسالترین شهید دفاع مقدس، نام این شهید محمدحسین ذوالفقاری است.


 

شاید برای خیلی ها سوال باشد که کم سن و سال ترین شهید دفاع مقدس کیست؟ در عملیات کربلا 6 نوجوانی 12ساله در گردان عاشورا به عنوان تک تیرانداز در جبهه شوش حضور داشت که شاید در آن زمان کمتر کسی از سن واقعی او خبر داشت، وی که در عملیات های مختلفی به همراه برادر خود حضور حماسی داشته و برای بچه های جنگ چهره ای آشنا بود دراین عملیات بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و لقب کم سن و سالترین شهید دوران دفاع مقدس لقب گرفت.

وی در فرازهایی از وصیت نامه خود آورده است: ای دشمن! به من نگاه کن ببین که چگونه آزادانه به جنگ با کفار می روم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا می کنم... ای ملت ایران! از کودکی فرزندانتان را خود ساخته سازید که آینده فرزندانتان خوب باشد ... ای مردم! به خدا خمینی را رها نکنید که حسینی است و اگر خمینی را رها کردید از اهل کوفه و شام هستید و از یزیدیان زمانید، اگر رهایش نکردید و پیرو او بودید از حسینیان و از پیروان خط راستین او هستید و « هل من ناصر ینصرنی » حسین علیه السلام را از زمین گرم کربلا لبیک گفته اید...

شهید محمد حسین ذوالفقاری در دهم فروردین سال 1348 در خانواده ای عاشق اهل بیت عصمت و طهارت در شهیدیه میبد متولد شد، از کودکی به مکتب خانه رفت و قرآن را فرا گرفت، در 9 سالگی به همراه خانواده به زیارت عتبات عالیات مشرف شد و سه بار توفیق یافت به زیارت حضرت سیدالشهدا(ع) برود و در نجف به دست بوسی حضرت امام(ره) مشرف شد و از آن حضرت سؤالاتی در باره انقلاب اسلامی پرسید و به همراه خود چند عکس از حضرت امام و شهید سید مصطفی خمینی را به ایران آورد.

وی در دوران انقلاب اسلامی فعال و کوشا بود و در تظاهرات شهر مشهد نیز شرکت داشت، برادرش علیرضا در این تظاهرات از ناحیه کتف زخمی شد؛ با شروع جنگ تحمیلی برادرش در جبهه ها حضور  یافت و این حضور باعث اشتیاق محمد حسین شده و وی با کسب رضایت والدین به آموزش نظامی رفته و سپس درخواست اعزام به جبهه می کند و در نهایت با اصرارهای فراوان در23 مهرسال 1360 به جبهه می رود و کمتر از دو ماه بعد در منطقه لاله زار بستان برادرش علیرضا به شهادت می رسد و او برای تشییع جنازه برادر به یزد فرستاده می شود.

محمد حسین به یزد می آید و چند روز پس از تشییع برادر به جبهه باز می گردد و در گردان عاشورا به عنوان تک تیرانداز سازماندهی می شود و در جبهه شوش به پیکار با نابکاران می پردازد و سر انجام در تاریخ28 آذر سال 1360 بر اثر اصابت ترکش به معراج الهی پر می کشد.

وی در وصیت نامه خود چنین می نویسد:

بسم الله الرحمن الرحیم

« بسم رب شهداء و الصدیقین »

« انا لله و انا الیه الراجعون »

سلام بر امام زمان (عج) و سلام بر امام خمینی و سلام بر ملت شریف ایران.

به نام خدای در هم کوبنده ستمگران و به نام خدای یاری دهنده مستضعفان.

ای دشمن! بدان که ملت ما همیشه بیدار و پیروز خواهد بود. ای منافق! ای ستون پنجم! بدان که اگر اسلام در کشوری ریشه نهد دیگر جای تو نیست. ای دشمن! به من نگاه کن ببین که چگونه آزادانه به جنگ با کفار می روم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا می کنم، خودت فکر کن ای منافق! که تو در راه چه کسی کشته می شوی، به خاطر احساسات نفسانی و درونیت یا به خاطر شخص و اشخاص، یا برای خدا، معلوم است تو برای شخص و برای احساسات نفسانی و شیطانیت کشته می شوی، چه بیهوده. درود برآن کسانی که راه حق را پیمودند و در آن راه یک قدم عقب نگذاشتند و جان خود را نثار راه حق کردند.

ای ملت ایران ! هرگز نگذارید فرزندانتان در دامن این منافقین یا ستون پنجم گرفتار شوند. ای ملت ایران ! از کودکی فرزندانتان را خود ساخته سازید که آینده فرزندانتان خوب باشد . ای مردم ! هرگز فرزندانتان را به خاطر مال اندوزی و طمع دنیا بزرگ نکنید، که دنیا شما و فرزندانتان را در کام خود فرو می برد و از خدا دور می کند و بازگشت آنها را ناهموار می کند.

در عملیات کربلا 6 نوجوانی 12ساله در گردان عاشورا به عنوان تک تیرانداز در جبهه شوش حضور داشت که شاید در آن زمان کمتر کسی از سن واقعی او خبر داشت، وی که در عملیات های مختلفی به همراه برادر خود حضور حماسی داشته و برای بچه های جنگ چهره ای آشنا بود دراین عملیات بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسید و لقب کم سن و سالترین شهید دوران دفاع مقدس لقب گرفت

ای مردم ! به خدا خمینی را رها نکنید که حسینی است و اگر خمینی را رها کردید از اهل کوفه و شام هستید و از یزیدیان زمانید ، اگر رهایش نکردید و پیرو او بودید از حسینیان و از پیروان خط راستین او هستید و « هل من ناصر ینصرنی » حسین علیه السلام را از زمین گرم کربلا لبیک گفته اید، به امید اینکه این چنین باشد.

ای کارمند! ای کشاورز! ای کارگر! ای بازاری! ای مردم ایران! کوچکترین کاری که به نفع این مملکت می کنید برای اسلام است، به خدا که چنین است ای مردم ایران! همه مسلمان شوید که مسلمان هستید ، شما هم مسلمان واقعی شوید زیرا این مملکت حکومت امام زمان (عج) در آن استقرار خواهد یافت ، زیرا ظهور امام زمان (عج) در این مملکت است و شما برای استقبال او هر لحظه آماده باشید.

