کوهنوردانى که به ارتفاعات بلند صعود مى کنند، گاهى از اوقات دچار هواگرفتگى مى شوند یعنى به همان هوایى مى رسند که استفاده از آن مشکل است و باعث تنگى نفس آنها مى گردد و چه بسا، سبب بیهوشى و مرگ آنها مى شود!


 حتما تیتر را که دیدید با خود گفتید آخر چه ربطی دارد؟

 چرا سیداحمد روح الامینی همه چیز را با هم قاطی می کند؟ اگر کمی حوصله به خرج دهید و این متن را با دقت بخوانید متوجه خواهید شد که کوهنوردی چه ربطی به شرح صدر دارد ، این متن نتیجه دقت و ژرف بینی مرجع عالی قدر جهان تشیع حضرت آیت الله مکارم شیرازی است که مثال های قرآن را موشکافی کرده و راه را برای درک عظمت قرآن و تشبیهات بی بدیل آن برای ما گشوده اند .

خداوند متعال در سیزدهمین مثل از آیه هاى قرآن مجید، در آیه 125 سوره انعام مى فرماید: «فَمَنْ یُرِدِ اللّهُ اَنْ یَهْدِیَهُ یَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلاِْسْلامِ وَ مَنْ یُرِدْ اَنْ یُضِلَّهُ یَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کاَنَّما یَصَّعَّدُ فِى السَّماءِ کذلِک یَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذینَ لایُؤمِنونَ» ؛ آن کس را که خدا بخواهد هدایت کند، سینه اش را براى (پذیرش) اسلام، گشاده مى سازد و آن کس را که(به سبب اعمال زشتش) بخواهد گمراه سازد، سینه اش را آن چنان تنگ مى گرداند که گویا مى خواهد به آسمان بالا برود این گونه خداوند پلیدى را بر افرادى که ایمان نمى آورند، قرار مى دهد!

 

دورنماى بحث

آیه شریفه، در صدد بیان زمینه هاى روحى مردم در پذیرش حق است، آنچه از ظاهر آیه استفاده مى گردد این است که: مردم در این جهت متفاوتند بعضى از مردم آن قدر روحشان پاک و قلبشان نورانى است که با اوّلین برخورد با قرآن، با آغوش باز اسلام را پذیرایند و خداوند هم در عوض به آنان شرح صدر مى بخشاید. در مقابل، افرادى هستند که زمینه پذیرش حق در آنان نیست و چنانچه تمام قرآن بر آنان خوانده شود، تأثیرگذار نیست از این رو، خداوند قلب آنها را تنگ و تاریک مى گرداند.

و وقتی کسی سینه ای تنگ دارد نسیم روح نواز اسلام برایش سنگین است و نمی تواند تنفس کند و او را اذیت می کند سینه اش تنگتر شده و به مرز خفگی و مرگ می رسد بالا رفتن از قله های بلند معارف اسلام شرح صدر می خواهد .

«شرح صدر» به معناى داشتن فکر و روح باز است یعنى کسى شرح صدر دارد که داراى تفکر عمیق، صبر و حوصله زیاد و فکر و روحى وسیع باشد به گونه اى که در برابر سخت ترین حوادث نلغزد

پیام هاى آیه

 هدایت و ضلالت به دست خداست

آنچه مطابق با ظاهر آیه است، این است که هدایت و ضلالت انسانها از طرف خداوند صورت مى گیرد و مفهوم آن چیزى جز جبر نیست. در این صورت، اسلام و کفر دو امر غیر اختیارى است و قبول آن به عقیده ما با عدالت خداوند سازگار است.

آیا آیه مذکور دلیل بر «جبر» نیست؟

آنچه آیه شریفه بر آن دلالت دارد، این است که: گام اوّل هدایت و ضلالت را خود انسان برمى دارد آنگاه، در صورتى که اوّلین گام را به سمت هدایت برداشت، مشمول هدایت الهى مى گردد و در صورت دیگر، که اوّلین گام را به سمت ضلالت برداشت، مشمول ضلالت الهى مى شود مثلا سلمان فارسى از ایران حرکت مى کند و براى رسیدن به سرچشمه نور، سختى ها و مشکلات فراوانى را تحمّل مى کند حتّى به بردگى گرفته مى شود. تا این که به سرچشمه نور مى رسد و مسلمان مى گردد. او چون گامهاى اوّلیّه را با اختیار خود برداشته بود مشمول هدایت الهى قرار گرفت و خداوند به او شرح صدر و سینه اى گشاده عنایت کرد.

امّا ابوجهل و ابولهب ـ با این که از اوّل در کنار چشمه هدایت بوده اند ـ ولى گام هاى اوّلیّه لجاجت و عناد و دشمنى را به اختیار خود و به تبعیّت از شیطان برداشتند و چشم و گوش خود را در مقابل نداى حق بستند. بر این اساس، خداوند نیز آنها را گمراه کرد و قلب آنها را تنگ و تاریک نمود پس هدایت و ضلالت الهى، نتیجه و مجازات گامهاى اوّلیّه خود آنهاست. بنابراین، آیه شریفه فوق و دیگر آیات، هیچ منافاتى با اختیار انسان ندارد.(1)

اعجاز علمى قرآن در آیه مَثَل

اگر چه مفسّران جمله «کاَنَّما یَصَّعَّدُ فِى السَّماءِ» را کنایه از کار غیر ممکن و محال دانسته اند ولى امروزه با توجّه به پیشرفت علوم بشرى و دستیابى به فضا، تفسیر دیگرى نیز مى توان براى آن جمله بیان کرد که نشانگر اعجاز علمى قرآن مجید است.(2)

دانشمندان کشف کرده اند که اطراف کره زمین را هوا (اکسیژن) فرا گرفته است، و این هوا از هر طرف تا ارتفاع 30 کیلومترى ادامه دارد ولى آنچه از این اکسیژن ها استفاده مى شود، تنها فضاى چند کیلومترى پایین آن است چه این که هر چه اکسیژن به طرف بالا برود، استفاده از آن مشکل تر و سبب تنگى نفس مى شود.

