آگاه باشید! خطاها و گناهان مانند اسب های سرکش و لجام گسیخته ای هستند که گناه کاران بر آن ها سوارند و آنان را در قعر دوزخ سرنگون خواهند ساخت و تقوا همانند مرکب های راهوار و آرامی است که صاحبانشان بر آن ها سوارند و زمامشان را به دست دارند و آنان را تا بهشت پیش می برند .

 

 

 




علامه امینی
زیارت عاشورا یکی از زیارات بسیار معروف است که سیره و روش علمای برجسته و بزرگ ما مداومت بر آن بوده و پیوسته بر قرائت آن سفارش می کردند.

 

 




آیا می خواهید بدون داشتن دستگاه فتوکپی، با کمترین هزینه و در کوتاهترین زمان و با مواد اولیه خیلی ساده و پیش پا افتاده، هر تصویر از هر مجله و کتاب را که می خواهید، فتوکپی کنید؟پس ابتدا وسایل لازم را فراهم سازید




 

 روحیه و شرایط احساسی و عاطفی برخی از افراد به نوعی است که بسیار مستعد استرس و نگرانی هستند. لذا با مدتی استفاده از دارو و یا مدتی تحت نظر روان شناس بودن مشکلی حل نمی شود بلکه به طور مقطعی بهبود می یابد. راه حل اصلی این است که نقطه ضعف شما شناخته شده و کلا روحیات خود، حساسیتها، عوامل استرس زا برای خود و .. را بشناسید تا بتوانید از این طریق بسیاری از فشارهای روانی را تغییر، خاموش و یا به حداقل رسانید. در زیر بعضی از روشهایی که می ‌توانید برای کاهش فشار مورد استفاده قرار دهید، ذکر می کنم. ولی فراموش نکنید این روشها باید همواره آویزه گوش شما باشد و به طور کلی سعی کنید که دایما عوامل استرس زا را به چالش بکشید:

 

1. از واکنشهای خود نسبت به فشار آگاهی کسب کنید. ببینید وقتی عصبی و مضطرب می شوید چه حالاتی سراغ تان می آید سپس سعی در کنترل آنها داشته باشید.

 

2. خودگویی‌ های مثبت خود را افزایش دهید و دایما افکار و گفتار منفی را در ذهن تان مرور نکنید.

 

3. برتوانایی ‌ها و تکالیف کامل شده خود تمرکز کنید و کمتر به نقاط ضعف تان توجه کنید.

 

4. از رقابت غیر ضروری بپرهیزید. افراد مضطرب تا جایی که امکان دارد باید سعی کنند زندگی آرامی برای خود طراحی کنند.

 

5. محدودیتهای خود را شناخته و بپذیرید. بخاطر داشته باشید که هرکسی منحصر به فرد و با دیگران متفاوت است. هرگز خود را با دیگران مقایسه نکنید. مقایسه خود یک عامل ایجاد کنده اضطراب و استرس است.

 

6. سرگرمی ‌هایی برای خودتان در نظر بگیرید، حالت آرامش خود را حفظ کنید.

 

7. بطور منظم ورزش کنید. چرا که شما را به تحرک واداشته و ضمنا باعث ترشح اندروفین و بهبود شرایط بدنی و روحی تان می شود.

 

8. از غذاهای متعادل به صورت روزانه استفاده کنید. مثلا سعی کنید هر شب قبل از خواب یک لیوان ماست ترش و یا یک لیوان شیر گرم بنوشید چون در آرامش بسیار موثر است.

راه حل اصلی این است که نقطه ضعف شما شناخته شده و کلا روحیات خود، حساسیتها، عوامل استرس زا برای خود و .. را بشناسید تا بتوانید از این طریق بسیاری از فشارهای روانی را تغییر، خاموش و یا به حداقل رسانید.

9. درباره نگرانی‌ ها و مشکلات خود با دوستانی که مورد اعتمادتان هستند، صحبت کنید.

 

10. وقت خود را بصورت خردمندانه مورد استفاده قراردهید. یعنی برنامه ریزی دقیق داشته باشید. برنامه ریزی خود یک عامل مهم کاهش تنش است. ضمنا چگونگی برنامه ریزی وقت خود را ارزیابی کنید.

 

11. برای آینده طرح داشته باشید و از طفره‌ روی و به تعویق انداختن آن خودداری کنید. به تعویق انداختن کارها باعث انباشته شدن کارها و سپس ایجاد حس تنش و استرس می شود.

 

12. فراغت های کوتاه و مکرر برای خود در نظر بگیرید. شما باید برنامه ای منظم برای گردش و تفریح و حتی مسافرتهای کوتاه مدت داشته باشید تا هر چند وقت تجدید روحیه کنید.

 

13. از روشهای آرامش بخش استفاده کنید. به عنوان مثال به هنگام احساس تنش برای چند دقیقه دم و بازدم آرام (و عمیق ) را تمرین کنید.

 

 




 یکی از آداب و سنن تأکید شده در اسلام عقیقه کردن برای تولد فرزند است. عقیقه که به معنی قربانی کرن با آداب خاصی می‌باشد، مستحب است که در روز هفتم پس از تولد فرزند، بر کسی که قدرت مالی بر آن داشته باشد، انجام گیرد. اگر به هر دلیلی در روز هفتم عقیقه انجام نگرفت تا هنگام بلوغ فرزند بر پدر مستحب است که عقیقه نماید و اگر انجام نداد بعد از بالغ شدن فرزند، بر خودش مستحب می‌باشد. عقیقه در حقیقت هم شکر است و هم بیمه کردن فرزند از بلاها، همانطوری که در روایت هست هر فرزندی در گرو عقیقه است. اگر حیوانی برای عقیقه یافت نشد، مستحب است صبر کنند تا بدست آمده و سپس عقیقه کنند.

 

مشهور میان علما این است که عقیقه گوسفند، شتر یا بز باشد. که اگر شتر بود، پنج سال داشته باشد و اگر بز بود 1 سال و بیشتر و اگر گوسفند باشد، حداقل شش ماهه باشد. بهتر این است که عقیقه کور، لاغر، لنگ و گوش بریده نباشد و همچنین مغز شاخش شکسته نباشد. دیگر این که مکروه است که استخوانها شکسته شود.

 

از جمله سنتهایی که در عقیقه رعایت می‌شود این است که از گوشت آن پدر و مادر فرزند نخورند و کراهت داشتن خوردن مادر بیشتر است و اینکه عقیقه را بپزند و به فقرا بدهند و به صورت خام تقسیم ننمایند. در وقت ذبح گوسفند این دعا خوانده شود: بسم‌الله و بالله، اللهم عقیقة عن فلان(به جای فلان اسم نوزاد گفته شود) لحمها بلحمه و دمها بدمه و عظمها بعظمه. اللهم اجعلها و قاء لآل محمد علیه و آله السلام.

عقیقه که به معنی قربانی کرن با آداب خاصی می‌باشد، مستحب است که در روز هفتم پس از تولد فرزند، بر کسی که قدرت مالی بر آن داشته باشد، انجام گیرد. اگر به هر دلیلی در روز هفتم عقیقه انجام نگرفت تا هنگام بلوغ فرزند بر پدر مستحب است که عقیقه نماید و اگر انجام نداد بعد از بالغ شدن فرزند، بر خودش مستحب می‌باشد.

1. شکی نیست که احکام الهی دارای ملاکات است و وجوب و حرمت و استحباب و کراهت آنها بر اساس مصالح و مفاسدی است که اگر مصلحتی در حکم باشد و این مصلحت لازم باشد حکم واجب و الا مستحب است و اگر مفسده به گونه ای باشد که ترک آن لازم باشد حکم حرام و الا مکروه خواهد بود.

 

2. ملاکات احکام دو گونه هستند:

الف – به وسیله عقل و دانش بشری قابل فهم هستند.

ب – فوق عقل هستند یا دست کم بر ما روشن نیستند.

 

دسته دوم گاهی توسط خداوند و پیامبر و ائمه علیهم السلام علت حکم روشن شده است که اصطلاحاً به آن «منصوص العله» می گویند و گاهی به دلایلی که ما تفصیلاً نسبت به آن آگاهی نداریم علت احکام بیان نشده است. البته حکمت و فواید یک حکم دینی غیراز علت و عامل وجوب یا حرمت یا ...، حکم می باشد ممکن است ما به حکمت و فواید یک حکم دسترسی داشته باشیم ولی به علت و عامل حکم دسترسی نداشته باشیم.

 

3. حال که دقت در احکام می تواند ما را به بعضی از منافع و حکمت ها و فواید آن رهنمون کند، درباره عقیقه هم وقتی دقت می کنیم می بینیم مطالبی وجود دارد. اول اینکه اسلام به حیات و زندگی انسان از تولد تا مرگ اهمیت می دهد و برای هرکدام دستوراتی خاص دارد و مسائلی مانند نام گذاری به نام نیکو، لقب نیکو، تراشیدن سر در روز هفتم و عقیقه در روز هفتم و بعدازآن یا کشتن گوسفند یا گاو.....

 

ما می بینیم که در عقیقه مجموعه ای از مسائل مفید در این عمل خوابیده است که به آنها اشاره می کنیم:

الف آنچه که به طفل بر می گردد. مثل دعا کردن که در دعای عقیقه وجود دارد (اللهم لحمها بلحمهم و دمها بدمه. عظمها به عظمه....) و این یعنی این عقیقه در واقع قربانی برای این طفل است.

 

ب- آنچه که به فقرا بر می گردد و ما می بینیم که به تبعیت اسلام در این قضیه اطعام و تصدق به فقرا صورت می گیرد و این همان چیزیست که مطلوب دین و مورد تأیید آیات و روایات است.

 

ج- آنچه که به مسائل اجتماعی برمی گردد که از مستحبات دعوت مؤمنین است و اسلام سفارش به دعوت مؤمنین و زیارت کردن همدیگر و رابطه محبت آمیز و انس الفت کرده است و در این ملاقاتها است که اهداف مورد نظر تحقق می یابند.

 

د- آنچه که به مسائل عاطفی برمی گردد، که خانواده طفل از اینکه مورد توجه هستند و مردم در خوشحالی آنان شرکت کرده اند، آرامش و دلگرمی پیدا می کنند.

 

هـ - علاوه عمل عقیقه یک نوع شکر گزاری از حضرت حق برای نعمت صاحب فرزند شدن، است. نعمتی که گویی در نعمت های دنیا همتا ندارد.