خداحافظ ، به امید پیروزی اسلام برکفر .

وصیتم به پدر و مادرم : مادر عزیزم ! سلام بر تو که شب و روز از کوچکیم خواب نکردی تا من بزرگ شدم ، سلام بر تو ای پدری که بازوانت را شب و روز به کار بردی تا من رشد و نمو کنم و تا این حد برسم و برای زندگی آینده شما پر ثمر باشم ، ولی چه کار کنم که نه مال شما هستم نه مال خودم، بلکه هر عضو از اعضای بدن من امانت است و باید آن امانت را قربانی کنم و زودتر آن امانت را به او برسانم، پس شما نباید غصه بخورید و از مرگ من بگریید و به زاری بپردازید. زیرا که خدا در قرآن می فرماید: (ولاتحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتاً بل احیاء عند ربهم یرزقون) (و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده اند، مرده اند، بلکه زنده اند و نزد خدا روزی می خورند) انشاء الله که این آیه قرآن به شما و دیگر کسانی که در سوگ من نشسته اند قوت و نیرویی عطا کند. ای پدر و مادر ! از دوستان و آشنایان بخواهید که اگر به آنها اذیت و آزاری کرده ام و آنها از من ناراضی هستند مرا ببخشند ، که خدای مهربان مرا ببخشد.

 

روحش شاد و یادش گرامی

 




دستوراتی برای خلاصی از چشم‌زخم

 

سحر و چشم زخم از مقولاتی است که در قرآن کریم نیز بدان اشاره شده و هنوز هم هستند افرادی که از این ابزار علیه دیگران استفاده می‌کنند.

 آیةالله بهجت برای رفع آن دستوراتی را توصیه فرمودند که بیشتر بر مبانی قرآنی استوار است.

 از آیةالله بهجت رضوان‌الله تعالی علیه سوال شد که "کسی که سحر شده باشد یا دچار چشم‌زخم شده باشد برای بطلان سحر و دفع چشم‌زخم باید چه کند؟"

در پاسخ فرمودند: موارد ذیل را مراعات و عمل نمایید:

1- قرآن کوچک همیشه همراه داشته باشید.

2- معوذتین [سوره‌های مبارکه فلق و ناس] را بخوانید و تکرار نمائید.

3- آیةالکرسی را بخوانید و در منزل نصب نمائید.

4- چهار قل [سوره‌های مبارکه توحید، کارفرون، فلق و ناس] را بخوانید و تکرار نمائید، خصوصا وقت خواب.

5- در موقع اذان با صدای نسبتا بلند اذان بگوئید.

6- روزی 50 آیه از قرآن کریم را با صدای نسبتا بلند بخوانید.

 

 




معیار انتظار / صوتی

 

 

معیار و اساس کرامت در اسلام چیزى جز پرهیزکارى و دورى از گناه نیست.(1)

پس اگر قرار باشد انتظار فرج و دیده به راه حاکمیت اسلام و قرآن دوختن، فضیلت و کرامت مؤمنین به شمار آید، هرگز خارج از مدار تقوى نمى تواند باشد. اجر و مقام منتظران اگر همپایه جهادگران در رکاب پیامبر(صلى الله علیه وآله)و شهیدان بخون فتاده در برابر او قرار مى گیرد، به یقین چنین درجه و پاداشى جز در سایه جهاد با نفس و پیروزى بر شیطان درون و پرهیز از گناه و معصیت دست یافتنى نیست.

پرهیزکاران منتظر اهل فرار از صحنه هاى عمل و مسئولیّت نیستند. به بهانه پرهیزکارى راکد و ساکن نمى نشینند، بلکه پرسوز و پرتوان مسئولیّت مى پذیرند و به میدان کار و فعالیّت هاى اجتماعى قدم مى نهند

دامن آلودگانِ به خباثت گناه، اگر درفراق یار به ظاهر، خون از دیده ببارند بازهم در شمار منتظرین نیستند.

آشنایان با لذّتهاى شیطانى و کامرانى هاى نفسانى، اگر در هجر یار عمرى را ناله برآورند بازهم به ساحت یزدانى انتظار راه نمى یابند.

و بدین خاطر است که امام صادق(علیه السلام) دورى از گناه را همراه و همدوش انتظار شمرده است:

(اجتناب المحارم و انتظار الفرج.)(2)

و در جاى دیگر انتظار و پرهیزکارى را در کنار هم، شرط یارى امام زمان(علیه السلام) قرار داده است:(من سرّ أن یکون من اصحاب القائم فلینتظر و لیعمل بالورع و محاسن الاخلاق و هو منتظر.) (3)

(هرکس شادمان مى شود به اینکه از یاوران حضرت قائم(علیه السلام) باشد، پس انتظار بورزد و بر اساس تقوى و خوش خلقى رفتار نماید، در حالیکه منتظر است.)

قابل دقت است که نفرموده (پرهیزکار باشد)، بلکه فرموده (براساس پرهیزکارى عمل کند).

پرهیزکاران منتظر اهل فرار از صحنه هاى عمل و مسئولیّت نیستند. به بهانه پرهیزکارى راکد و ساکن نمى نشینند، بلکه پرسوز و پرتوان مسئولیّت مى پذیرند و به میدان کار و فعالیّت هاى اجتماعى قدم مى نهند، امّا همواره مواظب و مراقبند که مبادا در دام گناه گرفتار آیند یا قدم در محدوده گناه و نارضایتى خداوند نهند.

 

پی نوشت ها:

(1) ان اکرمکم عنداللّه اتقیکم. (پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم)).

(2) شیخ صدوق، خصال، ج 2، ص 79.

(3) بحارالأنوار، ج 52، ص 140.

 




ماجرای یک استکان چای

 

آیت الله کوهستانی یکی از بزرگان و عرفایی بود که هم اهل دل بود و هم اهل عمل ، یکی از حکایات او را بیان می کنیم.

