بهترین عرض ارادت به ساحت مقدس
پیامبر و فرزندان پاک و معصومش، عمل به فرامین و دستورات ایشان است. در عمل باید
شیعه بودن خود را ثابت نماییم و تنها به زبان بسنده نکنیم.

در محبت و علاقه مردم مسلمان ایران زمین به پیامبر و اهل بیتشان شک و تردیدی
وجود ندارد. بیشتر مردم مسلمان ایران خود را شیعه و پیرو اهل بیت می نامند. محبت و
عشق به چهارده ستاره درخشان عالم هستی افتخاری بس بزرگ و بی بدیل است. این افتخار
آن چنان بزرگ است که محبان اهل بیت با افتخار خود را غلام آل الله علیهم السلام می
نامند.


 

 

بسیاری از مردم ما هنگامی که صحبت پیامبر و فرزندانش می شود، حاضر به
انجام کارهایی می شوند که اگر به عشق آل الله علیهم السلام نبود حاضر به انجامش نمی
شدند. مسجد سازی، حسینیه سازی، ساخت مدرسه، احداث بیمارستان، کمک به

بینوایان و محرومان و ...بیشتر این کارها را به خاطر قرب به آل الله علیهم السلام
انجام می دهند.

 

طلاب و روحانیون باید به مردم گوشزد
نمایند که مهمترین خواسته پیامبر و امامان پاک و مطهر ما، انجام فرامین الهی و گردن
نهادن به دستورات رب العالمین است
. مردم باید آگاه شوند که نمی شود

تنها با ظاهر سازی و ادعای زبانی به مقام شیعه گری نائل شد و باید اضافه بر زبان و
ظاهر ، عمل و رفتارمان نیز چون شیعیان راستین باشد.

باید با بندگی خدا و با رفتار نیک و شایسته و خداپسندانه، شیعه بودن خود
را به اثبات رسانیم.

 

آل الله علیهم السلام با تمام وجود به بندگی خدا می پرداختند. ایشان در انجام
فرامین الهی سر از پا نمی شناختند. معیار دوستی ایشان، اطاعت و بندگی خدا بود.

آیا امیرالمومنین علی علیه السلام که عدالت محور و دادگر بود و شهید راه
عدالت شد، ظالمانی که از حق خود تجاوز می کنند و حقوق مردم را پایمال می نمایند،
شیعه خود می داند!

 

آیا امام حسینی که در وسط کارزار جنگ دست از پیکار بر می دارد و رو به محبوب می
کند و سر به آستانش خم می کند، جوانی را که اهل نماز نیست را محب و شیعه خود می
داند!

آیا پیامبری که از دروغ و دروغگو بیزار است، دروغگویان را پیرو و شیعه
خود می داند!

آیا امام محمد باقر علیه السلام که پرهیزکار و خدا ترس بود و از خوف خدا به خود
می لرزید، کسانی را که اهل تقوا و پرهیزکاری نیستند و بی مهابا دست به گناه می زنند
را شیعه خود می نامد!

امام محمد باقر علیه السلام در این راستا می فرمایند: فو الله ما شیعتنا الا من اتقی الله و اطاعه .سوگند به
خدا شیعه ما نیست، مگر کسی که پرهیزکار بوده و از خدا اطاعت کند.(1)

 

ابولهب عموی پیامبر صلی الله علیه و آله است اما محبوب دل پیامبر نیست چرا که او
کافری طغیان گر و سرکش بود. بلال حبشی، برده ای سیاه پوست بود اما رسول الله او را
دوست می دارند چرا که او بنده ای خاضع و مطیع پروردگار بود.

معیار دوستی پیامبر و اهل بیت علیهم السلام،
خداست
. هر که طوق بندگی خدا را به گردن آویخته باشد و اهل عبادت و

بندگی باشد و از ابلیس رجیم فراری و از گناه رویگردان باشد، مورد محبت و لطف آل
الله علیهم السلام قرار می گیرد و شیعه و پیرو راستین آنان به شمار می آید.