در مورد اهمیت عقیقه از امام صادق(ع) نقل است که شخصی به نام عمر بن یزید خدمت ایشان رسید و به ایشان عرض کرد که من نمی دانم که پدرم برایم عقیقه کرده یا نه؟ حضرت فرمود: تو خود عقیقه کن، (او می گوید:) پس عقیقه کردم و من در آن روز پیر بودم

 




 

ابر عبارت است از مجموعه قطره های آب یا بلورهای یخ و یا ترکیبی از این دو که در جو معلقند.

داشتن دانش کافی از انواع ابرها می تواند منبع با ارزشی را برای پیش بینی هوا به وجود آورد. کسی که ابرها را مشاهده می کند غالبا در شناخت انواع گوناگون آن دچار سردرگمی می شود. این مشکل با آشنایی با دسته بندی ابرها رفع خواهد شد.

 

دسته بندی ابرها:

ابرها را بر حسب ارتفاعشان به سه دسته بلند، متوسط و کوتاه تقسیم می کنند. این ارتفاع در نواحی استوایی، عرض های جغرافیایی میانی و عرض های جغرافیایی بالا با یکدیگر متفاوت خواهند بود.

 

ابرهای بلند:

این ابرها به سه نوع پرسا، پرسای پوشن (طره ای) و پرساکومه ای دسته بندی می شوند که ارتفاع آن ها در نواحی استوایی بیش از 6 کیلومتر، در نواحی عرض جغرافیایی میانی بیش از 5 کیلومتر و در عرض های بالا بیش از 3 کیلومتر است:

1. پرسا Cirrus (Ci) : این ابرها به صورت تکه تکه و به شکل رشته های نازک سفید و یا به صورت تکه های باریک سفید با ظاهری ابریشمین دیده می شوند.

 

2. پرساپوشنCirrostratus (Cs) : ورقه های نازکی از بلورهای یخ این نوع ابر را تشکیل می دهند که گاهی آسمان را به رنگ شیری در می آورند. برخی اوقات این ابر هاله ای را در اطراف نور مستقیم ماه و خورشید ایجاد می کند.

 

3. پرساکومه ای Cirrocumulus (Cc): به صورت تکه های نازک سفید و بدون سایه که به صورت دانه دانه و یا موجی موتب شده است دیده می شود.

 

ابرهای با ارتفاع متوسط:

این گروه از ابرها شامل دو نوع فرازپوشن و فرازکومه ای می باشند که در نواحی استوایی در ارتفاع 2 تا 5/7 کیلومتری، د رناحیه عرض متوسط در ارتفاع 2 تا 7 کیلومتری از سطح زمین دیده می شوند.

 

1. فرازپوشن Altostus (As): به صورت لایه های نازک به رنگ خاکستری و یا آبی با ظاهری یکنواخت دیده می شوند که قسمتی و یا تمامی آسمان را پوشیده اند. برخی از قسمت های این نوع ابر آن قدر نازک است که می توان خورشید را از ورای آن به صورت تار دید.

 

2.فرازکومه ای Altocumulus (Ac): به صورت تکه های سفید یا خاکستری جدا از هم دیده می شود که برخی اوقات به صورت مرتب کنار هم قرار می گیرند.

 

ابرهای با ارتفاع کمتر از 2 کیلومتر

این دسته از ابرها شامل 5 نوع: پوشن، پوشن کومه ای، باراپوشن، کومه ای و کومه ای بارا می باشند که در ادامه به شرح آن ها می پردازیم:

 

1. پوشن  Stratus (St): اغلب به صورت لایه ای خاکستری با قاعده یکنواخت است که شبیه مه بوده ولی بر روی زمین قرار نمی گیرد.

 

2. پوشن کومه ای  Stratocumulus (Cs) : به صورت لایه هایی سفید یا خاکستری رنگ که تقریبا همیشه یک بخش تاریک در آن ها دیده می شود می باشند که از توده هایی گرد و یا از لوله ای تشکیل شده اند.

 

3. باراپوشن Nimbostratus (Ns): این ابر به صورت توده هایی به رنگ خاکستری تیره و بدون شکل خاصی دیده می شود و یکی از باران زاترین ابرهاست. در اغلب اوقات این ابر به زمین می رسد و ضخامت آن به قدری است که خورشید از پشت آن قابل مشاهده نیست.

 

4. کومه ایCumulus (Cu): ابرهایی تکه تکه و کاملا فشرده با لبه های خارجی مشخص؛ در راستای قائم به صورت گنبدی و یا به شکل برجی تشکیل می شوند که غالبا قسمت بالای آن ها به صورت گل کلم است. قسمت رو به خورشید این نوع ابر کاملا درخشنده و سفید بوده و قاعده آن ها نسبتا تاریک و تقریبا افقی می باشد.

 

5. کومه ای بارا  Cumulonimbus (Cb): این ابر به صورت یک برج در راستای قائم شک می گیرد که اغلب قسمت بالای آن به صورت سندان است. باران سنگین، رعد و برق، تگرگ و گردباد به طور معمول به همراه این نوع ابر اتفاق می افتد.

 




سید هاشم حداد
استاد مطهری می گوید: یک بار که به دیدن ایشان رفتم از من سؤال کردند: نماز را چگونه می خوانی؟ گفتم با توجه کامل به معانی و کلمات نماز را میخوانم. ایشان فرمودند: پس کی نماز می خوانی؟ در نماز توجه ات فقط به خدا باشد و به معانی توجه مکن.

 

سید هاشم حداد را خیلی ها به خوبی میشناسند. او یکی از عرفای صاحب نفس بود که نامش تقریبا پا به پای آیه الله قاضی شهرت پیدا کرد.

 

 در میان بزرگان ما تعداد بسیار انگشت شماری که شاید از انگشتان یک دست هم تجاوز نکند وجود دارند که به صورت دفعی منقلب شده و تحول روحی بزرگی برایشان رخ داده و اصطلاحا راه صد ساله را یک شبه رفتند.

 

قاعده و اصل در این مسیر مجاهدت و کوشش و پشتکار است که این افراد برجسته را به قله های بلند انسانیت و بندگی صعود می دهد.

 رعایت نکته های بسیار ریز و ناچیز گاهی اوقات تغییرات شگرفی در مسیر هدایت و بندگی ایجاد می کند. در این میان این سیره و روش منطقی و اصولی بزرگان ما که با شیوه های اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام انطباق دارد قابل الگو گیری و پیروی است.

 

از آن رو که بجز چهارده معصوم کس دیگری از خطا و لغزش مصون نیست لذا ممکن است برخی راه ها و روش های این بزرگان نیز نادرست باشد. اما آنچه مطابق با سیره اهل بیت و در مسیر آنهاست قابل توجه و پیاده سازی است.

در این نوشتار به دو حکایت از سید هاشم حداد اشاره می کنیم.

 

در زمانی که جناب سید هاشم به ایران سفر کرده بود، شهید مطهری با ایشان ملاقات خصوصی داشت. ساعتی با هم بحث می کنند.

 

موقع برگشت، شهید بزرگوار با شادابی می گوید: این سید حیاتبخش است.

 

در دیدار بعدی، استاد مطهری از ایشان درخواست دستورالعمل می نماید. سید عارف نیز دستوراتی به ایشان می دهد.

این دیدارهای پر خاطره می گذرد تا اینکه شهید مطهری سفری به عتبات عالیات می کند. در آنجا چند بار به خدمت حاج سید هاشم می رسد.

 

استاد مطهری می گوید:

یک بار که به دیدن ایشان رفتم از من سؤال کردند: نماز را چگونه می خوانی؟ گفتم با توجه کامل به معانی و کلمات آن، نماز را میخوانم.

 

ایشان فرمودند: پس کی نماز می خوانی؟ در نماز توجه ات فقط به خدا باشد و به معانی توجه مکن.

حضرت سید هاشم به شهید مطهری علاقه مند بود و وقتی خبر شهادت ایشان را شنید، متأسف گردید.

شبها که معمولا همه خواب بودند حاج سید هاشم حداد به نیایش می پرداخت.

 

شبها تقریبا خواب نداشت؛ با صوتی دلربا قرآن می خواند و به قرائت قرآن با صدای حزین بسیار علاقه مند بود. اول شب کمی استراحت می کرد و سپس برای مناجات بر می خاست؛ چهار رکعت نماز می گذارد، که مدتی طول می کشید. سپس رو به قبله حال تفکر و توجه مدتها می نشست. سپس قدری استراحت می نمود و دو باره نماز می خواند. تا نزدیک اذان صبح، همین رویه ادامه داشت.

 

علامه تهرانی می گوید:

در ماه رمضانی که خدمت جناب حداد بودم در جلساتی که شبها داشتند، یکی از شاگردان ایشان که در مکاشفه برایش باز بود؛ بسیار منقلب بود و شور و وله و آتش داشت.

 

چنان می گریست، که دیگران را تحت تأثیر می گذاشت و گریه هایش از ساعت می گذشت. چشمانش سرخ و متورم می گشت. یک بار جناب حداد به بنده فرمود:

سید محمد حسین این گریه ها و این حرقت دل را می بینی؟ من صد برابر او دارم؛ ولی ظهور و بروزش به گونه دیگر است.




آیت الله شیخ حسنعلی نخودکی اصفهانی

 

روح همه این اعمال، خدمت با اخلاص نسبت به سادات و ذریّه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است و بدون آن، اینگونه اعمال، همچون جسمی بی جان می باشد.(نخودکی اصفهانی رحمه الله علیه)

به نام خدا

 

دودمان و فرزندان شریف و برجسته یک خاندان، به تناسب مقام بزرگ و سرور خاندان آن‏ها، دارای احترام و شخصیت هستند. بنابراین، در نظر ما، سادات و ذریه رسول اکرم صلوات الله علیه و آله، به خاطر نسبتی که با بزرگ‏ترین شخصیت عالم انسانیت دارند، دارای احترام هستند.

 

ناگفته پیدا است که انتساب به پیامبر نمی‏تواند توجیه کننده کم‏ترین تخلف باشد و از نظر قوانین تفاوتی با دیگران ندارند و کسی نباید از سید بودن خود سوء استفاده کند، بلکه باید احترام این جایگاه را با اعمالش حفظ نماید و رفتار اجداد طاهرینشان را نسبت به دیگران، سرمشق قرار دهند.

 

 از آن جایی که ملاک قرب معنوی، پاکی و شایستگی است، نه حَسَب و نسبت؛ در تاریخ زندگی پیامبروامامان بزرگوار علیهم السلام می خوانیم که بعضی از نزدیک‏ترین افراد منتسب به خود را به خاطر عدم ایمان یا انحراف از خط اسلام، رسماً طرد کردند.