جناب حاج کمال امینی بابلی که از تاجران دین دار و از ارادتمندان نزدیک آیت الله کوهستانی است می گوید:

روزی با عده ای از دوستان ، از بابل برای زیارت و کسب فیض از محضر آقای کوهستانی روانه کوهستان شدیم، چون آقا کسالت داشتند، در اندرونی خدمتشان شرف یاب شدیم.

 یکی از همراهان که برای نخستین بار به محضر آقا رسیده بود و چندان باور و اعتقادی به معظم له نداشت نیز حضور داشت.

مرحوم آقای کوهستانی، در حالی که به علت بیماری زیر کرسی دراز کشیده بودند، به ما لطف و محبت زیادی کردند، پس از لحظاتی که از محضرشان استفاده نمودیم، ایشان رو به من کرد و فرمود:

« مرا بلند کن من بنشینم »

و بعد دستور دادند در استکانش چای بریزم.

عرض کردم: داخل قوری چای نیست. فرمود:

« به هر مقدار که هست، بریزید

من قوری را گرفتم و نزدیک به یک استکان چای ریختم، آن گاه آقا چای را به آن دوست کم اعتقاد ما تعارف کرد. وی گفت: آقا من میل ندارم، معظم له اصرار ورزید که باید بگیری. می دانم شما میل داری! با اصرار آقا چای را گرفت و نوشید.

هنگام خداحافظی از محضر ایشان دیدیم این دوست ما که نخست اعتقاد چندانی نداشت و از بوسیدن دست آقا نیز اکراه داشت، خم شد و چند مرتبه دست آقا را بوسید و با سرافکندگی به ایشان گفت:

 آقا من ادعای غبن و پشیمانی دارم.

پس از بیرون آمدن از اتاق حالش منقلب و دگرگون شد. آن گاه به وی گفتم: آقای فلانی چه شده؟

 گفت: وقتی که در محضر آقا نشسته بودیم، به ذهنم خطور کرد که این آقا در این دِه عده ای از مردم را فریفته و آنان را مشغول به خود ساخته است ؛ اگر این آقا چیزی می داند و اهل معنا و کرامت است! یک استکان چای در استکان خودش برای من بریزد.

همین که این مطلب در ذهنم گذشت، دیدم ایشان از جای خود بلند شد و به شما فرمود، یک استکان چای بریزی و آن را به من تعارف نمود. آن لحظه متوجه گشتم که از اندیشه ام آگاه شده و فهمیدم که او عالمی عارف و اهل معنا است، از این رو از کرده خود پشیمان و سر سپرده ایشان شدم.

 




فُرصتی برایِ ظهور

 

زندگی همین فُرصت‌هایِ رو به راهی‌ست، که گاهی داریم.

مدیریتِ زندگی، مدیریتِ فُرصت‌هاست؛

و «انتظار»، مدیریتِ برنامه ریزی شده و برآیندِ همین فُرصت‌های در هم آمیخته.

فُرصت، زمانِ مُدیریت شدة آدمی‌ست.

زمان‌هایِ معمولی، فرصت نیست . زمان‌هایِ برنامه‌ریزی نشده، فرصت نیست. زمان‌های فلّه‌ای، فُرصت نیست. ساعت‌ها و روزهایِ باری به هر جهت، فُرصت نیست.

تنها آن مقداری از زمانِ هر کس و هر جامعه‌یی، «فُرصتِ» او تلّقی می‌شود ـ

انتظار، در بسترِ «مهندسیِ زمان»، دست به زمینه‌آفرینیِ «ظهور» زدن است

که مدیریت شده، برنامه‌ریزی شده، و بسته‌بندی شده باشد!

و گر نه، زمان‌های فلّه‌ای، برای همه یکسان ست.

زمانِ فلّه‌ای، همان «زمان بیرونیِ» شماست؛ که نسبت به هیچ «شیء»‌یی، فرقی ندارد.

این تنها «زمانِ درونیِ» انسان است، که می‌تواند منشأ «فُرصت سازی» و «فُرصت آفرینیِ» انسان بشود.

انتظار، از جنسِ زمان ست.

انتظار، در بسترِ «مهندسیِ زمان»، دست به زمینه‌آفرینیِ «ظهور» زدن است.

آن‌که «زمان» را نمی‌شناسد، هیچ گاه، نسبت و معادلة درخوری را با «انتظار» ـ و در نتیجه‌، فُرصتِ فراخوری را، با «ظهور» ـ نمی‌تواند فراهم آورد.

خداوند، مهارِ «زمان» و «زمین» را، به دستِ «انسان» داده است؛

و «مهارت»،

یعنی این‌که «مهارِ» پدیده‌ها و اشیا و ابزارِ هستی را در دست بگیریم؛ و «ماهرانه»، در راستایِ خوشبختی و خوشکامی و بالندگیِ انسانی / الاهیِ خویش، همة آنان را به کار ببریم.

روزمرّگی، مرگِ فُرصت‌هاست؛ و «انتظار»، کاربُردی‌ترین راه مُشتاقانه، برای تجدیدِ حیات و تمدید فُرصت‌ها...

والاترین هنر انتظار، هنر فُرصت آفرینی است.

حکایتِ آن کس که همه‌اش «شکایت» می‌کند، حکایتِ آن ورشکستة مفلوکی‌ست که هیچ وقت رنگِ راحتی را نمی‌تواند دید...

تصمیم، با شماست: «اِن تَنْصُرُوالله، یَنْصُرْکُم وَ یُثَبِّتْ اَقْدامَکُمْ(سورة محمّد / آیة 7)

اگر که یاری خدا را در پیش گیرید،

یاری او ـ نیز ـ دربرتان خواهد گرفت و، گام‌هایی ماندگار خواهید یافت.

انتظار، از جنسِ اقدام است؛

نمی‌شود در جادّة جدّیِ انتظار گام نزد، امّا به ظهور رسید!

روزمرّگی، مرگِ فُرصت‌هاست؛

و «انتظار»، کاربُردی‌ترین راه مُشتاقانه، برای تجدیدِ حیات و تمدید فُرصت‌ها...

