علما
همه کسانی که با اهل سلوک نشست و برخاست دارند و یا در این زمینه مطالعه و آشنایی کسب کرده اند به خوبی می دانند که علمای بزرگ ما بارها و بارها بر نماز شب و مداومت بر آن توصیه اکید دارند.

 

  اگر بخواهید زندگی سلوکی این عرفای بزرگ را مورد بررسی قرار دهید, نماز شب یکی از برجسته ترین نقاط این حیات عرفانی است که نشاط و جذبه خاص خودش را دارد.

 

اشنایی با چگونگی تهجد و شب زنده داری این بزرگان می تواند بسیار جالب و تکان دهنده و در عین حال آموزنده باشد.

 

 


آیه الله العظمى شیخ محمد على اراکى نقل کرد سید محمود خوانسارى خطیب معروف مشتاق بود نماز شب آیه الله نورالدین عراقى را از نزدیک مشاهده کند زیرا شنیده بود ایشان در نماز شب گریه زیادى دارند اتفاقا مرحوم عراقى گروهى از مومنین را ماه رمضان به صرف افطار دعوت کرد که یکى از دعوت شده ها همین آقاى خوانسارى بود که مشتاق دیدن نماز شب آقا بود.

 

گفت وقتى افطار صرف شد و همه رفتند من از جا حرکت نکردم . مرحوم عراقى وقتى دید من نشسته ام به خادم خود گفت دو دست لحاف بیاور تا بخوابیم یکى را به من داد و دیگرى را خودش خوابید، سعى کردم هنگام نماز شب ایشان بیدار باشم .

نیمه شب دیدم از جاى حرکت کرد و خارج شد وضو گرفت و شروع به نماز کرد خیال مى کرد من خوابیده ام همین که رسید به کلمه ((العفو)) و تکرار نمود چنان بشدت گریه مى کرد که از شدت گریه گلوگیر شده بود.

 

آیه الله اراکى فرمودند ایشان در مورد مرثیه امام حسین و ائمه علیهم السلام نیز بشدت گریه مى کرد من خود شاهد بودم در دهه اول محرم که در منزل خودشان روضه داشتند از اول آفتاب تا ظهر با اینکه منبریهاى متعدد یکى پس از دیگرى به فیض مى رساندند و مردم جمعیت زیادى را از اراک و جاهاى دیگر را در این مجلس تشکیل مى دادند.

 

از اول مجلس تا آخر آن در مقابل ایشان چد دستمال براى اشک مى گذاشتند که پیوسته از کثرت گریه آنها را عوض مى کرد. در روز عاشورا گریه بسیار بسیار زیادى داشت و به تمام معنى بکاء بود.(1)

 

آیه اله سید محمد کاظم مدرسى (رضوان الله علیه ) یکى از شخصیت هاى برجسته روحى و معنوى بود. عبادات و شب زنده داریهاى خود را پیوسته مخفى نگه مى داشت . اما زهد عجیب و تواضع فراوانى ؟ داشت شاهد ملکات روحى و عظمت معنوى ایشان بود.

 

خانواده ایشان مى گفت سالهاى سال نماز شبش ترک نمى شد حتى آخرین شب زندگیش براى تهجد حرکت کرد در غرفه کوچک بیمارستان تهران .

 

 پسر خواهرم که با ایشان در بیمارستان بود گفت آن شب در بیمارستان از من جویاى ساعت شد عرض کردم ساعت براى چه مى خواهید با این حالى که دارید؟! فرمودند این شب مهمى است مایلم بدانم چه ساعتى است ساعت خود را در اختیارش ‍ گذاشتم .

 

 متوجه شدم تصمیم شب زنده دارى و تهجد دارد پزشک معالجش مى گفت در آن شب هنگام وضو براى نماز شب شنیده بود بخودش مى گوید: کاظم ! این عمر تو را کافى است نترس این راهى است که دیگران نیز طى کرده اند. کاظم ! این آخرین شب زندگى تو است . ایمان خود را به خدا محکم کن و نترسلام الله علیها...

 

بالاخره در حال قنوت نماز صبح روحش به عالم بالا پرواز کرد. پسر بزرگش آقا سید محمد تقى مدرس مى گوید آن شب ما آخر شب به منزل برگشتیم . من نماز صبح را هنگام اذان خواندم .

 بعد در حال چرت بودم که شنیدم کسى مى گوید: محمد کاظم مدرسى به جانب بهشت رهسپار شد.

 

از بیمارستان خبر دادند که پدرتان از دنیا رفته پرسیدم چه وقت گفتند کمتر از نیم ساعت است . این همان وقتى بود که من صدا را شنیدم .(2)

 

مرحوم ملکى مى گوید: استادم (ملا حسینقلى همدانى ) گفت فقط متهجدین هستند که به مقاماتى نائل مى گردند. غیر آنان به هیچ جایى نخواهند رسید.(3)

 

یکى از دوستان و نزدیکان مرحوم حاجى میرزا جواد آقا ملکى تبریزى مى گوید:

 

مرحوم ملکى شبها که براى تهجد و نماز شب به پا مى خاست ابتدا در بسترش مدتى به صداى بلند گریه مى کرد، سپس بیرون مى آمد.

 

 و نگاه به آسمان مى کرد و آیات ((ان فى خلق السموات و الارض ...)) را مى خواند و سر به دیوار مى گذاشت و مدتى گریه مى کرد و پس از تطهیر نیز کنار حوض مدتى پیش از وضو مى نشست و مى گریست و خلاصه از هنگام بیدار شدن تا آمدن به محل نماز و خواندن نماز شب چند جا مى نشست و گریه سر مى داد و چون به مصلایش مى رسید دیگر حالش قابل وصف نبود