پرخورى، قساوت مى آورد  باعث مى شود انسان در انجام عبادات تنبل و سست گردد.و این مطلب کاملاً محسوس است که انسان وقتى غذاى سنگینى مى خورد، نمى تواند مثلاً، نماز صبح را راحت بخواند و اگر بیدار هم بشود، مثل آدمهاى گیج و مست است  .

 عَنْ اَبى هُرَیرَة قالَ، قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله): اِیاکُمْ وَ فُضُولَ الْمَطْعَمِ فَاِنَّهُ یسِمُ الْقَلْبَ بِالْقَسْوَةِ، وَ یبْطِىءُ بِالْجَوارِحِ عَنِ الطّاعَةِ، وَ یصِمُّ الهِمَمَ عَنْ سَماعِ الْمَوْعِظَةِ; وَ اِیاکُمْ وَ فُضُولَ النَّظَرِ، فَاِنَّهُ یبْدُرُ الْهَوى، وَ یولِدُ الْغَفْلَةَ وَ اِیاکُمْ وَ اسْتِشْعارَ الطَّمَعِ، فَاِنَّهُ یشُوبُ الْقَلْبَ شِدَّةَ الْحِرْصِ وَ یخْتِمُ عَلَى الْقُلُوبِ بِطابِعِ حُبِّ الدُّنْیا وَ هُوَ مِفْتاحُ کُلِّ سَیئَة، وَ رَاْسُ کُلِّ خَطیئة، وَ سَبَبُ اِحْباطِ کُلِّ حَسَنَة. (بحار، ج 77، ص 182)

ترجمه:

ابوهریره از پیامبر(صلى الله علیه وآله) روایت کرد که آن حضرت فرمود: از پرخورى بپرهیزید، چرا که آدمى را سنگدل مى گرداند و اعضا (و جوارحش) را براى اجراى تکالیف الهى، به سستى و تنبلى مى کشاند و گوش جان را از شنیدن موعظه بازمى دارد و کر مى کند. از چشم چرانى بپرهیزید، زیرا هرزگى چشم، هوى و هوس را بیشتر مى گرداند و سرعت مى بخشد، و غفلت مى زاید.

هشدار! مبادا طمع را در عمق جانتان قرار دهید زیرا طمع باعث آلودگى قلب، به حرص شدیدمى شود وبر دلهامُهرحبّ دنیا مى زند که محبّت دنیا خود کلید هر زشتى، سرچشمه  همه گناهان و موجب  از بین  رفتن  همه حسنات ونیکی هاست.

نور هدایت

در حدیث فوق از دو چیز منع شده:

1 ـ پرخورى

2 ـ چشم چرانى.


 


پرخورى، قساوت مى آورد  باعث مى شود انسان در انجام عبادات تنبل و سست گردد.و این مطلب کاملاً محسوس است که انسان وقتى غذاى سنگینى مى خورد، نمى تواند مثلاً، نماز صبح را راحت بخواند و اگر بیدار هم بشود، مثل آدمهاى گیج و مست است  .

 

 


پرخوری

عَنْ اَبى هُرَیرَة قالَ، قالَ رَسُولُ اللهِ(صلى الله علیه وآله): اِیاکُمْ وَ فُضُولَ الْمَطْعَمِ فَاِنَّهُ یسِمُ الْقَلْبَ بِالْقَسْوَةِ، وَ یبْطِىءُ بِالْجَوارِحِ عَنِ الطّاعَةِ، وَ یصِمُّ الهِمَمَ عَنْ سَماعِ الْمَوْعِظَةِ; وَ اِیاکُمْ وَ فُضُولَ النَّظَرِ، فَاِنَّهُ یبْدُرُ الْهَوى، وَ یولِدُ الْغَفْلَةَ وَ اِیاکُمْ وَ اسْتِشْعارَ الطَّمَعِ، فَاِنَّهُ یشُوبُ الْقَلْبَ شِدَّةَ الْحِرْصِ وَ یخْتِمُ عَلَى الْقُلُوبِ بِطابِعِ حُبِّ الدُّنْیا وَ هُوَ مِفْتاحُ کُلِّ سَیئَة، وَ رَاْسُ کُلِّ خَطیئة، وَ سَبَبُ اِحْباطِ کُلِّ حَسَنَة. (بحار، ج 77، ص 182)

 

 

 

ترجمه:

ابوهریره از پیامبر(صلى الله علیه وآله) روایت کرد که آن حضرت فرمود: از پرخورى بپرهیزید، چرا که آدمى را سنگدل مى گرداند و اعضا (و جوارحش) را براى اجراى تکالیف الهى، به سستى و تنبلى مى کشاند و گوش جان را از شنیدن موعظه بازمى دارد و کر مى کند. از چشم چرانى بپرهیزید، زیرا هرزگى چشم، هوى و هوس را بیشتر مى گرداند و سرعت مى بخشد، و غفلت مى زاید.