 




عوامل پیروزی امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف

یکی از سؤالاتی که در زمینه مهدویت همیشه مطرح بوده،این است که آیا امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در گسترش اسلام و تعامل با سایر ادیان از گزینه اجبار استفاده می کند؟

آنچه در روایات درباره شیوه امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در نوع برخورد با ادیان مختلف و مردم جهان وارد شده است، بیانگر آن است که امام ابتدا، مردم را به سوی حق دعوت می کند و قبل از آغاز هر جنگی، به معرفی دین حق برای دشمنان می پردازد و فرصت انتخاب میان حق و باطل را به آنان می دهد و تنها بعد از اتمام حجت بر دشمنان، از قدرت شمشیر استفاده می کند. عملکرد امام، یعنی رفتار قاطعانه و قدرت شمشیر حضرت، می تواند یکی از عواملی باشد که در پیاده کردن اسلام در جهان، نقش مهمی را ایفا کند، ولی عوامل دیگری مانند آمادگی جهانی، سلاح مدرن، سلاح علم، انتخاب کارگزاران لایق، رعب و وحشت و ... نیز نقش عمده ای خواهد داشت.

اداره جهان نیاز به کارگزارن و وزیران لایقی دارد، از این رو امام استانداران و وزیرانی را بر نقاط مختلف جهان می گمارد که جز به مصالح اسلام و رضایت خدا به چیزی نمی اندیشند. طبیعی است کشوری که کارگزارانش از چنین خصوصیت برجسته ای برخوردار باشند، بر تمام دشواری ها پیروز می شود؛ به گونه ای که زندگان آرزوی زندگی دوباره مردگان را می نمایند

آمادگی جهانی

یکی از عوامل پیروزی امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف، آمادگی جهان است. وقتی جهان، حالت پذیرش برای حکومت جهانی پیدا کرد و انسانِ جنگ زده، صلح طلب شد؛ پیروزی انقلاب حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف تحقق می پذیرد. در حدیثی از امام صادق علیه السلام آمده است: «حکومت جهانی و رهبری واحد تحقق پیدا نمی کند، مگر روزی که در یک جنگ ویران کننده، دو سوم بشر نابود شوند».(1) جنگی ویران کننده که طبق روایات اتفاق خواهد افتاد، انسانِ جنگ زده را به دنبال آب حیات صلح و آرامش می کشاند و در نتیجه زمینه برای پذیرش جهانی آماده می شود.

 

کارگزاران و وزیران لایق

اداره جهان نیاز به کارگزارن و وزیران لایقی دارد، از این رو امام استانداران و وزیرانی را بر نقاط مختلف جهان می گمارد که جز به مصالح اسلام و رضایت خدا به چیزی نمی اندیشند. طبیعی است کشوری که کارگزارانش از چنین خصوصیت برجسته ای برخوردار باشند، بر تمام دشواری ها پیروز می شود؛ به گونه ای که زندگان آرزوی زندگی دوباره مردگان را می نمایند.(2)

 

سلاح علم و دانش

روایات بیانگر آن هستند که امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف با قدرت علمی، مغزها را متوجه خود می کند و جهان علم به او ایمان می آوردند. امام صادق علیه السلام به این مسئله چنین اشاره کرده است: « تا زمان انقلاب مهدی علم و دانش تا چهار کلمه ترقی می کند، اما در عصر مهدی به اندازه هفتاد و چهار کلمه ترقی خواهد کرد».(3)

 

سلاح برتر و مدرن

بعضی از روایات از سلاح برتر امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف سخن به میان آورده اند که جهان را به تسلیم در خواهد آورد. سلاح ایمان و آلات مدرن جنگی، نقش عظیمی در پیروزی حضرت دارد.(4)

منصور بالرعب بودن، یعنی آنکه پیروزی آن حضرت ظاهراً در سایة رعب و وحشتی است که در دل دشمنان، از او و لشکریانش ایجاد می‏ شود و آن ها از قدرت و پیروزی‌ های او به قدری به هراس می‏ افتند که توان استقامت ‏خویش را از دست می‏ دهند یا تسلیم می ‏شوند و سلاح ‌ها را بر زمین می‏ گذارند و فرار می ‏کنند و این خود زمینة پیروزی و فتح بدون درگیری و خونریزی و جنگ را برای آن حضرت فراهم می ‏سازد

برخورد جدی و قدرتمندانه با ستمگران

امام با قدرتمندان ستمگر به طور جدی مقابله می کند و دیگر به آنان اجازه نمی دهد که همچون گذشته به ستمگری های خویش ادامه دهند و سرگرم جنایت و فساد باشند. در حدیثی از امام باقر علیه السلام آمده است: « رسول خدا با امت خویش به نرمی و محبت رفتار می کرد، ولی مهدی با کشتن با آنان برخورد می کند... و کسی را به توبه فرا نخواند».(5) با توجه به روایاتی که بیانگر آن است که امام به سیره رسول خدا صلی الله علیه و آله ابندا مردم را به دین فرا می خواند، چنین روایاتی حکایت از آن دارد که حضرت در مقابل ستمگران و زورگویان دیگر نرمش به خرج نداده و با آنان به شدت برخورد خواهد کرد.

 

رعب و وحشت

برخی روایات از امام و یارانش با عنوان «منصور بالرعب» نام می برد. منصور بالرعب بودن، یعنی آنکه پیروزی آن حضرت ظاهراً در سایة رعب و وحشتی است که در دل دشمنان، از او و لشکریانش ایجاد می‏ شود و آن ها از قدرت و پیروزی‌ های او به قدری به هراس می‏ افتند که توان استقامت ‏خویش را از دست می‏ دهند یا تسلیم می ‏شوند و سلاح ‌ها را بر زمین می‏ گذارند و فرار می ‏کنند و این خود زمینة پیروزی و فتح بدون درگیری و خونریزی و جنگ را برای آن حضرت فراهم می ‏سازد. هم چنانکه در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله نیز چنین حالتی موجود بود و قرآن به آن این چنین اشاره کرده است: « سَنُلْقی فی قُلُوبِ الَّذینَ کَفَرُوا الرُّعْبَ بِما أَشْرَکُوا بِاللّهِ» ؛ « به زودی در دل های کافران، به خاطر اینکه بدون دلیل، چیزهایی را برای خدا همتا قرار دادند، رعب و ترس می ‏افکنیم».(6)

در حدیثی از امام باقر علیه السلام در این باره آمده است: « قائم ما یاری شده به رعب و تأیید شده با پیروزی است. تمام زمین به تصرف او در می‏ آید و گنج ‌های زمین برای او ظاهر می ‏شود و سلطة او بر شرق و غرب می ‏رسد».(7) هشام بن سالم از امام صادق علیه السلام نقل می‏ کند که فرمود: « در میان شرق و غرب کسی نمی ‏ماند، مگر اینکه از او می ‏هراسد» .(8)

بنابراین مردم مخالف و دشمنان، روحیة خود را باخته و جرئت مقاومت در برابر امام را پیدا نخواهند کرد و از ترس لشکر مقاوم و نفوذناپذیر و شکست‏ ناپذیر آن حضرت، تسلیم می شوند.

