امام مجتبی

 


در این نوشتار نکات برجسته ای را که ابوالفرج اصفهانی (284-356)، در کتاب ارزنده «مقاتل الطالبین» (دارالزهرا الاولی، 1428) در رابطه با حضرت مجتبی علیه السلام ذکر نموده گزارش می دهیم.

 


زمانه غدّار

مروری بر حیات امام حسن مجتبی علیه السلامامام مجتبی

 


در این نوشتار نکات برجسته ای را که ابوالفرج اصفهانی (284-356)، در کتاب ارزنده «مقاتل الطالبین» (دارالزهرا الاولی، 1428) در رابطه با حضرت مجتبی علیه السلام ذکر نموده گزارش می دهیم.

 

ولادت ایشان در سال سوم هجری و وفات حضرتش در سال پنجاهم واقع شده است . معاویه هنگامی که می خواست برای یزید ولایت عهدی را تثبیت کند، امام حسن علیه السلام و سعد بن ابی وقاص را مسموم کرد و آنها در زمانی نزدیک به هم از دنیا رفتند . عامل معاویه در مورد امام حسن علیه السلام، همسرش جعدة دختر اشعث بن قیس بود که اینکار را بخاطر پولی که معاویه برایش فرستاد انجام داد.

آنطور که ابوالفرج روایت کرده است در لحن سخنرانی های امام نوعی سنگینی – ناروانی – وجود داشته است: « و کان فی لسان الحسن بن علی ثقل » - این مطلب در منابع شیعی ظاهرا وجود ندارد-.

ابوالفرج در ادامه خطبه امام مجتبی علیه السلام را که پس از شهادت امیرمومنان علیه السلام ایراد شده است نقل نموده است. امام در این خطبه کوتاه به برخی از فضایل پدر بزرگوارشان اشاره و خود را معرفی می فرمایند، سپس با دعوت ابن عباس مردم با امام بیعت کردند. معاویه دو نفر را برای جاسوسی قرارداده بود- یک نفر در کوفه و دومی در بصره – امام با کشف این موضوع مکان آنها را نشان دارد. آن دو دستگیر و اعدام شدند.

نویسنده سپس به تعدادی از نامه های رد و بدل شده میان حضرت و معاویه اشاره می کند که پیرامون خلافت مسلمین نگاشته شده است . امام در یکی از این نامه با اشاره به فضائل اهل بیت علیهم السلام، عرب را بخاطر ندادن خلافت به خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله مذمت می کند و علت کناره گیری اهل بیت علیهم السلام از درگیری بر سر این موضوع مهم را ترس از لطمه خوردن به اصل دین و فساد در آن می دانند :

« فامسکنا عن منازعتهم مخافة علی الدین ان یجد المنافقون و الاحزاب بذلک مغمزا یثلمونه به او یکون لهم بذلک السبب لما ارادوا به من فساءه »

امام در یکی از این نامه با اشاره به فضائل اهل بیت علیهم السلام، عرب را بخاطر ندادن خلافت به خاندان پیامبر صلی الله علیه وآله مذمت می کند و علت کناره گیری اهل بیت علیهم السلام از درگیری بر سر این موضوع مهم را ترس از لطمه خوردن به اصل دین و فساد در آن می دانند

این متن – همانند ادله متعدد دیگر – بخوبی نشان دهنده عدم رضایت اهل بیت علیهم السلام از حکومت دیگران و سکوت از سر ناچاری است. از این رو ادعایی که گاهی گفته می شود که امیرالمومنین علیه السلام از حق خود با رضایت دست برداشته و آن را به دیگران تفریض کرده است غیرقابل قبول است.

معاویه در پاسخ امام ضمن اقرار به فضیلت اهل بیت علیهم السلام عمل بیعت کنندگان با خلفا را توجیه می کند و سپس با مغالطه و ژست عوامفریبانه دلسوزی بر امت را دلیل ندادن خلافت به امام می داند! او مدعی است به علت تجربه بیشتر و سن زیادتر– برای خلافت شایسته تر است:

« و لو علمت انک اضبط منی للرعیة و احوط علی هذه الامة و احسن سیاسة و اقوی علی جمع الاموال و اکید للعدو لاجبتک الی ما دعوتنی الیه...».

در پایان نامه هم وعده های مالی سخاوتمندانه ای برای قانع کردن امام ارائه می کند .

این دو نامه از اسناد مهم تاریخی است و شرح و بسط آن از عهده این مقاله کوتاه خارج است.