هشدار! مبادا طمع را در عمق جانتان قرار دهید زیرا طمع باعث آلودگى قلب، به حرص شدیدمى شود وبر دلهامُهرحبّ دنیا مى زند که محبّت دنیا خود کلید هر زشتى، سرچشمه  همه گناهان و موجب  از بین  رفتن  همه حسنات ونیکی هاست.

نور هدایت

در حدیث فوق از دو چیز منع شده:

1 ـ پرخورى

2 ـ چشم چرانى.

 

پرخورى از دو بعد مادى و معنوى مورد توجه است:

اما بعد مادى: مسأله اعتدال در غذا، مسأله اى است که ما به اهمیت آن واقف نیستیم و نمى دانیم چه اثر مهمّى، هم از نظر جسمانى و بهداشتى دارد و هم از نظر روحانى و معنوى. ثابت شده است که اکثر بیماریهاى انسان به سبب پرخورى است. بعضى از پزشکان، استدلالى هم براى آن دارند و مى گویند: میکربها دایم از چهار طریق معروف: هوا، غذا، آب و گاهى هم پوست وارد بدن مى شود و هیچ راهى هم براى جلوگیرى از آن نیست.وقتى همین پوست ـ که سدّ بسیار محکمى در برابر نفوذ میکربهاست ـ خراش برمى دارد ممکن است از طریق همین خراشیدگى، میکرب وارد بدن گردد و سدّ دفاعى آن را بشکند. بنابراین، ما همیشه در معرض هجوم انواع میکروبها و بیماری ها هستیم و در صورتى بدن ما آمادگى دفاع پیدا مى کند که مراکز عفونى در بدن نباشد و مى گویند: جاى آماده در بدن براى میکروب ها و پرورش انواع آنها عبارت است از: انواع چربی هاى اضافى که در لابلاى بافتهاى بدن ذخیره مى شوند، درست مثل زباله اى که وقتى در جایى به مدت زیادى بماند عامل بیمارى و پخش میکرب مى شود.

شما از دور فکر مى کنید و مرجعیتى مى بینید ]البته ایشان مرجع على الاطلاق بود و کسى در ردیف ایشان نبود[ من در این موقعیتى که هستم آن چنان هستم که صاحب وقت خویش نیستم، مالک استراحت خودم نیستم.»تقریباً تمام مواهب دنیا چنین است.حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)درپایان به استشعار طمع تأکید مى ورزد

 

 از جمله چیزهایى که مى تواند این بیماریها را درمان کند، سوزاندن این مواد اضافى در بدن است و سوزاندنش هم از طریق روزه گرفتن صورت مى گیرداین استدلالى است همه فهم، چون هرکسى متوجه مى شود که وقتى مقدارى غذاى اضافى در بدن باشد و جذب بدن نشود، در بدن ذخیره و در نتیجه، کار قلب زیاد مى گردد. به طور خلاصه بار سنگین، به کلّیه دستگاههاى بدن ضربه مى زند لذا، قلب و سایر دستگاه ها زود بیمار و طبعاً عمر آدمى کوتاه مى شود. بنابراین اگر کسى طالب سلامتى خودش است، باید از پرخورى بپرهیزد و به کم خورى عادت کند، بخصوص کسانى که فعالیت جسمانى کمترى دارند.یکى از پزشکان مى گفت: من بیست سال است که به درمان بیماران مشغولم و تمام تجربیات من در دو جمله خلاصه مى شود: اعتدال در غذا و ورزش.

 

ورزش در زمستان

 

اما بعد معنوى:

سه مطلب بسیار مهم که در این حدیث آمده عبارت است از اینکه: پرخورى، قساوت مى آورد  باعث مى شود انسان در انجام عبادات تنبل و سست گردد.و این مطلب کاملاً محسوس است که انسان وقتى غذاى سنگینى مى خورد، نمى تواند مثلاً، نماز صبح را راحت بخواند و اگر بیدار هم بشود، مثل آدمهاى گیج و مست است اما وقتى غذاى سبک و ساده اى مى خورد، موقع اذان یا لحظاتى قبل از اذان صبح بیدار است، نشاط دارد، حال مطالعه و حال عبادت دارد.