پی نوشت:

1. بحارالأنوار، ج 52، ص 207.

2. احقاق الحق، ج 13، ص 294.

3. بحارالأنوار، ج 42، ص 327.

4. همان، ج 52، ص 321 – 327.

5. محمود بجستانى، چهل حدیث سیره مهدوى، ص 37.

6. آل عمران: 151.

7. کشف‏ الغمّه، ج‏3، ص 324.

8. نعمانی، الغیبه، ص 122.

 




صدای آسمانی، نشانه حتمی ظهور

نشانه‌های حتمی ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ یعنی، نشانه‌هایی که قطعاً واقع خواهند شد و ارتباطی شدید با ظهور داشته در فاصله کمی از ظهور حضرت به وقوع خواهند پیوست.برخی از این نشانه‌های پنج‌گانه چند روز قبل از ظهور واقع می‌شوند؛ بعضی چند ماه بعد از ظهور و بعضی قبل از قیام حضرت و در آغاز نهضت آن بزرگوار رخ می‌دهند.

حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند:« پنج علامت قبل از قیام قائم ـ علیه السّلام ـ است: یمانی، سفیانی، نداکننده‌ای که از آسمان ندا درمی‌دهد، فرو برده شدن در بیداء، کشته شدن نفس زکیه.»(1)

صدای آسمانی به منزله اعتراف آسمان به مشروعیت قیام حضرت مهدی قائم ـ علیه السّلام ـ و اثبات حقیقتی است که قرآن کریم و پیامبر بزرگوار و خاندان آن سرور ـ علیهم السّلام ـ به آن خبر داده‌اند

در این نوشتار به توضیحی مختصر پیرامون یکی از علائم حتمی ظهور یعنی ((صیحه آسمانی)) خواهیم پرداخت:

صیحه آسمانی و یا نداء آسمانی، از بارزترین نشانه‌ها و واضح‌ترین علائم و قوی‌ترین برهان‌ها برظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ محسوب می‌شود .

مانعی ندارد که بگوئیم: صدای آسمانی به منزله اعتراف آسمان به مشروعیت قیام حضرت مهدی قائم ـ علیه السّلام ـ و اثبات حقیقتی است که قرآن کریم و پیامبر بزرگوار و خاندان آن سرور ـ علیهم السّلام ـ به آن خبر داده‌اند.

احادیث صراحت دارند در این‌که نداء آسمانی از جبرئیل است و اوست که در آسمان ندا درمی‌دهد و سخنی است که معنایش واضح و نزد همه مردم قابل فهم است.

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «آن را هر قومی به زبان خود خواهند شنید.»(2)

دقیقاً نمی‌دانیم که چگونه این صدا به همه بشر خواهد رسید. در این مورد دو احتمال وجود دارد:

نخست: آن صدای آسمانی فقط به زبان عربی فصیح باشد و در عرض چند ثانیه واکنش آن صدا در سراسر جهان پخش شود. پس آنها که زبان عربی را نیکو می‌دانند. این صدا را شنیده معنای آن را همان وقت می‌فهمند اما آنان که زبان عربی را نمی‌دانند، صدا را می‌شنوند ولی معنی آن را در همان وقت نمی‌فهمند؛ لذا درباره معنی صحیح آن تحقیق می‌نمایند. بعید نیست که خبرگزاریهای دنیا این خبر را گرفته به تمام اقطار عالم ـ با همه اختلافاتشان در زبان و دین ـ پخش نمایند و در چند لحظه صدای آسمانی ترجمه شده هر قومی آن را از تلویزیون و یا رادیوی خود و یا از کسی که آن را شنیده است بشنوند.

احتمال دوم اینکه، هر قوم صدا را به زبان خود بشنوند، به گونه‌ای که همگان ندا را در همان وقت و به زبان خود بشنوند، بدون آنکه مترجمان و خبرگزاری‌ها آن صدا را ترجمه کنند. این احتمال، احتمال بعیدی نیست؛ زیرا خدا بر همه چیز قدرت دارد و ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ از این معجزات و خوارق عادات برخوردار است.

آنچه در احادیث ظهور دارد این است که ندایی که بیشترین اهمیت را داشته از نشانه‌های حتمی محسوب می‌گردد، همان ندایی است که در ماه رمضان شنیده می‌شود. این صیحه و یا ندا برترین بشارتی است که از آسمان به اهل زمین می‌رسد و بزرگترین تهدید و انذار برای طغیان‌گران ستمگر، یعنی کسانی که در برابر حق هر چه باشد خضوع نمی‌نمایند.

ما را قدرت و توان آن نیست که میزان تأثیر آن ندا را در اجتماعات بشری در آن روز تصور نمائیم. در آن روز شادی و سرور در چهره‌های مؤمنان هویداست و ترس و وحشت و اضطراب و هراس بر قلوب مجرمان استیلا می‌یابد، خصوصاً وقتی بدانند که آنان را توان گریختن از سلطه آن حاکم قدرتمندی که در یاری او اهل آسمان پیش از اهل زمین شرکت داشته نیست و در برابر حکم وی تمام جنبه‌های طبیعت خاضعند، بلکه در ماوراء الطبیعه هم می‌تواند تصرف کند.