 

اما روشن است که وقتی ما برای شخصیتی احترام خاصی قائل باشیم، فرزندان او را اکرام می کنیم و این در واقع محترم داشتن آن شخصیت است. چنان که در روایت نبوی آمده است:

 

مَن‏ أَکْرَمَ‏ أَوْلَادِی‏ فَقَدْ أَکْرَمَنِی‏  هر کس فرزندان مرا اکرام کند، مرا گرامی داشته است.

و در حدیثی از آن حضرت است که:

أَکْرِمُوا أَوْلَادِی‏ وَ حَسِّنُوا آدَابِی ؛ فرزندان مرا گرامى بدارید، و آداب و سنن مرا خوب انجام دهید.

 

روح اعمال یک عارف

 

مرحوم «شیخ حسنعلی اصفهانی»(ره) از راه کسب، روزی خود و خانواده را تحصیل می کرد و آنچه عاید او می شد، نیمی را صرف خویش و خانواده می کرد و نیم دیگر را به سادات و ذراری حضرت زهرا علیها السلام اختصاص می داد.

 

فرزند ایشان می گوید:

پدرم با آنکه به عبادت و مجاهدت و ریاضت و زیارت و اعتکاف در اماکن متبرک، سخت مداومت و مراقبت داشت، لیکن اظهار می فرمود:

«روح همه این اعمال، خدمت با اخلاص نسبت به سادات و ذریّه حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها است و بدون آن، اینگونه اعمال، همچون جسمی بی جان می باشد و آثاری بر آنها مترتب نمی گردد.»

 

ترشى مخصوص شه رضا

 

جناب «حاج شیخ اسداللّه‏ طیّاره»، یک هم حجره ‏اى داشتند به ‏نام «سید جواد». یک وقت هم حجره‏اى ایشان هوس ترشى مى‏کند، آن هم از نوع مخصوص شهرضایى‏اش!

 

آقای طیاره تا مى‏فهمد که هم حجره‏اى سیدش هوس ترشى مى‏کند به طرف شهرضا به راه مى‏افتد و ترشى را مى‏آورد و در سه ‏راهى سلفچگان چهل کیلومترى قم، ماشین در اثر بارندگى در برف مى‏ماند.

 

ایشان  پیاده مى‏شود و با پاى پیاده در برف‏ها به قم مى‏آید و ترشى را به دست سیّدجواد مى‏رساند. و فرمودند: من از آن سال پادرد گرفتم.

 

همچنین درباره ایشان، نقل شده که حتى به همسرشان هم نمى‏گفت یک لیوان آب مى‏خواهم.

سؤال می شد : چرا این کار را نمى‏کنید؟

مى‏گفتند: «چون سادات هستند باید دقیقاً رعایت حال ایشان را بکنیم.»

 

برکت احترام به سادات

 

یکی از شاگردان مرحوم آیت‌الله «میرزا احمد سیبویه» می گوید:

از ویژگی‌های برجسته مرحوم سیبویه، احترام بی‌نظیری بود که نسبت به سادات داشت. هرگاه در منبر می‌نشست و سیدی وارد مجلس می‌شد از منبر پایین می‌آمد و دست سید را می‌بوسید و مجدداً بر منبر می‌نشست.

 

احترام ایشان به سادات تا جایی بود که هرگاه سیدی را ملاقات می‌کرد، به احترامش تمام قد می‌ایستاد و دست ایشان را می‌بوسید و برای او ذکر صلوات می‌داد.

از مرحوم سیبویه شنیده‌ام که هرچه خداوند به ایشان داده از برکت احترامی است که نسبت به سادات داشت؛ به طوری که تا به آن سن که نزدیک 90 سال داشت، سوزن را نخ می‌کرد، بدون اینکه احتیاجی به عینک داشته باشد.

مرحوم سیبویه گاهی به منزل ما می‌آمد و در حیاط کنار باغچه می‌نشست و می‌فرمود «آمده‌ام که احترام سادات را بجا آورم و در محضر حضرت زهرا (سلام الله علیها) بگویم که فرزندانش را دوست دارم».

 

نسبت دزدی به سید

 

از ویژگی ها و سجایای اخلاقی مرحوم «آیت الله شیخ محمد کوهستانی» احترام و تواضع در برابر سادات بود. ایشان بزرگداشت آن ها را سبب خشنودی رسول اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم می دانست: در حدیث شریف نبوی وارد شده است که: «هر کس می خواهد به من صله کند به ذراری من صله کند.»

 

روزی عده ای از مؤمنین یکی از سادات را به عنوان این که سارق حرفه ای است و مردم از دست او تأمین مالی ندارند نزد آقا جان  آوردند.

 

آیت الله کوهستانی به آنان فرمود:

«شما حق ندارید این سید را دزد خطاب کنید، چون مادرش حضرت زهرا علیه السلام رضایت ندارد کسی نسبت دزدی به سادات و فرزندانش بدهد و باعث رنجش و آزردگی اش شود.»

این سخن پندآموز چنان در قلب آن سید اثر گذاشت که یکباره توبه کرد و کارهای خلاف خود را ترک کرد و از نیکان گردید.

یکی از سادات حسینی نقل می کند:

 

روزی من و یکی از بستگانم به محضر آیت الله کوهستانی رسیدیم، پس از کسب فیض موقع خداحافظی آقا می خواست مبلغی را عنایت کند، نخست مبلغ دو تومان را از جیب خود بیرون آورد که به ما بدهد، ناگهان دست خود را کشید و با حالت خاصی فرمود:

 

«من از مادرتان زهرا علیها السلام خجالت می کشم

لذا دوباره دست به جیب کردند و مبلغ بیست و پنج تومان مرحمت فرمودند. در آن زمان این مبلغ بسیار قابل توجه بود و ایشان نیز کمتر این مبلغ پول را به کسی می داد.

 

اول، سیدها

 

نقل شده است که مرحوم «حاج ملا آقا جان زنجانی» می گفتند: «روایت است که بر سادات نباید در راه رفتن مقدم شد.»

وقتی سادات ( ولو از نظر سن، خردسال بودند) وارد مجلسی می شدند ایشان به تمام قد در مقابلشان می ایستاد و می گفت:

 

«در حدیث است که اگر کسی یکی از سادات را ببیند و در مقابل او نایستد و قیام تام نکند، خدا به دردی او را مبتلا می کند که دوا نداشته باشد.»

 

شهریه تدریس

 

زمانی پسر آقای «سید علی نقی» امام جماعت «مسجد دروازه» را خدمت مرحوم « شیخ حسین زاهد» بردند که در خدمت آقا تحصیل کند.

 

آن زمان شهریه 3 یا 4 تومان بود و خرجی استاد از این راه تأمین می شد. سر ماه، وقتی برای پرداخت شهریه رفتند، ایشان فرمود: «داداشی تو حاضری من پسر حضرت زهرا (علیها السلام) را درس بدهم و پول بگیرم؟ حیف نیست؟»

 

هر چه اصرار شد که آقا، شما خرجتان فقط از این راه تأمین می شود، این پسر هم یک از آن بچه هاست.

ایشان قبول نکرد و فرمود: «راضی نباش برای درس دادن به پسر حضرت زهرا (علیها السلام) پول بگیرم.»





  ya fatemeh

حضرت فاطمه زهرا (س)، دختر گرامی پیامبر اکرم (ص) و خدیجه کبری است. حضرت زهرا (س) در خانه‌ای که محل نزول وحی و آیات قرآن است، پرورش یافته اند. ایشان دارای ویژگی‌های اخلاقی و معرفتی فراوانی هستند، آن گونه که ایشان را «بانوی دو عالم» نام نهاده‏اند.

 

 


 

کرامت در حال روزه ‏داری

 

امام حسن (ع) و امام حسین (ع) بیمار شده بودند. حضرت زهرا (س) و خاندان ایشان به توصیه پیامبر برای شفای حسنین (ع) سه روز، روزه نذر کردند. در روز اول هنگام افطار، فقیری رسید و در خواست غذا کرد. حضرت زهرا (س) افطار خود و خانواده خود را به فقیر دادند. روز دوم در هنگام افطار، یتیمی نزد خانه ایشان آمد و درخواست کمک کرد. حضرت زهرا (س) بار دیگر افطار خود و خانواده خود را به یتیم  دادند. روز سوم در هنگام افطار اسیری نزد ایشان آمد و درخواست غذا کرد و این بار هم حضرت زهرا (س) افطار خود و خانواده خود را به اسیر دادند. اینجا بود که آیه شریفه نازل شد « وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا، إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا» (سوره انسان آیات 8 و 9)؛ طعام را با آنکه خود بدان نیازمندند، به فقیر و یتیم و اسیر می‌دهند و (زبان حالشان این است که) برای خشنودی خدا به شما طعام می‌دهیم و از شما هیچ پاداش و سپاسی نمی‌خواهیم.

 

 

هرگز از انجام عمل خیر دریغ نمی‌کردند

 

روزی پیرمردی فقیر و گرسنه، نزد پیامبر اکرم (ص) آمد و درخواست کمک کرد. پیامبر فرمود: اکنون چیزی ندارم ولی «راهنمای خیر چون انجام دهنده آن است»، پس او را به منزل حضرت فاطمه (س) راهنمایی کرد. پیرمرد به سمت خانه حضرت زهرا (س) رفت و از ایشان کمک خواست. حضرت زهرا (س) فرمود: ما نیز اکنون در خانه چیزی نداریم. اما گردن ‏بندی را که دختر حمزة بن عبدالمطّلب به او هدیه کرده بود از گردن باز کرد و به پیرمرد فقیر داد. مرد فقیر، گردن ‏بند را گرفت و به مسجد آمد.

حضرت فاطمه زهرا (س) می‌فرمایند: کسی که عبادت‌های خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ، بهترین مصلحت او را به سویش فرو خواهد فرستاد. (بحار الانوار، ج 70 - ص 249 (

پیامبر (ص) هنوز در میان اصحاب نشسته بود که پیرمرد عرض کرد: ای پیامبرخدا (ص)، فاطمه (س) این گردن بند را به من احسان نمود تا آن را بفروشم و به مصرف نیازمندی خودم برسانم. پیامبر (ص) گریست. عمّار یاسر با اجازه پیامبر (ص) گردن بند را از پیرمرد خرید.   عمار پس از خرید گردن بند، گردن بند را به غلام خود داد و گفت: این را به رسول خدا (ص) تقدیم کن، خودت را هم به او بخشیدم. پیامبر (ص) نیز غلام و گردن بند را به حضرت فاطمه بخشید. غلام نزد فاطمه (س) آمد و آن حضرت گردن بند را گرفت و به غلام فرمود: من تو را در راه خدا آزاد کردم. غلام خندید. حضرت فاطمه (س) راز این خنده‌ را پرسید. غلام پاسخ داد: ای دختر پیامبر (ص) برکت این گردن بند مرا به شادی آورد، چون گرسنه‌ای را سیر کرد، برهنه‌ای را پوشاند، فقیری را غنی نمود، پیاده‌ای را سوار نمود، بنده‌ای را آزاد کرد و عاقبت هم به سوی صاحب خود بازگشت.

