گاه انسان مرتکب عمل خیری می ‌شود و بدان جهت امید
به پاداش دارد بدین صورت که یک قدم به خدای خویش نزدیکتر گردد و این در حالی است که
عمل خیر او نه تنها سبب خیر نگشته بلکه موجب شر نیز شده و او را از خدای خویش دورتر
ساخته است. امام علی علیه السلام فرمود: گناهى که تو را پشیمان کند بهتر از کار
نیکى است که تو را به خودپسندى وا دارد


 

گناه

.( نهج البلاغه/ حکمت
46)

 

غرور و خودپسندی

غرور یکی از صفاتی است که منشأء اکثر آفات و شرور است و اصل معنی غرور، به معنی
فریب خوردن است و مراد از آن فریفته شدن به شبهه و خدعه شیطان است، در ایمن شدن از
عذاب خدای تعالی و مطمئن گشتن به امری که موافق هوا و هوس و ملایم طبع باشد.( معراج
السعادة/ 534) یکی از اقسام غرور خودپسندی است.

آفت هاى خودپسندى فراوان است، زیرا که خودپسندى انگیزه خودخواهى مى‏شود، چه آن
یکى از عوامل خودخواهى است، از خودپسندى، خودخواهى، و از خودخواهى، آفات زیادى پدید
مى‏آید که بر کسى پوشیده نیست! این خودپسندى است نسبت به مردم؛ امّا نسبت به خدا،
خودپسندى، باعث فراموشى گناهان و ساده گرفتن آنها مى‏شود، در نتیجه انسان به بعضى
از گناهان توجّه نمى‏کند، و آنها را ترک نمى‏گوید، و به فراموشى مى‏سپارد، و آنچه
را هم که مورد توجه قرار مى‏دهد، کوچک مى‏شمارد و اهمیّت نمى‏دهد، در نتیجه براى
جبران و تلافى آنها کوشش نمى‏کند، بلکه گمان مى‏برد که خداوند از آنها مى‏گذرد!
امّا عبادات و اعمال خود را بزرگ مى‏شمارد، دلخوش است، و بر خدا به خاطر انجام آنها
منّت دارد و نعمتهاى الهى از قبیل حیات، قدرت، و امکانات عبادت را فراموش مى‏کند.
وقتى هم که خود پسند شد از دیدن آفات کور مى‏شود، و هر کس آفات عمل را دور نکند،
بیشتر تلاشش تباه و بیهوده است.

آدم خودپسند، به خود مغرور است و تصوّر
مى‏کند که در نزد خدا مقامى دارد، و خود پسندى او را وادار مى‏کند تا خود را ستایش
و تعریف کند و به فکر و عمل و عقل و خردش ببالد و در نتیجه از استفاده و مشورت با
دیگران و درخواست و پرسش مطلبى خوددارى مى‏کند و مستبد و خود رأى بار مى‏آید، و از
پرسش مشکلات از آن کسى که داناتر است خوددارى مى‏کند، و چه بسا به نظر غلطى که از
ذهنش گذشته است، مغرور، و دلخوش است که از جمله نظرات اوست، نه نظرات دیگرى، و
پافشارى مى‏کند و به نصیحت و اندرز گوش نمى‏دهد، بلکه به دیگران به چشم حقارت
مى‏نگرد، این چیزها و نظایر اینها از آفات خودپسندى است.
( مجموعه
ورام، آداب و اخلاق در اسلام / ترجمه تنبیه الخواطر / 393  )

شخص عالم و دانشمندى عابدى را ملاقات کرد و از او پرسید. وضع نماز
شما چگونه است؟ عابد با یک حالت عجب و خودبینى گفت. از نماز من سۆال میکنى با اینکه
من مدتها است مشغول عبادتم؟ عالم گفت گریه شما چگونه است؟ گفت من به حدى گریه میکنم
که اشک چشمم جریان پیدا میکند. عالم گفت خنده تو در حال خوف و ترس از خدا بهتر است
از گریه تو در حالى که فخر کنى و بخود بنازى. کسى که به عمل خود بنازد اعمالش به
طرف خدا بالا نمیرود اصلا

روایات و مسأله خودپسندی

امام على «علیه السلام »فرمودند: خودپسندى انسان را از افزون‏سازى (کارهاى خوب و
کمالات نفسانى) باز مى‏دارد. و از خود راضى ابله است، و خود محور زیانکار.

امام صادق «علیه السلام » فرمودند: سه چیز پشت را مى‏شکند: مردى که عمل خود را
زیاد شمارد، و گناهان خود را فراموش دارد، و مجذوب رأى و نظر خود شود. امام هادى
«علیه السلام » فرمودند: کسى که خودبینى به او راه یابد هلاک مى‏شود. (الحیاة /
ترجمه احمد آرام/ج‏1/ 539) امام صادق علیه السلام فرمود: هیچ کس تکبر و سرکشى نکند
مگر به خاطر پستى و ذلتى که براى خود احساس مى‏کند. رسول خدا صلی الله علیه فرمود:
واى بر آنکه با غرور و تکبر در روى زمین راه رود (و با این عملش) به اجبار و سرفراز
آسمانها و زمین (خداوند متعال) به عناد و ستیزه برخیزد. (جهاد النفس وسائل
الشیعة/ترجمه صحت/ 275 ) نضر از محمد بن سنان از اسحاق بن عمار از حضرت صادق علیه
السّلام که فرمود: شخص عالم و دانشمندى عابدى را ملاقات کرد و از او پرسید. وضع
نماز شما چگونه است؟ عابد با یک حالت عجب و خودبینى گفت. از نماز من سۆال میکنى با
اینکه من مدتها است مشغول عبادتم؟ عالم گفت گریه شما چگونه است؟ گفت من به حدى گریه
میکنم که اشک چشمم جریان پیدا میکند. عالم گفت خنده تو در حال خوف و ترس از خدا
بهتر است از گریه تو در حالى که فخر کنى و بخود بنازى. کسى که به عمل خود بنازد
اعمالش به طرف خدا بالا نمیرود اصلا. (بحار الأنوار- ترجمه جلد 67 و 68 / ترجمه
موسوى همدانى / ج‏2  / 241  )

امام على «علیه السلام »فرمودند : خودپسندى انسان را از افزون‏سازى
(کارهاى خوب و کمالات نفسانى) باز مى‏دارد. و از خود راضى ابله است، و خود محور
زیانکار

راه بیرون رفتن از غرور

امام صادق علیه اسلام فرمودند: تو بیرون نمى‏توانى آمد از کدورتهاى غرور و فریب
شیطان لعین و آرزوهاى نفس، مگر به صدق انابه و رجوع و بازگشت به جناب احدیّت، و به
تضرّع و زارى، و راه بردن به عیبهاى نفس و راههاى فریب او، که در غایت خفا و دقّت
است.(مصباح الشریعة/ترجمه و شرح عبدالرزاق گیلان/ 244) و اگر مغرور شوی و به خود
راضی باشی، به هر حال که در آن هستی هیچ احدی از تو شقی‌تر و عمر ضایع کننده‌تر
نخواهد بود و در روز قیامت حسرت و ندامت خواهی یافت.