سلام خدا بر پیامبر او و ائمه طاهرین ـ علیهم السّلام ـ ! آنانکه دقیقاً مسائل را روشن نموده آنچه را که مربوط به صیحه آسمانی از مجموعه نشانه‌های ظهور است ـ به مقداری که عقل‌ها در آن زمان می‌توانستند دریابند ـ بیان فرمودند.

اینک برخی از آن احادیث:

امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «صیحه‌ای که در ماه رمضان شنیده می‌شود در شب جمعه بیست و سوم این ماه است.»(3) در این هنگام باطل روندگان به شک می‌افتند.(4) حضرت امام محمد باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: ندا دهنده‌ای از آسمان به نام قائم، ندا در می‌دهد و هر که در مشرق و در مغرب است آن را می‌شنود. خوابیده‌ای باقی نمی‌ماند مگرآنکه بیدار می‌شود و ایستاده‌ای نیست، مگر اینکه می‌نشیند و نشسته‌ای نیست، مگر آنکه ـ از شدت ترسی که از شنیدن این صدا بر آنان مستولی می‌شود ـ بر روی دو پای خود می‌ایستد. پس خدا رحمت کند آن کس را که از این صدا عبرت گیرد و جواب دهد (5)! صدای اول صدای جبرئیل است.»سپس فرمودند: «صدا در ماه رمضان در شب جمعه و درشب بیست و سوم خواهد بود. پس در آن شک نکنید. آن را بشنوید و اطاعت کنید. در پایان روز صدای ابلیس ملعون است که ندا در می دهد آگاه باشید! فلان کس مظلوم کشته شد.(6) می‌خواهد با این صدا مردم را به تردید افکنده و آزمایش‌شان کند. چه بسیار افراد مردّد و متحیّری که جنهمی می‌شوند! پس اگر صدا را در ماه رمضان شنیدید در آن تردید نکنید، زیرا که صدای جبرئیل است و نشانه آن این است که او به نام قائم و پدرش ندا درمی‌دهد؛ به نوعی که دوشیزه در خانه نیز در پشت پرده آن صدا را می‌شنود و پدر و برادرش را به بیرون رفتن تشویق می‌کند(7).

آنگاه فرمودند: «و این دو صدا قبل از خروج قائم حتماً شنیده خواهد شد.»(8)

هر قوم صدا را به زبان خود بشنوند، به گونه‌ای که همگان ندا را در همان وقت و به زبان خود بشنوند، بدون آنکه مترجمان و خبرگزاری‌ها آن صدا را ترجمه کنند. این احتمال، احتمال بعیدی نیست؛ زیرا خدا بر همه چیز قدرت دارد و ظهور حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ از این معجزات و خوارق عادات برخوردار است

و نیز از وجود مقدس حضرت باقر ـ علیه السّلام ـ نقل شده است که فرمودند: «صدا در ماه رمضان در شب بیست و سوم است پس هیچ خلقِ جانداری باقی نمی‌ماند؛ مگر آنکه این صدا را می‌شنود. صدا چنان است که خوابیده را بیدار می‌کند و به صحن منزلش می‌آید و دوشیزه نیز از پرده‌اش بیرون می‌آید.»(9)

افزون بر اینها، روایات دیگری نیز به همین مضمون وجود دارد که از مجموع آنها، می‏توان چند نکته را استفاده کرد:

1. «صیحه»، از نشانه‏های حتمی ظهور شمرده شده است و شیخ طوسی، نعمانی، شیخ مفیدرحمه الله، شیخ صدوق‏رحمه الله، و... به حتمی بودن آن اشاره کرده‏اند. (10)

2. این صدا از آسمان شنیده می‏شود؛ به گونه‏ای که همه مردم روی کره زمین - در شرق و غرب - آن را می‏شنوند و به خود می‏آیند. از برخی روایات استفاده می‏شود که هر جمعیتی آن صدا را به زبان خود خواهد شنید. (11)

3. محتوای این پیام آسمانی، دعوت به حق و حمایت و بیعت با مهدی‏علیه السلام است؛ یا تعبیرهای:«اِنَّ الْحَقَ فِی عَلیٍّ وَشِیعَتِهِ» (12)  و «اِنَّ الحَقَّ فِی آلِ مُحَمَّدٍ». (13)

4. هم زمان با شنیده شدن این صدا از آسمان و یا کمی پس از آن، در روی زمین نیز صدایی شنیده می‏شود. ندا دهنده شیطان است که مردم را به گمراهی فرا می‏خواند و تلاش می‏کند با ایجاد تردید درمردم، آنان را از حمایت مهدی‏علیه السلام و اجابت دعوت آسمانی، باز دارد.

5. جبرئیل، مردم را به حق فرا می‏خواند و شیطان و نیروهای شیطانی و پیروان سفیانی به باطل. ظاهر شدن این نشانه، هم زمان با خروج سفیانی و صیحه آسمانی است. (14)

از ظاهر روایات، با توجه به ویژگی‏هایی که برای آن بیان شده، فهمیده می‏شود که تحقّق آن، طبیعی نخواهد بود. خداوند، برای آنکه شروع این انقلاب جهانی را اعلان کند و به همگان برساند که انقلابی بزرگ در حال شکل‏گیری است و حق بودن حضرت مهدی‏علیه السلام را بنمایاند و به یاران و دوستان و علاقه‏مندان به چنین رستاخیزی خبر بدهد؛ صیحه آسمانی را معجزه آسا به گوش همگان می‏رساند. (15)

منابع:

1- کمال الدین، ج2، ص649 ، نیزشیخ طوسی در کتاب «غیبت» خود ص267، با اختلاف در ترتیب نشانه‌ها آن را نقل می‌کند.

2- . بحار الانوار، ج52، ص205، به نقل از «کمال الدّین».

3- کمال الدّین، ج2، ص650.

4-  غیبت شیخ طوسی، ص266، کمال الدّین، ج2، ص652.

5- یعنی همت گمارد و به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ ملحق گردد.

6-  ممکن است مراد از این کلمه فلان کس «عثمان» باشد آنگونه که در برخی از احادیث آمده است.

7-  یعنی به خارج شدن از منزل و ملحق شدن به حضرت مهدی ـ علیه السّلام ـ است.