 

 




بانو دوباره ذکر تو و فاطمیه شد

من مانده ام که با چه برابر بخوانمت

بانو خدا یکی،تو یکی،اصلا از چه رو

باید که مریم،آسیه،هاجر بخوانمت؟!

دخت نبی و همسر مولا گمان کنم

زیباترست امّ پیمبر بخوانمت

تا ادعای ابتر این قوم رو کنم

با آیه آیه سوره ی کوثر بخوانمت

رنگ رخت کبودیِ یک یاس حک کنم

یا بال و پر شکسته کبوتر بخوانمت؟!

کوچه...فدک...اراذل و اوباش...مادرم!!!

با اشک های چشم حسن،تر بخوانمت

"بازو"ی مرتضی،"درِ"خیبر شکن بُدی

حالا فتاده "دست"،پسِ "در" بخوانمت

محسن سپر برای تو و تو به پشت در

اینجا سزاست فاطمه سنگر بخوانمت

تنها به پشت در،لگد و میخ وبعد از آن...

من ناگزیر لاله ی بستر بخوانمت

بانوی آب و آینه بگذار بگذرم

با یک اشاره بانوی "آذر" بخوانمت

امروز "رهگذر" دگر از پا،نفس فتاد

بانو مدد بده که مکرر بخوانمت

بانو اجازه هست که مادر بخوانمت؟!

این فاطمیه با دل مضطر بخوانمت؟!

 




کوهنوردانى که به ارتفاعات بلند صعود مى کنند، گاهى از اوقات دچار هواگرفتگى مى شوند یعنى به همان هوایى مى رسند که استفاده از آن مشکل است و باعث تنگى نفس آنها مى گردد و چه بسا، سبب بیهوشى و مرگ آنها مى شود!


 حتما تیتر را که دیدید با خود گفتید آخر چه ربطی دارد؟

 چرا سیداحمد روح الامینی همه چیز را با هم قاطی می کند؟ اگر کمی حوصله به خرج دهید و این متن را با دقت بخوانید متوجه خواهید شد که کوهنوردی چه ربطی به شرح صدر دارد ، این متن نتیجه دقت و ژرف بینی مرجع عالی قدر جهان تشیع حضرت آیت الله مکارم شیرازی است که مثال های قرآن را موشکافی کرده و راه را برای درک عظمت قرآن و تشبیهات بی بدیل آن برای ما گشوده اند .

خداوند متعال در سیزدهمین مثل از آیه هاى قرآن مجید، در آیه 125 سوره انعام مى فرماید: «فَمَنْ یُرِدِ اللّهُ اَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلاِْسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ اَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کاَنَّما یَصَّعَّدُ فِى السَّماءِ کذلِک یَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذینَ لایُؤمِنونَ» ؛ آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه اش را براى (پذیرش) اسلام، گشاده مى سازد و آن کس را که(به سبب اعمال زشتش) بخواهد گمراه سازد، سینه اش را آن چنان تنگ مى گرداند که گویا مى خواهد به آسمان بالا برود این گونه خداوند پلیدى را بر افرادى که ایمان نمى آورند، قرار مى دهد!

 

دورنماى بحث

آیه شریفه، در صدد بیان زمینه هاى روحى مردم در پذیرش حق است، آنچه از ظاهر آیه استفاده مى گردد این است که: مردم در این جهت متفاوتند بعضى از مردم آن قدر روحشان پاک و قلبشان نورانى است که با اوّلین برخورد با قرآن، با آغوش باز اسلام را پذیرایند و خداوند هم در عوض به آنان شرح صدر مى بخشاید. در مقابل، افرادى هستند که زمینه پذیرش حق در آنان نیست و چنانچه تمام قرآن بر آنان خوانده شود، تأثیرگذار نیست از این رو، خداوند قلب آنها را تنگ و تاریک مى گرداند.

و وقتی کسی سینه ای تنگ دارد نسیم روح نواز اسلام برایش سنگین است و نمی تواند تنفس کند و او را اذیت می کند سینه اش تنگتر شده و به مرز خفگی و مرگ می رسد بالا رفتن از قله های بلند معارف اسلام شرح صدر می خواهد .

«شرح صدر» به معناى داشتن فکر و روح باز است یعنى کسى شرح صدر دارد که داراى تفکر عمیق، صبر و حوصله زیاد و فکر و روحى وسیع باشد به گونه اى که در برابر سخت ترین حوادث نلغزد

پیام هاى آیه

 هدایت و ضلالت به دست خداست

آنچه مطابق با ظاهر آیه است، این است که هدایت و ضلالت انسانها از طرف خداوند صورت مى گیرد و مفهوم آن چیزى جز جبر نیست. در این صورت، اسلام و کفر دو امر غیر اختیارى است و قبول آن به عقیده ما با عدالت خداوند سازگار است.

آیا آیه مذکور دلیل بر «جبر» نیست؟

آنچه آیه شریفه بر آن دلالت دارد، این است که: گام اوّل هدایت و ضلالت را خود انسان برمى دارد آنگاه، در صورتى که اوّلین گام را به سمت هدایت برداشت، مشمول هدایت الهى مى گردد و در صورت دیگر، که اوّلین گام را به سمت ضلالت برداشت، مشمول ضلالت الهى مى شود مثلا سلمان فارسى از ایران حرکت مى کند و براى رسیدن به سرچشمه نور، سختى ها و مشکلات فراوانى را تحمّل مى کند حتّى به بردگى گرفته مى شود. تا این که به سرچشمه نور مى رسد و مسلمان مى گردد. او چون گامهاى اوّلیّه را با اختیار خود برداشته بود مشمول هدایت الهى قرار گرفت و خداوند به او شرح صدر و سینه اى گشاده عنایت کرد.

امّا ابوجهل و ابولهب ـ با این که از اوّل در کنار چشمه هدایت بوده اند ـ ولى گام هاى اوّلیّه لجاجت و عناد و دشمنى را به اختیار خود و به تبعیّت از شیطان برداشتند و چشم و گوش خود را در مقابل نداى حق بستند. بر این اساس، خداوند نیز آنها را گمراه کرد و قلب آنها را تنگ و تاریک نمود پس هدایت و ضلالت الهى، نتیجه و مجازات گامهاى اوّلیّه خود آنهاست. بنابراین، آیه شریفه فوق و دیگر آیات، هیچ منافاتى با اختیار انسان ندارد.(1)

اعجاز علمى قرآن در آیه مَثَل

اگر چه مفسّران جمله «کاَنَّما یَصَّعَّدُ فِى السَّماءِ» را کنایه از کار غیر ممکن و محال دانسته اند ولى امروزه با توجّه به پیشرفت علوم بشرى و دستیابى به فضا، تفسیر دیگرى نیز مى توان براى آن جمله بیان کرد که نشانگر اعجاز علمى قرآن مجید است.(2)

دانشمندان کشف کرده اند که اطراف کره زمین را هوا (اکسیژن) فرا گرفته است، و این هوا از هر طرف تا ارتفاع 30 کیلومترى ادامه دارد ولى آنچه از این اکسیژن ها استفاده مى شود، تنها فضاى چند کیلومترى پایین آن است چه این که هر چه اکسیژن به طرف بالا برود، استفاده از آن مشکل تر و سبب تنگى نفس مى شود.

به همین جهت، کوهنوردانى که به ارتفاعات بلند صعود مى کنند، گاهى از اوقات دچار هواگرفتگى مى شوند یعنى به همان هوایى مى رسند که استفاده از آن مشکل است و باعث تنگى نفس آنها مى گردد و چه بسا، سبب بیهوشى و مرگ آنها مى شود!

در آن هنگامى که آیه فوق نازل شد، انسان از این مسأله علمى مهم بى اطّلاع بود ولى قرآن مجید در آن زمان (1400 سال پیش) پرده از این راز علمى برداشت و قابل استفاده نبودن هواى آسمانها را بیان کرد و انسانهاى گمراه را به کسانى تشبیه کرد که در چنین هوایى تنفّس مى کنند و دچار تنگى نفس مى شوند .

 

3ـ شرح صدر

وقتى حضرت موسى (علیه السلام) به مقام نبوّت نائل شد، چند چیز از خداوند طلب کرد یکى از آنها شرح صدر بود (قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى...) (3)

و نیز پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) بى آن که تقاضا کند ـ این نعمت بزرگ الهى را از خداوند متعال دریافت نمود (اَلَمْ نَشْرَحْ لَک صَدْرَک؟) (4)

 

خلاصه این شرح صدر چه معنایى دارد؟

«صدر» در اینجا به معناى سینه نیست، بلکه به معناى روح و فکر است بنابراین «شرح صدر» به معناى داشتن فکر و روح باز است یعنى کسى شرح صدر دارد که داراى تفکر عمیق، صبر و حوصله زیاد و فکر و روحى وسیع باشد به گونه اى که در برابر سخت ترین حوادث نلغزد. به همین جهت، شرح صدر یکى از لوازم مهمّ ترقّى و تعالى به سوى خدا شناخته شده است.

یک انسان مسلمان باید با تأسّى به پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) داراى شرح صدر، سینه گشاده و دریا دل باشد. با همّت بلند ناملایمات را تحمّل کرده، با کوچکترین مشکل ناسپاسى نکند و انتقام جویى و کینه جویى را پیشه خود قرار ندهد

پیامبر(صلى الله علیه وآله) و همسایه یهودى

یکى از همسایگان آن حضرت ـ که مردى یهودى بود ـ هر روز به هنگام عبور آن حضرت، از بالاى بام به بهانه ریختن خاکروبه ها در کوچه، خاکسترى همراه با آتش بر سر و صورت آن حضرت مى ریخت. این برنامه هر روز ادامه داشت تا آن که روزى پیامبر (صلى الله علیه وآله) از کوچه گذشت و متوجّه خاکستر همسایه یهودى نشد. آن حضرت کنجکاو گشته، علّت آن را جویا شد. اصحاب و یاران عرض کردند: بحمداللّه مریض شده است و در بستر بیمارى به سر مى برد پیامبر به قصد عیادت به طرف منزل یهودى حرکت کرد، هنگام در زدن، همسر آن مرد یهودى از پشت در منزل گفت: کیست؟ حضرت جواب داد: پیامبر اسلام! زن گفت: کارت چیست؟ حضرت فرمود: به عیادت شوهرت آمده ام! زن بى اختیار در را باز کرد. حضرت داخل شد و کنار بستر یهودى قرار گرفت. پیامبر (صلى الله علیه وآله) با احوالپرسى به گونه اى برخورد کرد که گویا این یهودى هیچگونه اذیّت و آزارى نسبت به پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) روا نداشته است!