به همین جهت، کوهنوردانى که به ارتفاعات بلند صعود مى کنند، گاهى از اوقات دچار هواگرفتگى مى شوند یعنى به همان هوایى مى رسند که استفاده از آن مشکل است و باعث تنگى نفس آنها مى گردد و چه بسا، سبب بیهوشى و مرگ آنها مى شود!

در آن هنگامى که آیه فوق نازل شد، انسان از این مسأله علمى مهم بى اطّلاع بود ولى قرآن مجید در آن زمان (1400 سال پیش) پرده از این راز علمى برداشت و قابل استفاده نبودن هواى آسمانها را بیان کرد و انسانهاى گمراه را به کسانى تشبیه کرد که در چنین هوایى تنفّس مى کنند و دچار تنگى نفس مى شوند .

 

3ـ شرح صدر

وقتى حضرت موسى (علیه السلام) به مقام نبوّت نائل شد، چند چیز از خداوند طلب کرد یکى از آنها شرح صدر بود (قالَ رَبِّ اشْرَحْ لِى صَدْرِى...) (3)

و نیز پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) بى آن که تقاضا کند ـ این نعمت بزرگ الهى را از خداوند متعال دریافت نمود (اَلَمْ نَشْرَحْ لَک صَدْرَک؟) (4)

 

خلاصه این شرح صدر چه معنایى دارد؟

«صدر» در اینجا به معناى سینه نیست، بلکه به معناى روح و فکر است بنابراین «شرح صدر» به معناى داشتن فکر و روح باز است یعنى کسى شرح صدر دارد که داراى تفکر عمیق، صبر و حوصله زیاد و فکر و روحى وسیع باشد به گونه اى که در برابر سخت ترین حوادث نلغزد. به همین جهت، شرح صدر یکى از لوازم مهمّ ترقّى و تعالى به سوى خدا شناخته شده است.

یک انسان مسلمان باید با تأسّى به پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) داراى شرح صدر، سینه گشاده و دریا دل باشد. با همّت بلند ناملایمات را تحمّل کرده، با کوچکترین مشکل ناسپاسى نکند و انتقام جویى و کینه جویى را پیشه خود قرار ندهد

پیامبر(صلى الله علیه وآله) و همسایه یهودى

یکى از همسایگان آن حضرت ـ که مردى یهودى بود ـ هر روز به هنگام عبور آن حضرت، از بالاى بام به بهانه ریختن خاکروبه ها در کوچه، خاکسترى همراه با آتش بر سر و صورت آن حضرت مى ریخت. این برنامه هر روز ادامه داشت تا آن که روزى پیامبر (صلى الله علیه وآله) از کوچه گذشت و متوجّه خاکستر همسایه یهودى نشد. آن حضرت کنجکاو گشته، علّت آن را جویا شد. اصحاب و یاران عرض کردند: بحمداللّه مریض شده است و در بستر بیمارى به سر مى برد پیامبر به قصد عیادت به طرف منزل یهودى حرکت کرد، هنگام در زدن، همسر آن مرد یهودى از پشت در منزل گفت: کیست؟ حضرت جواب داد: پیامبر اسلام! زن گفت: کارت چیست؟ حضرت فرمود: به عیادت شوهرت آمده ام! زن بى اختیار در را باز کرد. حضرت داخل شد و کنار بستر یهودى قرار گرفت. پیامبر (صلى الله علیه وآله) با احوالپرسى به گونه اى برخورد کرد که گویا این یهودى هیچگونه اذیّت و آزارى نسبت به پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله) روا نداشته است!

وقتى یهودى این شرح صدر و گذشت و اغماض پیامبر (صلى الله علیه وآله) را دید، عرض کرد: یا رسول اللّه! آیا این برخورد جزء برنامه دین توست، یا از اخلاق شخصى شماست؟ حضرت فرمودند: جزء برنامه دین اسلام است.

از این نمونه، در زندگى پیامبران، امامان و عالمان دینى فراوان است.

مثلا شخصى در شیراز، نامه اى به یکى از علماى آن شهر مى نویسد و بى اندازه آن عالم را مورد فحّاشى و هتّاکى قرار مى دهد. آن عالم روز بعد نویسنده آن نامه را دیده، به او مى گوید: نامه اى به من نوشته بودى آن را انداختم.(5)

ظاهراً مشکل مالى داشتى این پول را بگیر انشاءاللّه مشکلت با آن حل شود! نویسنده نامه خوشحال شده، با خود مى گوید: «خوب شد آقا نامه ما را مطالعه نکرده است

بنابراین، یک انسان مسلمان باید با تأسّى به پیامبر گرامى اسلام (صلى الله علیه وآله) داراى شرح صدر، سینه گشاده و دریا دل باشد. با همّت بلند ناملایمات را تحمّل کرده، با کوچکترین مشکل ناسپاسى نکند و انتقام جویى و کینه جویى را پیشه خود قرار ندهد.

 

پی نوشت ها :

1- این جمله در آیات زیادى از قرآن مجید از جمله آیه 119 آل عمران آمده است.

2- سوره غافر، آیه 19.

3- سوره زلزل، آیه 7 و 8.

4- سوره کهف، آیه 49.

5- سوره زخرف، آیه 36.