8-  غیبت نعمانی، ص254، (باب 14، حدیث13) و نیز شافعی سلیمی در کتاب عقد الدررص105 این حدیث را نقل می‌نماید.

9- غیبت نعمانی.

10-  ر.ک: کتاب الغیبة، ص 435، ح 425؛ الارشاد، ج 2، ص 370.

11- کتاب الغیبة، ص 266، ح 54؛ کمال‏الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 650، ح 8.

12-  کتاب الغیبة، ص 435؛ کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 652، ح 14.

13-  الصراط المستقیم، ج 2، ص 259.

14-  ر.ک: چشم به راه مهدی‏علیه السلام، ص 286.

15-  همچنین ر.ک: کنزالعمال، ح 14، ص 588، ح 39665.

 




روایتی از نقش آیت‌الله خامنه ای در جنگ

محسن رضایی

پس از عملیات رمضان برای نخستین بار میان سپاه و ارتش چالشی پدید آمد. به شدت نگران این چالش بودم و فکر می‌کردم اگر ادامه پیدا کند و گسترده شود، ممکن است در عملیات‌های بعدی، وقفه جدی پدید آورد و یا ما را در عملیات‌های آینده با شکست روبه‌رو کند.

خدمت امام رفتم و عرض کردم که اگر جنابعالی، حضرت آیت‌الله خامنه ای را به فرماندهی جنگ منصوب کنید، از این چالشی که آغاز شده، جلوگیری می‌شود، چرا که برادران ارتش ایشان را قبول دارند. من و فرماندهان سپاه هم ایشان را قبول داریم و اگر این تصمیم را بگیرید، همه ما به ایشان کمک می‌کنیم که در فرماندهی جنگ موفق شوند.

امام فرمودند: چنین چیزی در ذهن من هم بود، ولی شما مسأله را به کسی نگویید. از خدمت امام مرخص و مطمئن شدم که حکم فرماندهی حضرت آیت‌الله خامنه ای به زودی صادر خواهد شد.

یک هفته بعد، حضرت امام(ره) حکمی را صادر کردند و به مدت یک سال و چند ماه از جمله والفجر مقدماتی و والفجر 1 ایشان فرماندهی جنگ را به عهده گرفتند.

ایشان در آغاز جنگ با شهید چمران ستاد جنگ‌های نامنظم را در اهواز تشکیل داده بودند و در خطوط مقدم تردد می‌کرد و با جنگ آشنایی کامل داشتند. پس از آنکه حضرت امام(ره)، آیت‌الله خامنه‌ای را به فرماندهی جنگ منصوب کرد، ایشان در تهران ستادی تشکیل دادند که برادر رشید از طرف سپاه در جلسات ستاد شرکت می‌کرد.

البته بعدها با این استدلال که اگر حضرت آیت‌الله خامنه ای که رئیس جمهور هستند، به خط مقدم بروند و اتفاقی برای ایشان بیفتند، در تضعیف روحیه مردم موثر است؛ بنابراین، از عملیات خیبر به بعد، آقای هاشمی مسئول هماهنگی ارتش و سپاه شد.

البته همیشه برایم این ابهام بود که چرا این تغییر به وجود آمد، ولی فرصت نکردم از حضرت امام بپرسم، آیا غیر از این استدلال دلیل دیگری داشته است؟ ولی مطمئن بودم که اگر فرماندهی حضرت آیت‌الله خامنه‌ای ادامه می‌یافت، پشتیبانی بیشتری از جبهه‌های جنگ می‌شد.

در مدتی که ایشان فرماندهی جنگ را به عهده گرفتند، از توانایی بسیار بیشتری نسبت به دیگران برخوردار بودند و انسجام بیشتری میان سپاه و ارتش به وجود آوردند.

این خاطره می‌تواند هشداری باشد به بسیاری از تحریفات و مصادره‌های غیرمنصفانه که این روزها درباره جنگ گفته می‌شود؛ افرادی که این روزها، غیرمسئولانه در رابطه با دفاع مقدس اظهار نظر می‌کنند، باید بدانند اگر بسیاری از نکات صادق جنگ گفته شود، این نااهلان فرصت تحریف پیدا نمی‌کنند.

برچسب ها: امام خمینی(ره) ، دفاع مقدس ، آیةالله خامنه ای ، محسن رضایی

 

 




دریافت نامه عمل از پشت سر


در ادامه بحث نامه عمل مسئله اخذ نامه با دست چپ یا راست و اینکه نامه هر امتی متناسب با شرایط و مقتضیات زمانشان است مورد بررسی قرار می‌گیرد .

در مقاله قبل این فرضیه مطرح شد که شاید نامه عمل بازیافت دقیق قسمتی از حافظه خودمان باشد یا اینکه این بازیافت بخشی از این کار را شامل شود .اکنون  در ادامه بحث نحوه توزیع نامه‌ها را مورد ملاحظه قرار داده‌ایم .


فَأَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ بِیَمینِهِ: و امّا کسی که نامه‌ی اعمالش به دست راستش داده شود.

فَسَوْفَ یُحاسَبُ حِساباً یَسیراً : به زودی حساب آسانی با او حساب شود.

وَ یَنْقَلِبُ إِلی‌ أَهْلِهِ مَسْرُوراً :و شادان به سوی اهلش  بازگردد.

وَ أَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ : و امّا کسی که نامه‌ی اعمالش از پشت سرش به او داده شود.

فَسَوْفَ یَدْعُوا ثُبُوراً : به زودی به ناله می‌پردازد.

وَ یَصْلی‌ سَعیراً (انشقاق): و به آتش سوزان درآید.

