قرارهای دو نفره

 

اگر بخواهیم خوش بین باشیم ، می توانیم این فراموش کردن را نه از روی عمد بلکه
از روی یک عادت بدانیم.عادتی که از کودکی آموخته شده است ،در جوانی تقویت شده و حال
،در زندگی زناشویی مورد استفاده قرار می گیرد.عادتی که خیلی از ما به آن مبتلا
هستیم و بودنش در زندگی برای مان عادی شده است .مانند بوی بد که در مرحله ی اول
آزار دهنده است و کم کم فرد به آن عادت می کند و برای مان طبیعی می شود ،متاسفانه
با برخی مشکلات اخلاقی اینگونه زندگی می کنیم.بد قولی یکی از رفتارهای نامناسبی است
که خیلی زود در زندگی افراد جا باز می کند و آنقدر طبیعی می شود که انگار اگر بد
قول نباشی ، حماقت کرده ای.

هیچ کدام از ما اولین بدقولی زندگی مان را به یاد نداریم اما احتمالا آن زمان
برای مان خیلی سخت بوده است .مثلا به مادرمان قول داده بودیم که به شکلات های روزی
میز دست نزنیم اما نتوانستیم به قول مان عمل کنیم.بعد از چند بار تکرار ،متوجه شده
ایم این شکستن قولمان مشکل شدیدی ایجاد نمی کند پس با خیال راحت به سراغ شکلات های
روی میز رفته ایم.دوران مدرسه که هر چه پیش می رود و به دانشگاه نزدیک تر می شود ،
بد قولی هایش نیز تخصصی تر می شود .

افراد در
خانواده هایی که بد قولی عادت شده است ، دیگر نمی توانند به هم اعتماد کنند .حرف
هایشان مانند چک بی محل است و مرز تعهد و بی تعهدی شکسته می شود

 

یک بد قولی که آسیب زیادی به زندگی مان می زند و کمتر کسی آن را تجربه نکرده
است، بد قولی های نوروزی است. وقتی سررسید سال جدید به دستمان می رسد و با شور و
هیجان صفحات اول آن را خیلی خوش خط می نویسیم و قرار می گذاریم تا در سال جدید ،
این گونه باشیم و آنگونه نباشیم! اما هنوز چند هفته ای نگذشته که تمام قول و
قرارهایمان را فراموش می کنیم.به نظر من این بدترین نوع بدقولی است. وقتی کسی به
خودش و قول های درونی اش بی اهمیت باشد ، چگونه می تواند به قول و قرارهایش با
دیگران پایبند بشود؟

خلاصه بازار بدقولی در زندگی فردی و اجتماعی همیشه پر رونق است اما زندگی
خانوادگی که ارتباط تنگاتنگ دو نفر باهم و در مراحل بعدی چند نفر باهم است ، اگر
گرفتار این بد قولی ها شود ، آسیب زیادی می بیند.افراد در خانواده هایی که بد قولی
عادت شده است ، دیگر نمی توانند به هم اعتماد کنند .حرف هایشان مانند چک بی محل است
و مرز تعهد و بی تعهدی شکسته می شود.بچه ها که هیچ چیز از دوربین مخفی آنها در امان
نخواهد بود ،خیلی زود می آموزند و هر جا منفعتشان ایجاد کنند ، قول شان را زیر پا
می گذارند.در چنین خانواده ای زن و شوهر نمی توانند بر روی حرف یکدیگر حساب باز
کنند و این یعنی خانه ای روی آب.

قول دادن

 

برای اینکه خانه تان روی آب نباشد و بتوانید به یکدیگر و حرف های هم اطمینان
کنید، باید ریشه ی بد قولی را در چهاردیواری تان بخشکانید.اولین اقدام این است که
به قول های ثبت نشده ی درونی تان پایبند باشید. لازم نیست سراغ قول های بزرگ بروید
.همین قرار های کوچک و دم دستی را رعایت کنید ،ناخودآگاه نوبت قرارهای بزرگ هم می
شود. مثلا چند بارتا به حال با خود گفته اید که دیگر شکلات و شیرینی نمی خورم؟ ورزش
می کنم؟وزنم را کم می کنم ؟ از همین قرارهای دم دستی شروع کنید و به آن پایبند
باشید البته برای آنکه بتوانید به قول های درونی تان عمل کنید ، لازم است سنگ بزرگ
بر ندارید. چیزی نگویید که عمل به آن سخت باشد.بجای آنکه بگویید دیگر لب به شکلات
نمی زنم ، بهتر است قرار بگذارید که در هفته یکبار آنهم به مقدار کم شکلات می خورم
.

وقتی از خودتان شروع کنید و نسبت به
خودتان خوش قول باشید ، این عادت به زندگی خانوادگی تان هم سرایت می کند و اتفاق
خوبی که می افتد ، این است:شما فرد قابل اعتمادی می
شوید
. قدیم ها افراد برای معاملات بزرگ یک تار سبیل را گرو می

گذاشتند چون بد قولی اینقدر عادت نشده بود و این روزها چک  با دو امضا و چند ضامن
هم نمی تواند سندی باشد برای اجرای تعهد.

قابل اعتماد بودن شما ، می تواند در
طول زندگی توسط همسرتان هم آموخته شود. می توانید به جای قول ها ی رمانتیک و بدون
ضمانت اجرایی که بعد از چند ماه خیلی زود فراموش می شود ، با همسرتان گفتگو کنید و
چند« قرار دو نفره»را در خانه تان اجرا کنید.قرارهایی
که برای تان مهم است و می تواند تمرین خوبی برای خوش قولی در دیگر حرف های تان
باشد.

مثلا با هم قرار بگذارید که از خانواده ی هم بد گویی نکنید ، هر روز یک پیامک
محبت آمیز به یکدیگر بدهید، هفته ای یکبار دو نفره برای پیاده روی بروید ( دقت کنید
قید دونفره لازم الاجراست) و هر چیز دیگری که می توانید به آن عمل کنید.

در ماه های اول خوب است که قول های تان را یادداشت کنید تا فراموشی بهانه ی خوبی
برای بدقولی نشود. اگر همسرتان بد قولی می کند هم بجای گله و شکایت ، با او صحبت
کنید و با قدم های کوچک او را تبدیل به یک همسر خوش قول کنید.

بد قولی صفت بدی است که از شما یک انسان سطحی و غیر قابل اعتماد می
سازد ، تلاش کنید تا حرف تان سند باشد.تا دیگران بتوانند به گفته های شما اعتماد
کنند.

/ 2 نظر / 5 بازدید
مریم

هیچ دانی نازنینم می توانی / راحت اسرار سعادت را بدانی/ رمز خوشبختی انسان نسیت جز این / مهربانی ، مهربانی ، مهربانی...