قبر رسول ترک در قبرستان نو شهر قم

 توبه، خودش نادیده گرفتن گناهان انسان است که به انسان بگوید برگرد که می‌خواهم تو را به اوج برسانم. امّا شیطان، نفس امّاره و وسواس الخنّاس نمی‌گذارند؛ چون می‌گویند: این حرف‌ها را رها کن، حالا که دیگر تو گناه کردی، چطور می‌خواهی مثل آن کسی باشی که گناه نکرده؟!

امّا می‌بینید یک کسی یک موقعی برمی‌گردد، آن هم چه برگشتنی! اوج می‌گیرد و بالا می‌رود. رسول ترکی می‌شود که می‌فهمد این قبر، قبر خودش است.

می‌گوید: نگاه می‌کردم، دیدم قبری را در قم برای مادر آن تاجر تهرانی کنده بودند. حالا آن موقع‌ها قبرها آماده نبود و در همان موقع می‌کندند. باران هم می‌آمد، آن تاجر گفت: این قبر چرا دم این ناودان است؟ گفتند: آقا! مردم معطّل هستند، چندین ساعت است که به جاده قم آمده‌اند و خسته شده‌اند. گفت: خیر، من این قبر را قبول ندارم. به همین خاطر رفتند قبر دیگری را کندند امّا رسول ترک دائم به آن قبر قبلی نگاه می‌کرد و حالش متغیّر شده بود. بعد می‌گوید: فهمیدم من یک هفته بیشتر باقی نیستم و همان قبر، قبر رسول ترک می‌شود.

رسول ترک، عربده‌کشی بود که تغییری اساسی می‌کند. پروردگار عالم هم به واسطه حبّ ابی‌عبدالله(علیه الصّلاة و السّلام) او را  به جایی می‌برد که به مقام انسانیّت می‌رساند. این‌ها همه لطف خداست که مطالب را این‌گونه عوض می‌کند.