راستى اگر باطل با حق مخلوط نمى‏شد، راه حق براى حق خواهان پنهان نمى‏ماند و اگر حق از وانمود شدن به باطل رهایى می یافت، زبان دشمنان از بدگویى باز مى‏ماند. ولى چون قسمتى از حق و قسمتى از باطل گرفته مى‏شود و درهم آمیخته مى‏گردد.

 

 

بصیرت

 

«بصیرت» برگرفته از ماده «بصر» و دارای دو معنای اصلی است: یکى علم و دیگرى ، درشتى ، سختى و خشونت.[1]

 

 

راغب اصفهانی، کاربرد «بصر» را برای چشم و «بصیرت» را برای قلب می داند. او «بصر» را به عضو بینایی و نیروی درک کننده ای که در آن است اطلاق می کند و «بصیرت» را نام نیروی ادراک کننده قلب می گذارد.[2]


فتنه و بصیرت در کلام امیرالمومنین علیه السلام

 


راستى اگر باطل با حق مخلوط نمى‏شد، راه حق براى حق خواهان پنهان نمى‏ماند و اگر حق از وانمود شدن به باطل رهایى می یافت، زبان دشمنان از بدگویى باز مى‏ماند. ولى چون قسمتى از حق و قسمتى از باطل گرفته مى‏شود و درهم آمیخته مى‏گردد.

 


 

بصیرت

 

«بصیرت» برگرفته از ماده «بصر» و دارای دو معنای اصلی است: یکى علم و دیگرى ، درشتى ، سختى و خشونت.[1]

 

 

راغب اصفهانی، کاربرد «بصر» را برای چشم و «بصیرت» را برای قلب می داند. او «بصر» را به عضو بینایی و نیروی درک کننده ای که در آن است اطلاق می کند و «بصیرت» را نام نیروی ادراک کننده قلب می گذارد.[2]

گفتنى است هر چند بصیرت، در اصل به معناى علم و دریافت قلبی است ؛ لیکن باید توجّه داشت که هر علمى ، بصیرت نیست و هر عالمى ، بصیر نامیده نمى شود ؛ بلکه این واژه ، حاکى از نوعى احاطه علمى و آینده نگرى است.[3]

امیرالمۆمنین علیه السلام در بیان ضرورت توجه به بصیرت ، کلامی دارد که در آن یکی از مهمترین مشکلات جامعه اسلامی را قشری بودن و عدم تعمق در دین می شمارد و می فرماید:

آغاز فتنه‏ها، پیروى از هواهاى نفسانى و بدعتهایى است که در دین داخل مى‏شود که کتاب خدا با آن خواهشهاى نفسانى و بدعتهاى دینى مخالف است. عده‏اى از مردم، دیگران را به این دو امر و برخلاف دین خدا یارى مى‏کنند. راستى اگر باطل با حق مخلوط نمى‏شد، راه حق براى حق خواهان پنهان نمى‏ماند و اگر حق از وانمود شدن به باطل رهایى می یافت، زبان دشمنان از بدگویى باز مى‏ماند. ولى چون قسمتى از حق و قسمتى از باطل گرفته مى‏شود و درهم آمیخته مى‏گردد. اینجاست که شیطان بر دوستان خود مسلط مى‏گردد و آنهایى که لطف پروردگار شامل حالشان شده، نجات پیدا مى‏کنند. [4]

یعنی اگر حق به طور واضح در مقابل مردم آشکار و ظاهر شود، کسى نمی تواند زبان علیه حق باز کند. اگر باطل هم خودش را به طور آشکار نشان بدهد، مردم به سمت او نخواهند رفت؛ روی همین اصل؛ کسانى که قصد گمراه کردن مردم را دارند از عرضه باطل به شکل خالص پرهیز می کنند و در مقام عمل؛ باطل و حق را به هم در آمیخته، به باطل رنگی از حق زده و بویی از حقیقت می دهند تا بتوانند آن را به مردم قالب کرده و به نتیجه مطلوبشان دست پیدا کنند که با این ترفند، حق، براى طرفداران حق هم مشتبه می شود. این است که کسب «بصیرت» می شود اولین وظیفه‌ جامعه دینی تا نگذارد حق و باطل مشتبه شده و راه حق در غباری از باطل گم شود. 

برای رسیدن به بصیرت هم مجاهدت علمى نیاز است و هم مجاهدت عملى. تلاش در عرصه تفکّر، تعقّل، تعلّم و عبرت گیری بیانگر نقش اندیشه و تلاش هاى علمى در رسیدن به بصیرت است و تلاش در جهت پرهیزگارى، یاد خدا، اخلاص، زُهد و مانند آن، گویای نقش تاثیرگذار مجاهدتهای عملى در این باره است. همه این عوامل را می توان در یک کلمه خلاصه کرد و نام آن را جهاد علمی و عملی نهاد

 

خاستگاه بصیرت

از آن جا که بصیرت، همان علم است ولی با عمق زیاد و احاطه گسترده و همه جانبه بنابراین خاستگاه آن همان خاستگاه علم و معرفت خواهد بود که این خاستگاه به دو بخش تقسیم می شود: بخش درونی و بخش بیرونی.

