آیة الله قاضى

 

مرحوم قاضى شاگردان خود را هر یک طبق موازین شرعیه با رعایت آداب باطنى اعمال و حضور قلب در نمازها و اخلاص در افعال به طریق خاصى دستورات اخلاقى مى دادند و دل هاى آنان را براى پذیرش الهامات غیب آماده مى کردند .

 

باسمه تعالی

سخن در این مقاله از انسان وارسته ای است که باید گفت در زمان خود بی بدیل بوده و بی نظیر بوده است و بهتر است اوصاف او را از زبان یکى از بهترین تربیت شدگانش که در حقیقت تربیت شده قرآن بود یعنى مفسر بزرگ ، عارف کم بدیل ، فیلسوف خبیر علامه طباطبائى اعلى الله مقامه بشنوید ، این مرد الهى فرموده است:

 

 ما هر چه در این مورد داریم ، از مرحوم قاضى داریم ، چه آنچه را که در حیاتش از او تعلیم گرفتیم و از محضرش استفاده کردیم و چه طریقى که خودمان داریم ، از مرحوم قاضى گرفته ایم.

 

از رهگذر خاک سر کوى شما بود                                    هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد.

 


آیة الله قاضى انسانى در اوج عرفان

آیة الله قاضى

 

مرحوم قاضى شاگردان خود را هر یک طبق موازین شرعیه با رعایت آداب باطنى اعمال و حضور قلب در نمازها و اخلاص در افعال به طریق خاصى دستورات اخلاقى مى دادند و دل هاى آنان را براى پذیرش الهامات غیب آماده مى کردند .

 

بسمه تعالی

سخن در این مقاله از انسان وارسته ای است که باید گفت در زمان خود بی بدیل بوده و بی نظیر بوده است و بهتر است اوصاف او را از زبان یکى از بهترین تربیت شدگانش که در حقیقت تربیت شده قرآن بود یعنى مفسر بزرگ ، عارف کم بدیل ، فیلسوف خبیر علامه طباطبائى اعلى الله مقامه بشنوید ، این مرد الهى فرموده است:

 

 ما هر چه در این مورد داریم ، از مرحوم قاضى داریم ، چه آنچه را که در حیاتش از او تعلیم گرفتیم و از محضرش استفاده کردیم و چه طریقى که خودمان داریم ، از مرحوم قاضى گرفته ایم.

 

از رهگذر خاک سر کوى شما بود                                    هر نافه که در دست نسیم سحر افتاد.

 

 مرحوم قاضى شاگردان خود را هر یک طبق موازین شرعیه با رعایت آداب باطنى اعمال و حضور قلب در نمازها و اخلاص در افعال به طریق خاصى دستورات اخلاقى مى دادند و دل هاى آنان را براى پذیرش الهامات غیب آماده مى کردند .

 

خود ایشان در مسجد کوفه و مسجد سهله حجره داشتند و بعضى از شب ها را به تنهایى در آن حجرات بیتوته مى کردند و شاگردان خود را نیز توصیه مى کردند که بعضى از شب ها را به عبادت در مسجد کوفه یا سهله بیتوته کنند.

 

 دستور داده بودند که چنانچه در بین نماز و یا قرائت قرآن و یا در حال ذکر و فکر براى شما پیش آمدى کرد و صورت زیبایى را دیدید و یا بعضى از جهات دیگر عالم غیب را مشاهده کردید ، توجه ننمایید و دنبال عمل خود باشید.

 

علامه طباطبایى مى فرمودند: روزى من در مسجد کوفه نشسته ، مشغول ذکر بودم ; در آن بین یک حوریه بهشتى از طرف راست من آمد و یک جام شراب بهشتى در دست داشت و براى من آورده بود و خود را به من ارائه مى نمود ، همین که خواستم به او توجهى کنم ، ناگهان یاد حرف استاد افتادم لذا چشم پوشیده ، توجهى نکردم ، آن حوریه برخاست و از طرف چپ من آمد و آن جام را به من تعارف کرد ، من باز توجهى ننمودم و روى خود را برگرداندم که رنجیده شد و رفت و من تا به حال هر وقت آن منظره به یادم مى افتد از رنجش آن حوریه متأثر مى شوم .

 

مرحوم قاضی ما را به حفظ و مراقبت از زبان بسیار سفارش می کردند ، خود استاد قریب به بیست سال دو عدد ریگ دائماٌ در دهان خود نگه می داشت تا اینکه لحظه ای از زبان خود غافل نباشد!