وقتى یهودى این شرح صدر و گذشت و اغماض پیامبر (صلى الله علیه وآله) را دید، عرض کرد: یا رسول اللّه! آیا این برخورد جزء برنامه دین توست، یا از اخلاق شخصى شماست؟ حضرت فرمودند: جزء برنامه دین اسلام است.

از این نمونه، در زندگى پیامبران، امامان و عالمان دینى فراوان است.

مثلا شخصى در شیراز، نامه اى به یکى از علماى آن شهر مى نویسد و بى اندازه آن عالم را مورد فحّاشى و هتّاکى قرار مى دهد. آن عالم روز بعد نویسنده آن نامه را دیده، به او مى گوید: نامه اى به من نوشته بودى آن را انداختم.(5)

ظاهراً مشکل مالى داشتى این پول را بگیر انشاءاللّه مشکلت با آن حل شود! نویسنده نامه خوشحال شده، با خود مى گوید: «خوب شد آقا نامه ما را مطالعه نکرده است

بنابراین، یک انسان مسلمان باید با تأسّى به پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) داراى شرح صدر، سینه گشاده و دریا دل باشد. با همّت بلند ناملایمات را تحمّل کرده، با کوچکترین مشکل ناسپاسى نکند و انتقام جویى و کینه جویى را پیشه خود قرار ندهد.

 

پی نوشت ها :

1- این جمله در آیات زیادى از قرآن مجید از جمله آیه 119 آل عمران آمده است.

2- سوره غافر، آیه 19.

3- سوره زلزل، آیه 7 و 8.

4- سوره کهف، آیه 49.

5- سوره زخرف، آیه 36.

 




رفتیم بلیت کانادا بگیریم طرف میگه سیاحتیه؟
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد

با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم

صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دستشویی

رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!!


خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم



داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم


به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!


رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
میگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام

مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس



به دوستم میگم ببین تن ماهی تاریخ انقضاش کیه؟ میگه یعنی تاریخ خراب شدنش؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تاریخ عروسی  بابای ماهی اس میخوام واسشون جشن سالگرد بگیرم

تو آشپزخونه استکان و قندون از دستم افتاد شکست با صدای خفن.مامان اومده میگه چیزی شکوندی؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ شیشه ی نازک تنهایی دلم بود منتها صداش رو گذاشتم رو اکو حال کنین

میری مسجد وضو بگیری تا نماز بخونی میبینی یه آقایی میرسه میگه پسر جان وضو میگیری میگی پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام قزل الا صید کنم


نون بربری خریدم همسایمون منو دیده میگه نون بربریه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ ماشین جدیدمه طرح بربری تولید شده
تو لباس فرم منو دیده میگه سربازی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ عضو سیاه لشگر سریال مختارم محل فیلم برداری رو گم کردم

در پارکینگ و باز کردم برم تو آقاهه اومده جلوش پارک کرده میگه می خوای بری تو؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ درو باز کردم هوای کوچه عوض شه



کامپیوترم یه ویروس گرفته بود رفتم کلی پول آنتی ویروس اورجینال دادم بعد سه ساعت اسکن ویروسه رو پیدا کرده پیغام داده:
آیا مطمئن هستید که می خواهید این ویروس را حذف کنید؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ازش نگهداری کنم بزرگ بشه، بشه عصای دستم نور چشام...






آقا سید محمد! من در آغاز این راه در دوران جوانی برای اینکه جلوی افسار گسیختگی زبانم را بگیرم و توانائی بازداری آن را داشته باشم 26 سال ریگ در دهان گذارده بودم که از صحبت و سخن فرسایی خودداری کنم، اینها اثرات آن دوران است.

مطالب زیر گزیده ای از توصیه ها و وصایای آیت الله سید علی قاضی (ره) است که به شاگردان و اطرافیان خود فرموده اند و ما آن ها را به اختصار ذکر می نماییم.

 

 باشد که کلامش چون صاعقه ای بر قلبمان بدرخشد و راهنمایمان در تاریکی ها باشد تا در برخورد با سختی ها و نا ملایمات زندگی و روحی بتوانیم سر بلند بیرون بیایم و در نتیجه عاقبت بخیر سویم.

 

26 سال تمرین سکوت

 

آیت الله سید محمد حسینی همدانی صاحب تفسیر «انوار درخشان» می فرمود: « در مدرسه قوام حجره داشتم، مطلع شدم مرحوم آقای قاضی تبریزی در گوشه تنگ مدرسه حجره کوچکی اختیار کرده و من از این کار تعجب کردم، بعد معلوم شد ایشان به علت تنگ بودن منزلشان و نیز کثرت عیال و اولاد، فراغت بال برای تهجد و عبادت و خلوت نداشتند؛

 

در طول دوران تحصیل در مدرسه قوام، شبی را ندیدم که مرحوم قاضی به آرامش و خواب و استراحت بگذارند و شبی را بدون ناله و گریه به سر بیاورد.

 

 در این مدت نزدیکی با مرحوم قاضی، حالات و جریاناتی از ایشان می دیدم که در عمرم جز در مرحوم نائینی و اصفهانی، در شخص دیگری ندیده بودم. او را چنین یافتم که در تمام رفتار و اخلاق اجتماعی و خانوادگی و تحصیلی خود غیر از همه کسانی بود که من از نزدیک در درس آنها و یا در کنار آنان تحصیل می کردم.

 

مخصوصاً او را دائم السکوت و الصمت می یافتم. احیاناً از دادن پاسخ نیز طفره می رفت و گاهی احساس می کردم که برای او پاسخ دادن بسیار سخت است تا اینکه تصادفاً به نکته ای برخوردم که بسیار توجه مرا جلب کرد و آن هم این بود که داخل دهان مرحوم قاضی کبود رنگ بود، از استاد پرسیدم علت چیست؟

 

 ایشان مدتها پاسخم نداد بعدها که خیلی اصرار کردم و عرض کردم که به جهت تعلیم می پرسم و قصد دیگری ندارم،باز به من چیزی نفرمود تا اینکه روزی در جلسه خلوتی فرمودند:

آقا سید محمد! برای طی مسیر طولانی سیر وسلوک، سختی های فراوانی را باید تحمل کرد و از مطالب زیادی نیز باید گذشت؛

 آقا سید محمد! من در آغاز این راه در دوران جوانی برای اینکه جلوی افسار گسیختگی زبانم را بگیرم و توانائی بازداری آن را داشته باشم 26 سال ریگ در دهان گذارده بودم که از صحبت و سخن فرسایی خودداری کنم، اینها اثرات آن دوران است! »

 

همگام بودن تحصیل و تهذیب

 

یکی از مسائلی که مورد تأکید مرحوم آقای قاضی بود و به شاگردانشان می فرمودند این بود که: « شما باید آن قدر درس بخوانید تا به درجه اجتهاد برسید.

 

 علتش این بود که اگر در آینده درهایی بر روی شما باز شد، نیاز به تقلید نداشته باشید. ممکن است عوالمی را مشاهده کنید که در صورت تقلید دچار مشکل شوید. »

 

تدریس احادیث مربوط به امام زمان(عج)

 

آیت الله شیخ علی سعادت پرور می فرمود: « عادت و دأب مرحوم آقای قاضی در تربیت و سیر سالکان بر این استوار بود که در ابتدای امر، احادیث مربوط به غیبت و ظهور امام عصرـ عجل الله تعالی فرجه الشریف ـ را به سالکان تدریس و تبیین می کرد. »

 

خواندن حدیث عنوان بصری

 

آیت الله سید محمد حسین حسینی تهرانی در کتاب روح مجرد می فرمایند: « آقای قاضی برای گذشتن از نفس اماره و خواهش های مادی و طبعی و شهوی و غضبی که غالباً از کینه و حرص و شهوت و غضب و زیاده روی در تلذذات بر می خیزد، روایت عنوان بصری را دستور می دادند به شاگردان و تلامذه و مریدان سیر و سلوک إلی الله، تا آن را بنویسند و بدان عمل کنند.

 

 یعنی یک دستور اساسی و مهم عمل طبق مضمون این روایت بود. و علاوه بر این می فرموده اند:باید آن را در جیب خود داشته باشید و هفته ای یکی دو بار آن را مطالعه نمایید. »

 

دعای کمیل و زیارت جامعه

 

آقای سید محمد حسن قاضی می فرمایند:

« ایشان خصوصاً سفارش می کردند که دعای کمیل را در شب های جمعه بخوانید و خواندن زیارت جامعه ( در اواخر مفاتیح الجنان مذکور است ) را در روزهای جمعه تأکید داشتند. »

 

احترام به استاد

 

علامه طهرانی می فرماید: « ایشان [یعنی علامه طباطبائی] نام «استاد» را فقط بر او می بردند و هر وقت «استاد» به طور اطلاق می گفتند، مراد مرحوم قاضی بود؛ و گویا در مقابل قاضی تمام اساتید دیگر با وجود آن مقام و عظمت علمی، کوچک جلوه می کردند.

 

 لیکن در مجالس عمومی اگر مثلاً سخن از اساتید ایشان به میان می آمد، از فرط احترام، نام «قاضی» را نمی بردند و او را همردیف سائر اساتید نمی شمردند.

 

باز ایشان نقل می کردند:« جناب علامه طباطبائی در ابتدای ورودشان به قم، به «قاضی» معروف بودند، چون از سلسه سادات قاضی مشهور در آذربایجان هستند؛ لیکن از نقطه نظر آنکه ایشان از سادات طباطبائی هستند، خود ایشان ترجیح دادند که به طباطبائی معروف شوند.

 

 و اخیراً برای حقیر چنین منکشف شده است که شاید ایشان خواسته اند لقب قاضی منحصراً به یگانه استاد ارجمند شان مرحوم حاج سید علی آقای قاضی منحصر گردد؛ و ایشان از جهت تکریم و تجلیل از مقام استاد، در شهرت و معروفیت، با وی شریک نباشند!