 

این طور نیست که هر کسی که مدعی شیعه گری بود تنها به صرف ادعا و سخن، شیعه به
حساب بیاید.

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند       نه هر که آینه سازد
سکندری داند

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست       کلاه داری و آیین سروری
داند

در این دنیا می توان در ظاهر ادعای شیعه گری نمود و با زبان شیعه
بودنمان را ثابت نماییم اما فردای قیامت در صحنه محشر باید با رفتار و کردار خود
شیعه بودنمان را ثابت نماییم. در آن روز که زبان از کار می افتد و تنها

ملاک و معیار نامه اعمال است، کم خواهند بود شیعیان و پیروان پیامبر و اهل بیت
علیهم السلام .

 

آفریدگار مهربان در قرآن کریم می فرماید:

قل ان کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله
و یغفر لکم ذنوبکم و الله غفور رحیم
. بگو: اگر خدا را دوست می

دارید، از من پیروی کنید! تا خدا (نیز) شما را دوست بدارد؛ و گناهانتان را ببخشد؛ و
خدا آمرزنده مهربان است.(2)

آل الله علیهم السلام از ما اجرای فرامین الهی را می خواهند. آنان از ما
که ادعای شیعه گری می کنیم، انتظار دارند که واجبات الهی را انجام دهیم و نواهی را
ترک نماییم.

 

در زمانی که امام رضا علیه السلام به اجبار مامون در طوس به سر می بردند، گروهی
در شهری دور دست که خود را شیعه می نامیدند و ادعای شیعه گری داشتند و آلوده به
گناهانی بودند، قصد زیارت حضرت کردند. ایشان پس از مسافرتی طولانی و خسته کننده خود
را به طوس رساندند. آنان پس از ورود به شهر طوس، با هزار شور و امید،خود را به پشت
درب خانه امام رضا علیه السلام رساندند. با کمال تعجب دربان حضرت به آنان اجازه
شرفیابی نداد. آنان نا امید نشدند و عصر آن روز بار دیگر به دیدار حضرت شتافتند اما
این بار هم موفق به زیارت حضرت نشدند. آنان فردا و فردای فردا و... به درب خانه
حضرت رفتند اما هر بار ناامید بر می گشتند.

 

روز آخر که عزم برگشت به دیارشان را نمودند برای آخرین بار به خانه حضرت رفتند
اما باز دربان به آنان اجازه ورود نداد.آنان از روی عجز و التماس از دربان خواهش
کردند که لااقل از طرف ما به امام رضا علیه السلام بگو: ما از راه دور آمده ایم اگر
شما را ملاقات نکنیم، رو سیاه خواهیم شد، و هنگام مراجعت به وطن، در نزد مردم،
شرمنده و سرافکنده می گردیم، به ما اجازه ملاقات دهید...

 

دربان پیام آنان را به حضرت رساند، امام اجازه ورود را صادر کردند. پس از
شرفیابی به محضر سلطان طوس، امام به آنان این گونه فرمودند:

این که اجازه به شما ندادم، از این روست که شما ادعا می کنید، شیعه حضرت
علی علیه السلام هستید، ولی دروغ می گویید، شیعه علی علیه السلام، حسن و حسین
علیهما السلام، و سلمان و ابوذر و مقداد و عمار و... بودند، شما مدعی هستید که شیعه
امیرمومنان علی علیه السلام هستید، ولی در بیشتر اعمال، با آن حضرت مخالفت می
نمایید...

آنان پس از شنیدن سخنان حضرت شرمنده شدند و بی درنگ توبه کردند و امام با
مهربانی تمام از آنان پذیرایی کرد و به دربان دستور دادند به تعداد مرتبه هایی که
به درب خانه حضرت آمده بودند(60 بار)به پیش آنان بیاید و سلام کند و سلام حضرت را
به آنان ابلاغ کند.