 

 علامه طباطبائی روزی از کنار حجره ای می گذشت که در آن حجره دو طلبه مشغول به غیبت کردن بودند ، علامه بشدت متاثر شدند و به آنها گفتند که حجره خود را عوض کنید این حجره دیگر بدرد درس خواندن نمی خورد!

 

مرحوم قاضى از مجتهدین بزرگ بوده و کتاب هایى در فقه نیز تدریس کرده اند. در دهه اول و دوم ماه رمضان مجلس تعلیم و انس در شب ها داشته که حدود چهار ساعت از شب گذشته ، شاگرادن به محضر ایشان مى رفته و دو ساعت مجلس طول مى کشید، ولى در دهه سوم مجلس تعطیل و مرحوم قاضى تا آخر ماه رمضان دیده نمى شدند ،

 

 هر چه شاگردان به دنبال ایشان مى گشتند در نجف ، مسجد کوفه ، مسجد سهله و یا در کربلا ، ابداً اثرى از ایشان نبود و این رویه مرحوم قاضى تا زمان رحلت ادامه داشت.

 معمولاً ایشان در حال عادى ، ده ـ بیست روزى در دسترس بودند و رفقا مى آمدند و مى رفتند و مذاکراتى داشتند و صحبت هایى مى شد .

 

و آن وقت دفعتاً ایشان نیست مى شدند و یک چند روزى اصلاً نبودند و پیدا نمى شدند ، نه در خانه ، نه در مدرسه ، نه در مسجد ، نه در کوفه و نه در سهله ; ابداً از ایشان خبرى نبود ، هیچ کس خبر نداشت.

 

در روایت است که چون امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشریف) ظهور فرمایند ، اول دعوت خود را از مکه آغاز مى کنند ، بدین طریق که بین رکن و مقام پشت به کعبه نموده و اعلان مى نمایند و از خواص آن حضرت سیصد و سیزده نفر در حضور آن حضرت مجتمع مى گردند.

 

 مرحوم استاد آقای قاضى مى فرمود:

 در این حال حضرت به آنها مطلبى مى گویند که همه آنان در اقطار عالم متفرق و منتشر مى شوند چون همه آنان داراى طى الأرض هستند ، تمام عالم را تفحص مى کنند ومى فهمند که غیر از آن حضرت کسى داراى مقام ولایت مطلقه الهیه و مأمور به ظهور و قیام و حاوى همه گنجینه هاى اسرار الهى و صاحب الأمر نیست ، در این حال همه به مکه مراجعت مى کنند و تسلیم آن حضرت مى شوند و بیعت مى نمایند. مرحوم قاضى مى فرمود :

 

 من مى دانم آن کلمه اى را که حضرت به آنان مى فرماید و همه از دور او متفرق مى شوند ، چه کلمه اى است.

 

 آرى مردان خدا و تربیت شدگان قرآن به این صورت از خود مواظبت مى کنند تا جایى که به سر منزل حقیقی مى رسند. اى کاش مى توانستیم این حقایق را که نشان از آزادى روح بندگان مخلص خداست و نشان از تربیت قرآنى عباد حق است ،

 

 به سردمداران دنیا و آنان که بر ملت ها حکومت مى کنند به خصوص دولت مردان غرب ، مى رساندیم تا بفهمند و بدانند که تربیت صحیح جز در سایه قرآن ، میسر نیست ، و استفاده از سفره عدالت جز با به کار گرفتن قرآن ، امکان ندارد

 

 و دیو ظلم و ستم و اخلاق حیوانى جز با عمل به برنامه هاى قرآن ، از فضاى زندگى دور نمى شود. امروز آدمیزاد قرن کنونى یعنى قرن بیستم ـ در غرب یا در شرق ـ هر چند مخاطب به خطاب : . . . وَمَا أُوتِیتُم مِّنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَلِیلاً. . .

 

و از دانش و علم جز اندکى به شما نداده اند ، به هر حال و به مدد دانش و فن توانسته است تا اندازه اى مشکل ملا شدن را حل و فصل کند اما در محال « آدم شدن » همچنان پاى در گِل فرو مانده است ،

 

اکنون تمدن و تکنیک مى تواند و توانسته است تا حدى قابل توجه و قابل تحسین از دروازه آن مشکل که مشکل ملا شدن است قفل برگیرد اما دریغ و درد که نتوانسته ایم گره از کار فرو بسته آن محال که آدم شدن است ، بگشاییم.

 

 


 

منابع:

بر گرفته از کتاب معاشرت استاد حسین انصاریان