 

عرضه خود به امیرالمؤمنین

 

حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره) می فرماید:

« روزی با آقا سید مهدی قاضی، فرزند استادم آقا میرزا علی قاضی (ره) در مسجد هندی نشسته بودیم. ایشان گفت:

شما که در برخی امور ماهر و متبحر هستید بگویید پدرم به من چه وصیتی کرده است؟ من بلافاصله به پشت بام مسجد رفتم و تأملی کرده، ذکری بر زبان راندم. به دلم الهام شد آقای قاضی به وی دو نصیحت کرده است:

 

اول این که هر روز خودت را بر امیرالمؤمنین علیه السلام عرضه کن و دیگر این که اگر فقر و فاقه به تو فشار آورد به قصد کمک مالی، به منازل و بیوت مراجع نرو. »

 

دعای "یا من احتجب..."

 

« آقای سید هاشم حداد در موقع خوابیدن دعای « اللهم یا من إحتجب بشعاع نوره...» را قرائت می کردند و چه بسا می شد که در قنوت نماز می خواندند.

 و چون از بعضی از شاگردان دیگر مرحوم قاضی شنیده شده است، معلوم می شود اصلش از مرحوم قاضی بوده است.

 

این دعا با مختصر اختلافی در لف1 در «مهج الدعوات» ص 108 مرحوم سید بن طاووس موجود است که آن را از محمد ابن حنیفه از رسول خدا (ص) روایت نموده است و برای آن آثار و خواص عجیبی را نقل کرده است. »

 

نکات اخلاقی

 

-   آنکه کسی که ترک واجبات میکند امید چندانی به او در قیامت نیست.

- نماز واجب را در اول وقت بخوانید هرکس این عمل را تا مدتی انجام داد و به مقامات نرسید مرا لعن کند.

-   تعقیبات نمازها را تمام و کمال و با دقت انجام دهید.

 

-   اگر نماز فوت شده دارید هر چه سریعتر انها را قضا کنید و گرنه به نوافل بپردازید

-  هر روز قرآن بخوانید و بهتر است صبحها سوره یس و شبها سوره واقعه بخوانید

-  صدقه و تصدق به فقرا و مساکین را از یاد نبرید و بهتر است هیچ سائلی را از خود نرانید.

 

-  دل هیچ کس را از خود مرنجانید به گذشته و عملکرد خود بازگردید و اگر حقی را از کسی ضایع کرده اید یا کسی را ازرده خاطر ساختید و یا به هر نحو حق الناس را رعایت نکردید سعی کنید انها را پیدا کنید و طلب حلالیت کنید.

-  در شبانه روز دائما به استغفار و ذکر بپردازید.

 




 


گرسنگی دل را صفا می دهد بینایی را در وجود انسان زنده نگه می دارد آفت سیر بودن (نه پرخوری )این است که بینایی را از قلب گرفته از سرعت ادارک می کاهد .


مولای متقیان در نهج البلاغه ، خطبه متقین یکی از اوصاف متقین را کم  خوری معرفی میکند .«منزوراً أکله » سوال این است که چرا متقین به کم خوری روی می آورند؟ کم خوری چه آثار و نتایجی را به همراه دارد؟

علت پرهیز از پرخوری نزد پرواپیشگان:

پروا پیشه گان به این علت از پرخوری پرهیز دارند که که این پرخوری جز قساوت قلب و کسالت در عمل و بی توجّهی و محروم ماندن از تحرک و کوشش در امور لازم چیزی در پی ندارد و از سویی از فواید گرسنگی و سیره حسنه پیامبران و صالحان بهره ایی نمی توانند ببرند .

 

فواید ده گانه کم خوری:

غزالی در کتاب احیاءالعلوم به فواید ده گانه گرسنگی اشاره نموده و می گوید :

1.گرسنگی دل را صفا می دهد بینایی را در وجود انسان زنده نگه می دارد آفت سیر بودن (نه پرخوری )این است که بینایی را از قلب گرفته از سرعت ادارک می کاهد .

2.گرسنگی قلب را رقت زا نموده و لذت مناجات را درک میکند چرا که آدمی گاهی زبانش را به ذکر مشغول ولی از لذت ذکر و صفای دل خبری نیست گو اینکه پرخوری حجابی بین دل و زبان ایجاد میکند .

3.گرسنگی ، انکسار و فروتنی را در قبال عظمت و قدرت قاهره پروردگار در انسان به وجود آورده آنچنان خود را ضعیف و ناتوان می بیند که جز تضرع به درگاه الهی راهی در پیش خود نمی بیند از این رو وقتی که جبرئیل به حضور رسول خداصلی الله علیه و آله  آمد و خزائن دنیا را براو عرضه کرد ،فرمود: مرا به حال خود واگذار من به دنیا نیاز ندارم بگذار روزی گرسنه باشم و روز دیگر سیر ،در آن روزی که گرسنه باشم زبان تضرع به سوی خدا گشوده و از سوز دل بنالم و از او مدد بگیرم و روزی که سیر باشم خدا را حمد کنم و او را ستایش نمایم مرا با خزائن دنیا چه کار؟جبرئیل گفت: رمز موفقیت ها در همین  است پس به هر خیری موفق خواهید بود.

4. گرسنگی یادآور حال فقیران و ناداران است چرا که انسان خود را با دیگران مقایسه میکند حال خود را با غیر لحاط نموده و با گرسنه ماندن حس مواسات و همدردی و مهربانی در انسان تقویت می شود .یوسف صدیق در بیشتر اوقات گرسنه بودند به او گفتند :خزاین زمین در اختیار توست گرسنه بودن چرا ؟فرمود می ترسم سیر بمانم وانسان گرسنه را فراموش کنم .

امام صادق علیه السلام فرمود :تعدادی مردم بر اثر پرخوری از دنیا می روند اگر به آنها گفته شود علت مرگ شما چه بود؟گویند: بر اثر پرخوری سریعاً مرگ به سراغ ما آمد و از دنیا رخت بر بستیم

5.گرسنگی یاد آور تشنگی و گرسنگی روز قیامت است سزاوار نیست که آدمی از آینده خود بی خبر باشد .

6.بزرگترین فایده گرسنگی ، پیامبر فرمودند:شیطان نفس، مانند خون در عروق رگ ها ی فرزند آدم در حرکت است اگر خواهید از تسلط شیطان در امان بمانید راههای ورودی آن را با گرسنگی ببندید به این معنا که سیر بودن موجب تهاجم شهوات است و گرسنگی نیروی تدافعی است که این هجوم را در میشکند.

7.گرسنگی خواب را کاهش می دهد و بیداری را مداوت می دهد گو اینکه سیر بودن و از آن بدتر پر خوری آفتی خواب افزا و همین بس که انسان را از شب زنده داری و تهجد باز مانده و گوهر گرانبهای عمر که چیزی جایگزین آن نیست را به رایگان از دست داده و از تهیه وسایل روز قیامت باز می ماند.

8.گرسنگی انسان را در راه قیامت قرار داده از مشاغل دست و پا گیر تهیه غذا می کاهد زیرا در تهیه و تدارک خوراکی و طعام صرف مقداری از عمر لازم است که فراغت دل را از آدمی سلب میکند .

9.گرسنه بودن موجب صحت بدن و دوری از امراض است .امام صادق علیه السلام فرمود :تعدادی مردم بر اثر پرخوری از دنیا می روند اگر به آنها گفته شود علت مرگ شما چه بود؟گویند: بر اثر پرخوری سریعاً مرگ به سراغ ما آمد و از دنیا رخت بر بستیم . از سقراط حکیم علت کم خوردنش را پرسیدند گفت:خوردن برای زندگی و ادامه حیات است و نه حیات برای خوردن و تن پروری.

10.کم خوری آدمی از اسباب موفقیت او به روزی حلال است چرا که به اندک غذا و خوردنی اکتفا نموده از بازتاب تن پروری و لذت جویی در طعام که همانا چشم دوختن به دارایی مردم است محفوظ مانده و به حرام دست دراز نمی کند.بنابراین یک فرد پروا پیشه در خوردن غذا زیاده روی نمی کند و طعام او اندک و در حد سّد جوع اکتفا می نماید و یا خوردنی او قلیل است و کم مصرف از دنیا در حد کفاف قناعت نموده از زیاده روی در موارد مصرفی اجتناب دارد .

از این روست که متقین به حد ضروری از غذا کفایت می کنند تا به امر مهمتر از شکم پروری و بهره گیری از طعام های رنگارنگ ، بپردازند و آن رسیدن به محبوب نهایی و غایت حقیقی خویش.

 





اگر از خودتان می‌پرسید چرا زمانی که اکثر مردها روی ترازو می‌روند عقربه‌ی آن به سرعت شروع به چرخش می‌کند مطالعه‌ی این مطلب را از دست ندهید.


 

اگر شما آقا هستید و می‌خواهید دلیل چاقیتان را بفهمید این مطلب به دردتان می‌خورد. در این مطلب ما 6 دلیلی که باعث می‌شود مردها چاق‌تر شوند را ارائه می‌دهیم. با ما همراه باشید.

 

مردها و پرخوری آخر هفته  

پژوهش‌ها نشان می‌دهند مردم و به ویژه مردها بدون این که متوجه باشند آخر هفته‌ها پرخوری کرده و چربی بیشتری مصرف می‌کنند؛ و دریافت کالری‌های اضافی همان و چاق شدن همان.

برای مقابله با پرخوری‌های آخر هفته نسبت به غذاهایی که میل می‌کنید حساسیت بیشتری به خرج داده و هر روز و به ویژه اول هفته حتماً خودتان را وزن کنید.

 

مردها مشتریان اصلی فست‌فودها

اکثر آقایان وقتی با دوستان خود به مسافرت می‌رود مشتریان اصلی فست‌فودها هستند. یا زمانی که سرکار هستند و احساس گرسنگی می‌کنند اولین کاری که انجام می‌دهند سفارش فست فود است. توجه داشته باشید این مواد غذایی سرشار از کالری و چربی است. در واقع این قبیل غذاها نه تنها هزینه‌ی مالی برایتان دارد بلکه باعث چاقی شده و به سلامتیتان نیز آسیب می‌رسانند.

