چشم چرانی

 

 

چشم چرانی های خیابانی، نه تنها در صد تلاش ها و مو فقیت ها کم می شود، بلکه
آرامش از بین می رود. کسی که چشم چرانی می کند، مرتب در حال اذیت جسمی خود است و
مثل آن مانند کسی است که پول ندارد و جلوی مغازه کباب فروشی هم ایستاده است، مرتب
دهانش پر آب می‌شود و قورتش می‌دهد.

کسی که چشم چران است حتی از نظر شهوت هم خیلی لذت نمی برد و در آخر سر این چشم
چران ها کلاه می رود. چون آدم وقتی توی خیابان برود، یک خرما بخورد، یک مغز بادام
بخورد ، یک کشمش بخورد، وقتی به خانه برگردد دیگر اشتهای لازم برای خوردن غذای اصلی
را ندارد. چون هر چیزی که دیده یک انگشت زده است.

این فرد، علاقه‌اش به همسرش متمرکز نیست، چون این علاقه پخش شده است. کشاورز اگر
آب را متمرکز نکند، آب هدر می رود، یک خورده از این طرف و یک خورده از آن طرف. چیزی
از آن آب به مزرعه نمی‌رسد. لذا آن لذتی هم که آدم های پاک چشم از همسر خودشان
می‌برند ، آدمهای چشم چران نمی‌برند. چون آدم‌های چشم چران حواسشان ده ها جا می
باشد، آدمی که چشم چرانی نمی‌کند تمرکز دارد و عشقش متمرکزبه همسر خودش است. این به
نفع خانواده ها است. در حقیقت اسلام می‌خواسته تمام عشق‌ها متمرکز روی خانواده شود
.