امام مجتبی

 

پس از رد و بدل شدن چند نامه دیگر، از آنجا که معاویه عزم سفر به عراق کرد تا وارد جنگ شود ، امام حسن علیه السلام هم دست به کار شد و فراخوان جهاد صادر نمود. امام بر منبر مسجد (کوفه) رفت و مردم را تشویق به جنگ نمود اما احدی جوابی نداد !« فسکتوا فما تکلم منهم احد»

در اینجا عدی پسر حاتم طائی معروف برخواست و از امام حمایت نمود. حضرت او را دعا فرمود. سپس قیس بن سعد بن عبادة و معقل بن قیس ریاحی و زیاد بن صعصعة هم برخواستند و حمایت کردند. مردم شروع به آماده شدن و رفتن به لشکرگاه کردند. امام هم به آنجا رفتند و مغیرة بن نوفل بن حارث بن عبد المطلب را جانشین خود در کوفه قرار دادند.

امام با لشکری انبوه به دیر عبد الرحمان رفتند و در آنجا برای جمع شدن مردم سه روز دیگر صبر کردند. در آنجا حضرت در حکمی عبیدالله بن عباس را فرمانده لشکر خود منصوب کرده و 12 هزار نفر را با او جهت استقبال از ارتش شام روانه کردند. امام به راه افتادند و به ساباط رفتند و در آنجا خطبه کوتاهی خواندند و خود را دلسوزترین فرد بر خلق خدا معرفی کردند.

عده ای از تندروها از لحن امام بوی مصالحه استشمام کردند و به ایشان جسارت کردند. آنان سپس به خیمه امام ریخته و زیرانداز را از زیر پای حضرت کشیدند و فردی لباس حضرت را به دور گردنشان پیچیدند .. حضرت تحت الحفظ ارادتمندان – مخصوصا طائفه ربیعة و همدان – به راه افتادند اما در حومه ساباط مردی از بنی اسد به نام جراح بن ستان حضرت را ترور کرد و با خنجر ران ایشان را شکافت ... امام را برای معالجه به مدائن رساندند.                                                            

نویسنده در ادامه به فریب دادن عبیدالله بن عباس توسط معاویه و فرار شبانه او از اردوگاه می پردازد. قیس بن سعد بن عباده با رشادت لشگر را از فروپاشی حفظ نمود ... در اثر مساعد نبودن شرایط، امام دعوت صلح معاویه را ضمن شرایطی قبول نمودند – درباره صلح امام در جای دیگر بحث کردیم و از این بخش می گذریم .

ای کسیکه علی را ذکر کرده! من حسنم و پدرم علی و تو معاویه و پدرت صخر، مادر من فاطمه و مادر تو هند، و جدّم رسول خدا و جدّ تو حرب است. جده من خدیجه و جده تو قتیله است . بنابراین خدا هر کدام از ما را که لئیم تر و بدتر است لعنت فرماید

نکته عجیب برخورد مردم پس از صلح با امام است . ابوالفرج می نویسد : پس از صلح امام به کوفه آمد و بزرگان شیعه و اصحاب امیرالمومنین علیه السلام نزد او جمع شدند و امام را ملامت نمودند !

ابوالفرج به صورت موردی به یکی از اعتراضات و پاسخات حضرت اشاره می کند و پس از آن به بخشهایی از خطبه معاویه در کوفه اشاره می کند که در آن صریحا عدم پایبندی خود را به شروط صلح اعلام می کند. در ادامه برخی از تنشهای میان امام و معاویه در کوفه ذکر می شود. امام در پاسخ به اهانتهای معاویه نسبت به امیرمومنان علیه السلام و خودشان می فرمایند:

 ای کسیکه علی را ذکر کرده! من حسنم و پدرم علی و تو معاویه و پدرت صخر، مادر من فاطمه و مادر تو هند، و جدّم رسول خدا و جدّ تو حرب است. جده من خدیجه و جده تو قتیله است . بنابراین خدا هر کدام از ما را که لئیم تر و بدتر است لعنت فرماید.

گروهی از مردم هم آمین گفتند!

یعنی نگاهی به شخصیت و پیشینه ما دو نفر برای قضاوت کردن کافی است و اهانت در اینجا سودی ندارد.

ابوالفرج پس از ماجرای بیعت قیس بن سعد با معاویه به ماجرای مسمومیت امام که در ابتدا اشاره شد می پردازد و در پایان به ماجرای تدفین مظلومانه امام اشاره می کند.