 

مردها و نادیده گرفتن اصول تغذیه‌ی سالم

داشتن تغذیه‌ی سالم و مناسب تنها راه حفظ وزن ایده آل است. متخصصان حوزه‌ی تغذیه توصیه می‌کنند که مصرف مواد غذایی کم چرب، کم شیرین و سرشار از کربوهیدرات‌های پیچیده در الویت برنامه‌ی غذایی قرار بگیرد. حبوبات، لوبیاها و نان تهیه شده از گندم سبوس دار شروع خوبی برای داشتن یک تغذیه‌ی سالم است. به این مواد غذایی اشاره شده میوه و سبزیجات فراوان و همچنین پروتئین‌های کم چربی مثل سینه‌ی مرغ کباب شده نیز اضافه کنید. متخصصان توصیه می‌کنند آقایان به جای این که 3 وعده غذایی سنگین داشته باشند روزانه 6 وعده غذای سبک میل کنند.

 

مردها با ورزش قهر هستند

آقایان تغذیه‌ی مناسب لازم است اما کافی نیست! شما باید سری به باشگاه های ورزشی زده و کمی ورزش کنید. توصیه می‌کنیم حداقل سه روز در هفته و هر بار نیم ساعت بدوید. البته منظورمان این نیست راه بروید و اصلاً عرق هم نکنید.

آقایان نمک زیادی به غذاهایشان اضافه می‌کنند. باید بدانید که نمک باعث می‌شود میل شما به مصرف نوشیدنی‌های پرکالری بیشتر شود

منظور از دویدن این است که لباس و کفش ورزشی پوشیده و به معنای واقعی بدوید تا عرق کنید. فقط در این صورت است که قلبتان خون بیشتری پمپاژ کرده و اکسیژن بیشتری حمل می‌کند. البته کالری‌های دریافتی را هم می‌سوزانید. توصیه می‌کنیم حتماً در یک باشگاه ثبت نام کرده و ورزش کنید.

 

مردها و زیاده‌روی در مصرف کیک و بیسکوییت و غیره

توجه داشته باشید مواد غذایی صنعتی برای سلامتی شما خطرناک خواهد بود. تا حالا از خودتان سؤال کرده‌اید چه اتفاقی می‌افتد که کیک‌ها و بیسکویت‌ها ماه‌ها و شاید سال‌ها در قفسه‌‎های فروشگاه‌ها جاخوش می‌کنند و خراب نمی‌شوند؟ به خاطر این که مواد غذایی صنعتی و تجاری سرشار از چربی‌های ترانس هستند. تولید کننده های این قبیل مواد غذایی از فرایند هیدروژنه کردن برای بالا بردن تاریخ مصرف محصولاتشان استفاده می‌کنند. متأسفانه این قبیل مواد غذایی بدترین و نامناسب‌ترین خوراکی‌ها محسوب می‌شوند. اسیدهای چرب ترانس میزان کلسترول بدن(LDL) را افزایش و میزان کلسترول خوب(HDL) را کاهش می‌دهد؛ و همین می‌شود که خطر ابتلا به بیماری‌های قلبی بالا می‌رود. توصیه می‌کنیم قبل از خرید مواد غذایی ترکیبات آن را به دقت بخوانید و خرید محصولاتی که از روغن هیدروژنه، نمک، شکر و سایر ترکیبات نامناسب تهیه شده باشد خودداری کنید.

 

مردها و چپ کردن نمکدان روی غذاهایشان

تا حالا خیار خوردن آقایان را با دقت نگاه کرده‌اید؟ امتحان کنید. این فقط یک نمونه از زیاده‌روی در مصرف نمک است. آقایان نمک زیادی به غذاهایشان اضافه می‌کنند. باید بدانید که نمک باعث می‌شود میل شما به مصرف نوشیدنی‌های پرکالری بیشتر شود. محققان مشاهده کرده‌اند کودکانی که مصرف نمک را به میزان 50 درصد کاهش می‌دهند در هر هفته دو لیوان نوشیدنی گازدار کمتری می‌نوشند و به این ترتیب 230 کالری کمتری دریافت می‌کنند. این نتایج در خصوص افراد بزرگسال نیز صادق است.

 




 

توی بزرگراه داشتم لایی می‌کشیدم، یه زانتیا اومد گفت داری لایی‌بازی می‌کنی؟ گفتم: پَ نَ پَ دارم واست عربی می‌رقصم. گفت: دِ نـَــ دِ کنترل نامحسوس، بزن بغل!
ستاد مبارزه با پ نه پ، واحد جایگزینی با دِ نَ دِ.

رفتم دستتشویی هی در می‌زنم. می‌گه هــــان، دستشویی داری؟ پَ نَ پَ خواستم بگم آخریم مهلت نام‌نویسی جشنواره حساب‌های بانک صادراته، جا نمونی. طرف اومد بیرون و گفت: خاک بر سرتون کنن که فقط بلدین از این چرت و پرتا بگین.
کمیته مبارزه با فتنه پَ نَ پَ، ستاد سیار در توالت عمومی.

ماه رمضون 7 صبح رفتم تهران 7 شب برگشتم خونه، خسته و کوفته. می‌پرسم مامان شام چی داریم؟ می‌گه گشنته؟ چند ثانیه سکوت می‌کنم، چشام رو می‌بندم و یه نفس عمیق می‌کشم. آروم و با طمانینه می‌گم: بله گشنمه!
ستاد مبارزه با فتنه پَ نَ پَ، واحد کظم غیظ.

نوزاده توی بغل مامانش گریه می‌کرده. مامانه می‌گه قربونت برم گرسنته؟ بچه‌هه به اذن خداوند می‌گه: پَ نَ پَ دارم برای گرسنگان و زلزله‌زدگان سومالی گریه می‌کنم.
واحد نفوذی فتنه پَ نَ پَ.

بچه داییم به دنیا اومده. همه خوشحال. مامان‌بزرگم برگشته می‌گه: حالا می‌خاین براش اسم بذارین؟ می‌گم: اگه شما صلاح بدونین.
ستاد مبارزه با فتنه پَ نَ پَ، واحد احترام به بزرگتر.

رفتیم پایگاه انتقال خون، می‌گه شما هم اومدین خون بدین؟ گفتم بله اومدیم خون بدیم. شما هم بفرمایید بساط لودگی‌تون رو جای دیگه پهن کنید. یارو همون جا به گریه افتاد و ابراز پشیمونی کرد.
ستاد مبارزه با فتنه پَ نَ پَ، واحد نهی از منکر.

به مامانم می‌گم پول بده. می‌گه اونایی که دو روز پیش گرفتی چی شد؟ نکنه همشو خرج کردی؟ تا اومدم بگم  پـَـ، زد تو دهنم، نذاشت حرف بزنم. من فقط می‌خواستم بگم پـس‌اندازشون کردم.
ستاد مبارزه سخت‌افزاری با فتنه پَ نَ پَ.

می‌خوام مسواک بزنم. مامانم می‌پرسه می‌خوای مسواک بزنی؟ می‌گم بله مامان جون. می‌گه خمیردندونم روش می‌زنی؟ می‌گم بله مامان‌جان. می‌گه خاک تو سرت این همه موقعیت پَ نَ پَ واست درست کردم استفاده نکردی.
ستاد مبارزه با فتنه پَ نَ پَ، واحد فرزند صالح.

رفتم خونه سالمندان عیادت پدربزرگم، مسئول اون جا می‌پرسه: شما هم اومدین عیادت؟ می‌گم نه خونه سالمندان طلبیده اومدیم زیارت.
ستاد مبارزه با فتنه پَ نَ پَ، واحد زیارتی سالمندان.

رفتـــم بــه کنـــار دلــبرم با شــادی، گفتـا کـه چـه خوب یاد من افتــادی، گفتـم صـنما تــو عشق را استـادی، گفتا پَ نَ پَ تو یاد من می‌دادی.
ستاد تحقیقات ادبی مبارزه با فتنه پَ نَ پَ.

 

 





در راه رسیدن به خوشبختی عملکرد افراد تفاوت‌های فراوانی با یکدیگر دارد و هر کسی راهی را برای رسیدن به این گمشده طی می‌کند , اما بعضی به مقصود خود می‌رسند و بعضی نیز هر گز نمی‌توانند تا آخر راه دوام بیاورند و در نتیجه شکست می‌خورند .


عده ای برای موفق شدن به دنبال کسب ثروت می‌روند و عده ای به دنبال کسب مقام و عده ای دیگر نیز به دنبال کسب شهرت می‌روند و هر کدام به خیال خود بهترین راه را برای رسیدن به خوشبختی انتخاب می‌کنند  و به سختی در راه رسیدن به هدفشان تلاش می‌کنند .

شهرت , امروزه یکی از وسایلی است که به نظر عده ای  می‌تواند انسان را تا انتهای جاده خوشبختی برساند و برای بدست آوردن شهرت دست به هر کاری می‌زنند از لباس‌های متفاوت با رنگ‌های خیره کننده و ماشین‌های قرمز و زرد گرفته تا مسب مقام و منزلت اجتماعی و .... ,فقط با این قصد و نیت که توجه همه را به خود جلب کنند و مشهور شوند در حالی که در تعالیم ما این افراد نه تنها با این اعمال به خوشبختی نمی‌رسند بلکه طبق فرموده امام صادق علیه‌السلام  باعث رسوایی خود در جامعه می‌شوند:

(امام صادق علیه‌السلام:(کفی بالمرء خزیا أن یلبس ثوباً یشهّره أو یرکب دابه تشهره؛ برای خواری شخص همین بس که جامه ای بپوشد یا بر مرکبی بنشیند که او را انگشت نما سازد .) (بحارالانوار، ج67، ص271)

 

شهرت‌های ماندگار

دیدگاه آیات الهی در مورد کسب شهرت این‌گونه است که آیات الهی هر شهرتی را مذموم نمی‌دانند بلکه در آیاتی متعدد انسان‌ها را دعوت کرده است که با کارهای نیک و همچنین اخلاص در کارها سعی کنید نام نیک از خود به یادگار بگذارید و در جامعه به نحوی زندگی کنید که خوبی‌های شما شهرت عام و خاص باشد.

همچنین این نکته را خاطر نشان می‌کند که شما به قضاوت‌های دیگران در مورد خودتان اهمیت بدهید و کاری کنید که مردم به نیکی از شما یاد کنند .

و این مسئله یکی از سنت‌های الهی است که نام و منزلت کسانی را که اعمالشان فقط رنگ و بوی خدایی دارد و اعمال را خالصانه و فقط به نیت تقرب به خداوند انجام می‌دهند را شهره عام و خاص کند و این شهرت نیز فقط با ایمان و تقوا و اخلاص در افعال و کارهای انسان به وجود می‌آید .