دو سوال از این آیات توجه مخاطب را جلب می‌کند.اول اینکه دخالت دست چپ و راست به چه معناست ؟

دوم اینکه از این نحوه عجیب توزیع نامه‌ها چه چیز فهمیده می‌شود ؟

آیا واقعاً انسان چیزی را به عنوان نامه عمل در دستش خواهد گرفت که آنگاه بحث چپ و راست آن مطرح باشد یا اینکه این مطلب کنایه از موفقیت یا شکست ما در محاسبه اعمالمان در روز قیامت است ؟

در نحوه توزیع نامه‌ها ،در مورد دریافت نامه با دست راست چیزی مطرح نمی‌شود تنها می‌گوید نامه را به دست راست او خواهیم داد.اما در مورد دست چپ می‌فرماید نامه را از پشت سر به دست چپش خواهیم داد" وَ أَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ

خداوند در قرآن می‌فرماید :یدالله فوق ایدیهم :"دست خدا بالای دست‌هاست "یعنی قدرت خداوند مافوق همه قدرت‌هاست .اینجا هم می‌تواند دست به معنای طرف باشد طرف راست یعنی طرف پیروزی و طرف چپ یعنی طرف باخت .اصحاب الیمین(یمین به معنی راست ) و اصحاب الشمال(شمال به معنی چپ) در سوره واقعه هم همین مطلب را بیان می‌کند.پس این نامه‌ها مشخص کننده‌اند که چه کسی اهل سعادت و چه کسی اهل شقاوت است .

در نحوه توزیع نامه‌ها ،در مورد دریافت نامه با دست راست چیزی مطرح نمی‌شود تنها می‌گوید نامه را به دست راست او خواهیم داد.اما در مورد دست چپ می‌فرماید نامه را از پشت سر به دست چپش خواهیم داد" وَ أَمَّا مَنْ أُوتِیَ کِتابَهُ وَراءَ ظَهْرِهِ"  

اصل این است که نامه به صورت طبیعی به فرد داده شود و این اتفاقی است که برای اصحاب یمین می‌افتد اما در مورد اصحاب شمال خلاف حالت طبیعی، نامه از پشت سر به ایشان داده می‌شود این آیه می‌تواند اشاره به حالت غیر طبیعی خود اصحاب شمال داشته باشد .اصحاب شمال کسانی هستند که در اثر گناهان طبع و فطرت خود را از حالت طبیعی برگردانده‌اند .

 

گناه قلب آدمی را فاسد می‌کند !

از روضة الواعظین نقل شده که امام باقر (علیه السلام) فرمود: هیچ چیز قلب آدمی را به قدر گناه فاسد نمی‌کند، قلب وقتی با گناه آشنا شد، روز به روز بیشتر متمایل بدان می‌شود، تا جایی که گناه بر آن چیره شود، آن وقت است که قلب زیر و رو گشته، بالا و پایین می‌شود... این همان" رین" است که خدای تعالی در باره‌اش در سوره مطففین (آیه14) فرموده:" کَلَّا بَلْ رانَ عَلی‌ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ" (ترجمه المیزان،ج‌20،390 )آنچه کسب کرده‌اند بر دل‌هایشان غلبه کرده است .از این مستندات می‌توان استنباط کرد کسی نامه عملش را از پشت سر دریافت می‌کند که گناه، طبع او را تغییر داده باشد و قلب او را زیر و رو کرده باشد کسانی که اعمالشان آن‌ها را به عقب برگردانده است .علامتش هم در حالات خودش پیداست . کسی که گناهی انجام داده که  مطابق میلش نبوده،اما چون آن را به نفع خود می‌دیده  مرتکب آن شده است هنوز از مدار انسانی خارج نشده و نمی‌توان گفت که گناه طبع او را تغییر داده و دلش را زیر و رو کرده اما اگر به جایی رسید که آن گناه، طبع انسانی او را تغییر داد حسابش فرق می‌کند .

مثلاً اگر کسی به دلیل نداشتن همسر و از روی وسوسه شدید نعوذبالله مرتکب استمناء شد ،نمی‌توان گفت که طبعش تغییر کرده اما اگر با داشتن همسر و امکان دفع شهوت به طریق درست ،با زهم میل او به استمناء بیشتر بود و اصلاً از این کار بیشتر لذت می‌برد ،او دیگر منقلب شده و احساسات انسانی‌اش واژگون شده است .همین واژگونی روز قیامت  تجلی هراس انگیزی دارد همین واژگونی در قلب و احساسات و طبایع اوست که او را آزار می‌دهد نه مجازاتی که خدا آن را روز قیامت تعیین کرده باشد و این در تمامی مجازات‌ها می‌تواند صادق باشد .

عدالت ایجاب می‌کند که هر قومی با توجه به مشکلات زمان خودشان ،فرهنگ و علم و ....سنجیده شوند . مثلاً در مورد ما مردم آخرالزمان که در غیبت به سر می‌بریم ،ملاحظات بیشتری خواهد شد تا کسانی که در معیت پیامبر و امام زمانشان گناه می‌کردند .و این مطلب از روایات زیادی فهمیده می‌شود

کسی که عصبانی شود و بی اختیار فحشی ،ناسزایی و کلامی اهانت آمیز بگوید و  از گفته خود شرم داشته باشد اگر چه مرتکب گناه شده و چنانچه خدا او را نبخشد همین گناه دامن گیر او خواهد بود اما هنوز طبع و فطرتش دگرگون نگشته اما کسی که فحش دادن و اهانت کردن جزء همیشگی کلامش بوده بلکه ادب و درست صحبت کردن از نظر او آزار دهنده است ،دچار رین شده است .

 

نامه اعمال هر قوم متناسب با اوست!

آخرین مسئله در مورد نامه عمل ،این است که نامه عمل هر قوم و جماعتی با توجه به ویژگی‌های زمانی ،مکانی و...آن قوم خواهد بود . وَ تَری کُلَّ أُمَّةٍ جاثِیَةً کُلُّ أُمَّةٍ تُدْعی إِلی کِتابِهَا الْیَوْمَ تُجْزَوْنَ ما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ (جاثیه28)

و هر امّتی را بینی که به زانو درآمده، هر امّتی با کتاب خویش فراخوانده شود، [آن‌گاه به آنان گویند:] به آن چه انجام می‌دادید، امروز مجازات می‌شوید.

عدالت ایجاب می‌کند که هر قومی با توجه به مشکلات زمان خودشان ،فرهنگ و علم و ....سنجیده شوند . مثلاً در مورد ما مردم آخرالزمان که در غیبت به سر می‌بریم ،ملاحظات بیشتری خواهد شد تا کسانی که در معیت پیامبر و امام زمانشان گناه می‌کردند .و این مطلب از روایات زیادی فهمیده می‌شود .