مختار، فرزند ابوعبیده ثقفى، از کسانى بود که به دلیل قیام علیه قاتلان امام حسین(علیه السلام)شهرت تاریخى یافت. او پیش از قیام امام حسین(علیه السلام) از شیعیان معروف کوفه بود و همان کسى است که وقتى مسلم بن عقیل، فرستاده امام حسین(علیه السلام)، به کوفه رفت، در منزل وى اقامت گزید. وقتى یزید مُرد و شرایط براى قیام مختار در کوفه فراهم گشت، مختار راهى کوفه گردید. آمدن مختار به کوفه مصادف با آمادگى توّابین براى خروج از شهر بود.

چنین نقل شده است که مختار پس از آن که موفق شد در کوفه شیعیانى را به سوى خود جذب کند، براى پیشرفت قیامش به امام سجّاد(علیه السلام) نامه اى نوشت و

 موضع امام سجاد (علیه السلام) نسبت به قیام مختار ثقفی 


مختار، فرزند ابوعبیده ثقفى، از کسانى بود که به دلیل قیام علیه قاتلان امام حسین(علیه السلام)شهرت تاریخى یافت. او پیش از قیام امام حسین(علیه السلام) از شیعیان معروف کوفه بود و همان کسى است که وقتى مسلم بن عقیل، فرستاده امام حسین(علیه السلام)، به کوفه رفت، در منزل وى اقامت گزید. وقتى یزید مُرد و شرایط براى قیام مختار در کوفه فراهم گشت، مختار راهى کوفه گردید. آمدن مختار به کوفه مصادف با آمادگى توّابین براى خروج از شهر بود.

چنین نقل شده است که مختار پس از آن که موفق شد در کوفه شیعیانى را به سوى خود جذب کند، براى پیشرفت قیامش به امام سجّاد(علیه السلام) نامه اى نوشت و از حضرت یارى جست، ولى امام(علیه السلام) پاسخ مثبت نداد. مختار چون از همکارى امام(علیه السلام)مأیوس شد، نامه اى به محمّد بن حنفیّه نوشت و همان درخواست را کرد. محمّد پذیرفت و مختار به عنوان نماینده محمّد، مردم را به خویش دعوت مى کرد.

چنین موضعى از جانب امام(علیه السلام) در آن شرایط و اوضاع سیاسى عصر آن حضرت، کاملا منطقى و درست بود; زیرا امام(علیه السلام)نباید در آن شرایط خاص، اقدام به کارى مى کرد که نابودى شیعه را در پى داشته باشد.

بنابراین، امام(علیه السلام) مصلحت را در رابطه مستقیم با این حرکت ندید، بلکه با تأیید کلّى نهضت، رهبرى آن را به محمّد بن حنفیّه واگذارد و او را جانشین خود در این امر ساخت; چنان که در این باره فرمود: «اى عمو، اگر برده اى زنگى هم به پشتیبانى از ما اهل بیت(علیهم السلام)خروج کند، حمایت از او بر مردم لازم است و در این مورد، به شما ولایت دادم; هر گونه صلاح مى دانى، عمل کنى.»

شاید دلیل واگذارى رهبرى نهضت به محمّد، این بود که او از طرف دستگاه حاکم متّهم به مخالفت نبود. گذشته از این موضع گیرى درست و به جا، امام(علیه السلام)در جاهایى، قیام مختار را تأیید کردند; چنان که وقتى سر عبیداللّه و دیگر قاتلان امام حسین(علیه السلام)را براى امام(علیه السلام) آوردند، حضرت سجده شکر به جا آوردند و براى مختار دعا کرده، طلب خیر نمودند.

امام باقر(علیه السلام)نیز در ملاقات با پسر مختار، سه بار براى وى طلب رحمت کردند و در جواب پسر مختار، که مى گفت مردم درباره پدر من مى گویند که او کذّاب بوده است، فرمودند: «خدا منزّه است. آیا مختار نبود که خانه هاى ما را ساخت و قاتلان ما را کشت و خون ما را طلب کرد؟ خدا او را رحمت کند. پدرم به من خبر داد که مختار شب ها در خانه فاطمه، دختر على بن ابى طالب(علیه السلام)، مى رفت و او برایش زیرانداز مى گذاشت و تکیه گاه مى نهاد و مختار از او حدیث مى شنید ...»
هیچ حقّى از ما نزد کسى نبود، مگر این که آن را طلب کرد و قاتلان ما را کشت و خونخواه ما شد.
همچنین در روایتى دیگر، امام باقر(علیه السلام)مى فرمایند: «از مختار بدگویى نکنید که قاتلان ما را کشت و انتقام خون ما را گرفت و بیوه هاى ما را شوهر داد و در زمان تنگ دستى به ما کمک کرد.»