خاستگاه درونی بصیرت، فطرت و آن داشته های درونی است که خداوند متعال در فرایند خلقت انسان به او الهام کرده و در جان او به ودیعه نهاده است. در آیه 7و8 سوره شمس آمده است:

«وَ نَفْسٍ وَ مَا سَوَّاهَا فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَ تَقْوَاهَا ؛ سوگند به نفس و آن که آن را درست کرد و سپس ، پلیدکارى و پرهیزگارى اش را به آن ، الهام کرد

درباره این آیه از امام صادق (علیه السلام) سوال شد. حضرت فرمود:

«عَرَّفَهُ الحَقَّ مِنَ الباطِلِ ؛ حق و باطل را به او شناساند.»[5]

خاستگاه بیرونی بصیرت، رهنمودها و برنامه هایی است که قرآن کریم و انبیاء برای بشر به ارمغان آورده اند. آیاتی که قرآن را نور و مایه هدایت و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) را معلم و هدایتگر معرفی می کنند؛ همه شاهدی بر این مدعا هستند.[6]

این دو خاستگاه در مقام عمل به کمک هم آمده و یکدیگر را رشد داده و تقویت می کنند. امیرالمومنین (علیه السلام) یکی از کارکردهای تعالیم انبیاء را برانگیختگی گنجینه داشته های درون شمرده و می فرماید:

خداى سبحان رسولان خود را در میان آنها (مردم) فرستاد ... [تا] سرمایه تعقل و اندیشه را که خداوند در وجودشان قرار داده شکوفا کنند.[7]

حق به طور واضح در مقابل مردم آشکار و ظاهر شود، کسى نمی تواند زبان علیه حق باز کند. اگر باطل هم خودش را به طور آشکار نشان بدهد، مردم به سمت او نخواهند رفت؛ روی همین اصل؛ کسانى که قصد گمراه کردن مردم را دارند از عرضه باطل به شکل خالص پرهیز می کنند و در مقام عمل؛ باطل و حق را به هم در آمیخته، به باطل رنگی از حق زده و بویی از حقیقت می دهند تا بتوانند آن را به مردم قالب کرده و به نتیجه مطلوبشان دست پیدا کنند که با این ترفند، حق، براى طرفداران حق هم مشتبه می شود

 

عوامل دستیابی به بصیرت

برای رسیدن به بصیرت هم مجاهدت علمى نیاز است و هم مجاهدت عملى. تلاش در عرصه تفکّر، تعقّل، تعلّم و عبرت گیری بیانگر نقش اندیشه و تلاش هاى علمى در رسیدن به بصیرت است و  تلاش در جهت پرهیزگارى، یاد خدا، اخلاص، زُهد و مانند آن، گویای نقش تاثیرگذار مجاهدتهای عملى در این باره است. همه این عوامل را می توان در یک کلمه خلاصه کرد و نام آن را جهاد علمی و عملی نهاد ؛ همان که قرآن کریم در یک آیه تمام آن را خلاصه کرده و فرموده است:

«وَ الَّذِینَ جَاهَدُواْ فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا ؛ و کسانى که در راه ما کوشیده اند، به یقین ، راه هاى خود را بر آنان مى نمایانیم»[8]

 

موانع دستیابی به بصیرت

مهمترین مانع برای دستیابی موعود و یا موثرترین آفت برای بصیرت موجود، پیروی از تمایلات نفسانی و یا همان هواپرستی است. قرآن کریم در آیات متعدد و نیز روایات فراوانی به این مهم اشاره کرده اند و اثر چنین سوء رفتاری را دورماندن از بصیرت و کوری دل معرفی کرده اند. تعابیری مانند اعمی[9] ، لایبصرون[10] ، علی ابصارهم غشاوه[11] و ... ناظر به این معنا هستند.

 

نتیجه اینکه

بصیرت، نیروی تشخیصی است از جنس علم که صاحب خود را از سوار شدن بر موجی که دیگران به سود خود ساخته اند باز می دارد و راه را در فضای غبار آلودی که حق و باطل به هم درآمیخته، راه حق را به صاحبش می نمایاند. بصیرت با مجاهدتهای علمی و عملی نصیب انسان می شود و مهمترن مانع به دست آوردن آن هم گناه است و تعطیلی عقل آزاد اندیش.

 

پی نوشت ها :

1.معجم مقاییس اللّغة : ج 1، صص 253 - 254

2. مفردات الفاظ القرآن، ص 127

3. بر پایه برخى از پژوهش ها ، واژه بصیرت ، در فرهنگ هاى مختلف ، بیش از سى معنا را به خود اختصاص داده که موضوع آینده و آینده نگرى در میان بیشتر آنها مشترک است . (ر . ک : مقاله «بصیرت در رهبرى و مدیریت اسلامى» ، محمّد اَزگُلى به نقل از فرهنگ نامه بصیرت ص 17، پاورقی)

4. نهج البلاغه (صبحی صالح)، خطبه 50

5. تأویل الآیات الظاهرة : ج 2 ص 804 ح 1 ، بحار الأنوار : ج 24 ص 72 ح 6

6.مانند آیات 2 و 151/بقره ،

7. نهج البلاغه (صبحی صالح) خطبه اول

8. 69/عنکبوت

9. 72/اسراء

10. 179/اعراف

11. 7/بقره