حبّ جاه و شهرت، از مهلکات عظیمه، و طالب آن، طالب آفات دنیویّه و اخرویّه است و کسی که اسم او مشهور و آوازه او بلند شد، کم می‌شود که دنیا و آخرت او سالم بماند، مگر کسی را که خداوند عالم به حکمت کامله خود به جهت نشر احکام دین برگزیده باشد

آیات الهی یکی از نمونه های بارز این نوع از شهرت را  حضرت ابراهیم معرفی می‌کند که در موقع دعا از خداوند متعال داشتن نام نیک  در بین مردم را در خواست می‌کند  و می‌فرماید:

(وَاجْعَل لِّی لِسَانَ صِدْقٍ فِی الْآخِرِینَ: و برای من نام و یاد نیک در میان آیندگان قرار ده)(الشعراء: 84)

که خداوند متعال نیز دعای حضرت ابراهیم را در سوره مریم به اجابت رسانید و فرمود:

(وَوَهَبْنَا لَهُم مِّن رَّحْمَتِنَا وَجَعَلْنَا لَهُمْ لِسَانَ صِدْقٍ عَلِیًّا: و از رحمت خویش به ایشان بخشیدیم و برای آنان [در میان مردم] نام نیکو و آوازه بلند نهادیم.)(مریم: 50)

همچنین شهرت به سبب اعمال پسندیده را خداوند یکی از نعمت‌هایی می‌داند که به پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله )عطا کرده است آنجا که در سوره انشراح می‌فرماید :

(وَرَفَعْنَا لَکَ ذِکْرَکَ: و نامت را برای تو بالا بردیم ) (انشراح: 4)

در قرآن، به درود و صلوات بر پیامبرش فرمان داده است:(إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلیماً : خدا و فرشتگانش بر پیامبر درود می‌فرستند. ای کسانی که ایمان آورده‌اید، بر او درود فرستید و به فرمانش به خوبی گردن نهید.)(الأحزاب: 56)

نام او را در بسیاری از آیات در کنار نام خودش آورد است: (وَ أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ احْذَرُوا فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَاعْلَمُوا أَنَّما عَلی رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبینُ : و اطاعت خدا و اطاعت پیامبر کنید و [از گناهان] بر حذر باشید، پس اگر روی گرداندید، بدانید که بر عهده پیامبر ما، فقط رساندن [پیامِ] آشکار است.)(المائدة: 92)

در اذان، شهادت به رسالت او را در کنار شهادت به وحدانیّت خودش قرار داده است. «اشهد أن لا اله الاّ اللّه و اشهد انّ محمّداً رسول اللّه» و در تشهد هر نماز، نیز این شهادتین را تکرار کرده است.

 

شهرت‌های فانی

اما در مقابل  شهرت‌های ماندگار اگر انسان خواهان  شهرتی باشد که به سبب فساد و تباهی و ریا و دوری از خداوند متعال بدست می‌آید این شهرت تنها وسیله ای برای شکست او در زندگی و رسیدن به دره هلاکت و بد بختی است که در اینجا گوشه ای از سخنان گوهر بار استاد اخلاق و عرفان ملا احمد نراقی را در کتاب شریف معراج السعاده نقل می‌کنیم :

و این مسئله یکی از سنت‌های الهی است که نام و منزلت کسانی را که اعمالشان فقط رنگ و بوی خدایی دارد و اعمال را خالصانه و فقط به نیت تقرب به خداوند انجام می‌دهند را شهره عام و خاص کند و این شهرت نیز فقط با ایمان و تقوا و اخلاص در افعال و کارهای انسان به وجود می‌آید

بدان که حبّ جاه و شهرت، از مهلکات عظیمه، و طالب آن، طالب آفات دنیویّه و اخرویّه است و کسی که اسم او مشهور و آوازه او بلند شد، کم می‌شود که دنیا و آخرت او سالم بماند، مگر کسی را که خداوند عالم به حکمت کامله خود به جهت نشر احکام دین برگزیده باشد. و از این جهت است که اخبار و آیات در مذمّت آن بی‌شمار وارد گردیده. خداوند عالم - جلّ شأنه - می‌فرماید

ِ(تلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ: آن خانه برتر و والای آخرت را از آن کسانی قرار می‌دهیم که در روی زمین اراده برتری و تسلط (بر دیگران) و فساد و تباهی ندارند، و سرانجام ( نیک) از آن پرهیزگاران است .)( القصص آیه ( 83

و دیگر می‌فرماید: « مَنْ کانَ یُریدُ الْحَیوه الدَّنْیا وَ زینت‌ها نُوَفِّ الَیْهِمْ اعْمالَهُمْ فیها وَ هُمْ فیها لا یُبْخَسُونَ اوُلئِکَ الَّذینَ لَیْسَ لَهُمْ فِی الْأخِرَه الا النَّارُ.) (هود: 15) خلاصه معنی آنکه: «هر که بوده باشد که طالب باشد زندگانی دنیا را و آرایش و زینت آن را، که از آن جمله جاه و منصب است، به ایشان می‌رسانیم در دنیا پاداش سعیهای ایشان را و ایشان‌اند که نیست در آخرت از برای ایشان مگر آتش.( معراج السعاده - ملا احمد نراقی، ص 421)

وچه بسیارند کسانی که در تهیه مسکن، مرکب، لباس، کلام، ازدواج و نام گذاری فرزند، کاری می‌کنند که در جامعه نمودی داشته باشند و مردم متوجّه آنان شوند که به فرموده روایت این افراد اراده برتری در زمین دارند و از بهشت محرومند.(تفسیرنور)

به امید روزی که  نام ما به وسیله اعمال نیک و فرزندان صالح و باقیات الصالحاتی که از خود به یادگار می‌گذاریم در تاریخ جاودانه بماند و همه مردم از ما به نیکی یاد کنند.

 





سه غول چهار هسته ای امسال در نمایشگاه بارسلون معرفی شده اند. HTC One X ، Optimus 4X HD و Ascend D quad هر سه با چهار هسته (یا بیشتر) هستند و با نمایشگر اچ دی و اندروید 4.0 به بازار می آیند. پس بیایید تا آنها را با یکدیگر مقایسه کنیم تا ببینیم کدام یک می تواند قلب ما را تصرف کند. ادامه مطلب را از دست ندهید.


در میان آنها تلفن شرکت هووایی تازه وارد محسوب می شود. چرا که این شرکت چینی با وجود سابقه طولانی در مخابرات و شبکه در مورد تلفن های پیشرفته آن هم با پردازشگر ساخت خودش تازه وارد محسوب میشود.

 

تلفن Ascend D quad به خوبی نشان می دهد که این شرکت چینی هم حالا با جدیت وارد رقابت اندرویدی ها شده و مشغول رقابت با اچ تی سی و ال جی است.

شرکت اچ تی سی هم شروع جدیدی با تلفن های سری One داشته و این بار وعده داده که به دنبال کیفیت برتر در ساخت تلفن هایش است و به دنبال تولید مدل های متنوع نخواهند بود. به همین خاطر بود که این شرکت در نمایشگاه امسال فقط سه تلفن جدید معرفی کرد. تعداد کم و کیفیت زیاد سیاست کاری جدید اچ تی سی است.

شرکت ال جی هم به ما یادآوری می کند که نخستین تلفن چهار هسته ای جهان را یک سال پیش معرفی کرده و حالا با Optimus 4X HD آمده تا نشان بدهد که قدرت ساخت تلفن های فوق سریع را با کیفیت عالی دارد.

حالا که مقدمات را گفتیم، در جدول پایین می توانید مشخصات فنی این تلفن ها را با یکدیگر مقایسه کنید تا ببینید چه کسی در مجموع برنده این رقابت است.

 

در جدول متوجه می شوید Huawei Ascend D quad نمایشگری به نسبت کوچکتر دارد که این سبب می شود که این تلفن چینی تراکم پیکسلی بالاتر و در نتیجه کیفیت تصاویر بهتری داشته باشد.

اما وقتی کیفیت نمایشگر Super IPS LCD2 تلفن One X را ببینید چشمان تان خیره خواهد شد. با روشنایی فوق العاده و رنگ های عالی. در حال حاضر سه نوع نمایشگر IPS روی تلفن های اندرویدی پیدا می شود که مدلی که در این تلفن به کار رفته، بهترین به حساب می آید. البته نظرات ممکن است بعد از ارایه عمومی این تلفن ها تغییر کند.

تلفن ال جی و اچ تی سی از پردازشگر تگرا 3 شرکت انویدیا استفاده می کنند که دارای چهار هسته برای کارهای سریع و یک هسته اضافی برای کارهای سبک و مصرف کم باطری است. اما شرکت هووایی پردازشگر خودش را با نام K3V2 ساخته و ادعا می کند که سریع ترین پردازشگر چهار هسته ای موبایل هست

فعلا این شرکت می تواند ادعایش را نگه دارد تا زمانی که این تلفن ها ارایه عمومی بشوند و بتوان آنها را از نزدیک بررسی و مقایسه کرد.

هر سه تلفن دوربین های 8 مگاپیسکلی دارند و حدود 9 میلیمتر ضخامت شان است که این دوست داشتنی است. در این میان تلفن One X می تواند هنگام فیلمبرداری به صورت 1080 عکاسی هم بکند که قابلیت برتری به حساب می آید و این شرکت روی توانایی های عکاسی و سنسور این تلفن هم صحبت های زیادی کرده است.

در پایان وقتی سراغ باطری میرویم باید حواستان باشد که یک تلفن چهار هسته ای نیاز به یک باطری پرقدرت دارد تا بتواند از عهده ساعات طولانی کار بر بیاید. به همین خاطر است که شرکت انویدیا یک هسته اضافه کم مصرف به پردازشگرش اضافه کرده. اما در مورد تلفن شرکت هووایی نمی دانیم که چطور از پس چهار هسته گرسنه بر خواهد آمد؟ اما به هر حال پرظرفیت ترین باطری را روی تلفن Optimus 4X HD ال جی پیدا می کنید.

در نهایت واقعیت این است که نمی توان به سادگی گفت که کدام تلفن برتر کارزار است. هر سه مدل از توانایی های فوق العاده ای برخودارند و از نظر بسیاری مشخصات فنی، شبیه به یکدیگرند. اما فعلا هنوز قیمت ها مشخص نشده. اطمینان داشته باشید وقتی قیمت این تلفن ها اعلام بشود می توان بین آنها کیلومترها تفاوت قایل شد. فعلا شما کدام یک را انتخاب می کنید؟