و سوم این که، گوش شنوا در مقابل مواعظ را از انسان مى گیرد. روشن است انسان زمانى که روزه مى گیرد، رقّت قلب پیدا مى کند و معنویتش زیادتر مى شود اما وقتى شکم پر است، فکر انسان درست کار نمى کند و خودش را از خدا دور مى بیند.

شاید توجه کرده باشید که مردم در ماه مبارک رمضان قلبشان براى پذیرش موعظه خیلى آماده است، چرا که آن حال گرسنگى و روزه صفاى قلبى مى آورد. 

سه مطلب بسیار مهم که در این حدیث آمده عبارت است از اینکه: پرخورى، قساوت مى آورد باعث مى شود انسان در انجام عبادات تنبل و سست گردد.و این مطلب کاملاً محسوس است که انسان وقتى غذاى سنگینى مى خورد، نمى تواند مثلاً، نماز صبح را راحت بخواند و اگر بیدار هم بشود، مثل آدمهاى گیج و مست است اما وقتى غذاى سبک و ساده اى مى خورد، موقع اذان یا لحظاتى قبل از اذان صبح بیدار است، نشاط دارد، حال مطالعه و حال عبادت دارد

مسأله چشم چرانى

 مراد از نظر چیست؟ در ابتدا به نظر مى رسد که نگاه به نامحرم باشد که باعث تسریع هوى پرستى مى شود، ولى بعید نیست معناى وسیعترى در نظر باشد یعنى، هر نظرى که باعث تحریک هواى نفس انسانى گردد مثلاً، از کنار خانه مجلّلى مى گذرد، خیره خیره به آن مى نگرد و آرزو مى کند که اى کاش، من هم چنین چیزى داشتم، یا اتومبیل آخرین مدلى را مى بیند آرزوى آن را مى کند. این نظرِ همراه با آرزو و اشتیاق، و طلب و تقاضا باعث سرعت بخشیدن به غفلت مى گردد، زیرا انسان را به دنیا علاقه مندتر مى کند والاّ نگاه عبرت آمیز و توحیدى، یا نگاهى که براى رسیدگى به حال فقیر بیچاره اى باشد و یا به مریضى مى نگرد تا او را درمان سازد بسیار پسندیده و مورد تأکید است. نکته: بسیارى از اموال و مقامات دنیا ـ همان طورى که در روایات و نهج البلاغه خطبه 114، وارد شده است ـ چنین است که، «سَماعُهُ اَعْظَمُ مِنْ عَیانِه؛ شنیدنش بزرگتر از دیدنش است» به قول معروف: آواز دهل شنیدن از دور خوش است. از دور آوازه اى دارد، اما وقتى کسى آن را از نزدیک مى بیند، در مى یابد که پوشالى و توخالى و گوش خراش است.مرحوم حضرت آیة الله العظمى بروجردى ـ ره ـ زمانى در درس نصیحت مى فرمود: «اگر طلبه اى براى این نیت درس بخواند که به این مقام و موقعیتى که من دارم برسد، در حماقت او شک نکنید. شما از دور فکر مى کنید و مرجعیتى مى بینید ]البته ایشان مرجع على الاطلاق بود و کسى در ردیف ایشان نبود[ من در این موقعیتى که هستم آن چنان هستم که صاحب وقت خویش نیستم، مالک استراحت خودم نیستم.»تقریباً تمام مواهب دنیا چنین است.حضرت رسول اکرم(صلى الله علیه وآله)درپایان به استشعار طمع تأکید مى ورزد.

لباسى را که به تن بچسبد «شعار» مى گویند درمقابل«دثار»که لباس رویین است ، یعنى، برحذر باشید از این که طمع را در عمق جانتان قرار دهید، زیرا این کار اثرهاى بدى دارد: قلب شما را آلوده حرص مى کند و بر دلها مُهر مى زند، آن هم مهر حبّ دنیا. محبت دنیا که سرچشمه همه گناهان است تا آن را از دل بیرون نکنید، آلودگى انسان در هر لحظه اى ممکن است.فردى بود مى گفت: دعا کنید خدا صد میلیون به من بدهد. به او گفتم: هیچ مى دانى اگر صد میلیون را به اسکناس معمولى تبدیل کنند و به شما بدهند که بشمارید چند ماه طول مى کشد که آن را بردارى؟ فقط حدّ معینى از دنیا قابل جذب و مصرف است و زاید بر آن، وهم، خیال، حماقت، نادانى و نوعى مالیخولیاست که بر انسان چنگ مى اندازد و او را به گردآورنده مال دنیا تبدیل مى کند بدون این که استفاده اى از آن ببرد.